پایان دردهای زینب (س) - خاموشي خورشيد

پایان دردهای زینب (س) - خاموشي خورشيد ماجراي كربلا پايان پذيرفته، ولي غم هاي زينب فراموش شدني نيست هر لحظة‌ او كربلا وعاشورا و اسارت و درد و رنج است. هر لحظه، مدينه يادآور حديث كساء اهل بيت و دوران هجرت زينب وحسين از سخت‌ترين دوران عمر اوست. در مدينه قحطي سختي رخ داده است. عبدالله بن جعغر كه بحر جود و كرم است و عادت بر بذل و عطا دارد، به دليل اينكه دستش از

ویژگی های فردی اسوه زنان عالم ، زینب کبری (س)

ویژگی های فردی اسوه زنان عالم ، زینب کبری (س) نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س) ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری محل تولد : مدینه کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و... همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب تعداد

روایت دردهای زینب (س) - بازگشت به مدينه

روایت دردهای زینب (س) - بازگشت به مدينه خيل كاروان اسرا، دلشكسته و خسته به شهر مقدس مدينه بر مي‌گردند و در مقابل دروازة ‌شهر مدينه به امر امام قدري استراحت مي‌كنند، تا بشير خبر آمدنشان را به اهل مدينه بدهد. زينب در آستانة‌ ورودي مدينه صدا به ناله وا‌مي‌دارد: كه مدينه ما را قبول منما، مدينه آن زمان كه از تو جدا شديم، با حسن وعباس و علي‌اكبر ... رفتيم؛ اما اكنون هيچ كدام آن ها

زینب (س) بعد از عاشورا چگونه شد؟

زینب (س) بعد از عاشورا چگونه شد ؟ تعالی روحی و شخصیتی حضرت زینب بعد از واقعه کربلا    در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها بود. راستی که موضوع عجیبی است، زینب با آن عظمتی که از اول داشته است و آن عظمت را در دامن حضرت زهرا علیهاسلام و از تربیت علی

روایت دردهای زینب (س) - آتش شرم علمدار

  روایت دردهای زینب (س) - آتش شرم علمدار صداي" يا اخاك ادرك اخاك العباس! در صحنه كارزار و غربت، بر گوش حسين مي‌نشيند. سراسيمه خود را به سوي صدا روانه مي‌سازد. دوست و دشمن نظاره‌گر حركات حسين مي‌گردند در مسير راه احدي جرأت حضور در مقابل چهره، خشمگين حسين را ندارد و هر كس به سويي فرار را برقرار ترجيح مي‌دهد. در كنار نهر علقمه، قامت رشيدي در خون خويش نشسته و منتظر آمدن سرور و مولا

روایت دردهای زینب (س) - حرم پیامبر(ص)

روایت دردهای زینب (س) - حرم پیامبر(ص) در بازگشت از كربلا پس از دوري سخت و جانسوز؛ پس از طي مصايب در دوران پر سوز و گداز، اينك تنها و غريب با خيل يتيمان و شهيدان راهي حرم جدش مي‌گردد. كنار در ورودي مسجد پيامبر اكرم (ص) مي‌آيد و دو دست خويش را در دو طرف در مسجد مي‌نهد و با گريه، جد خويش رامخاطب قرار مي‌دهد كه: " ياجداه! اني ناعيه اليك اخي الحسين اي جد بزرگوار!

روایت دردهای زینب (س) - مصیبت فرزندان

روایت دردهای زینب (س) -  مصیبت فرزندان گل هاي خوشبوي زينب؛ محمد و عون، از امام تقاضاي اذن حضور در صحنه كارزار را مي‌طلبند. امام مخالفت خويش را اعلام مي‌نمايد. زينت بي تحمل عرض مي‌كند: برادر! به حق مادرم، اذن ميدان به فرزندان خواهرت بده. پسران به كمك مادر آمده و مي‌گويند: يا خال! به حق امّك فاطمه الزهرا الا اذنت لنا! امام چهرة‌ خواهرزاده‌هاي خود را مي‌بوسد و اجازه حضور مي‌دهد. آن ها از شوق

روایت دردهای زینب (س) – پس از حسین(ع)

روایت دردهای زینب (س) – پس از حسین علیه السلام اجساد شهدا در گوشه و كنار صحنه نبرد در خاك وخون افتاده و خيمه‌ها درحال سوختن است. بيش تر از سوختن خيمه‌ها، دل زينب مي‌سوزد كه سرماية خويش را در برابر چشمان خويش بي سر و عريان مشاهده مي‌كند. عمر سعد دستور داده است تا احدي از اهل بيت را نگذارند بر بالين شهدا گريه كرده و مجلس عزايي برپا نمايند. زينب برمي خيزد و به نيابت از

خداحافظ ای مادر خوبیها

روایت دردهای زینب (س) – خداحافظ ای مادر خوبیها آن روز، چهار سالة‌ گلستان عصمت وعفاف در كنار بستر مظلومة‌ تاريخ (فاطمه زهرا) همراه اسماء بنت عميس زانوي غم را بغل گرفته و خيره خيره بر چهرة تكيدة مادر نگاه مي‌كرد.     مادر از او خواست كه نزديك بستر آيد. سپس به او دو امانت گرانبها سپرد و فرمود: دخترم زينب! دو بغچه‌اي كه به تو مي‌سپارم، يكي از آنها متعلق به دختر ابي‌ ذر غفاري و ديگري

روایت دردهای زینب (س) – كوفه شهر نامردان

روایت دردهای زینب (س) – كوفه شهر نامردان خانوادة‌ رسول خدا را به عنوان اسراي خارجي وارد شهر كوفه مي‌نمايند. كودكان از فرط گرسنگي چشم گود رفته و مردم به قصد ترحم، نان و خرما صدقه مي‌دهند. ام كلثوم از اين حركت مردم به ستوه مي‌آيد و به سرعت نان و صدقه را از دهانشان بيرون مي‌آورد و خطاب به مردم مي‌كند كه: يا اهل الكوفه! انّ الصدقه علينا حرام.؛ اي مردم كوفه صدقه بر ما

امانت در خرابه شام

روایت دردهای زینب (س) - امانت در خرابه شام   اسراء به قصد مدينه از شام بيرون مي‌آيند. حضرت زينب از دروازة شام كه مي‌خواهد بيرون رود، سرش را از محمل خود بيرون آورده و خطاب به مردم شام مي‌گويد: اي مردم! اگر ما را خارجي خوانديد، و اگر ما را در خرابه جاي داديد، ما رفتيم. اما جان شما و جان امانتي كه در خرابه شام نهاده‌ايم. هر وقت توانستيد بر سر مزار او برويد و شمعي

روایت دردهای زینب (س) – درد دل هایی با برادر

روایت دردهای زینب (س) – درد دل هایی با برادر تمام حالات حسين نشان مي‌دهد كه او آماده ي رفتن است: چهره‌اش نشانگر عزم او بر لقاء حق مي‌باشد، با دلي شكسته و سر و پاي برهنه در حالي كه لباسش بر زمين كشيده مي‌شود، به سوي عزيز خدا راهي مي‌گردد و در محضر او با ادب و با چشم خونين مي‌گويد:     - اي يادگار گذشتگان و پناه باقيماندگان! پدر و مادرم و برادرم رفتند، آيا تو

اطلاعات دقیق از عملکرد زنان در عاشورا

آمار و اطلاعات دقیق از عملکرد زنان در عاشورا  پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مى‏توان گفت:يكى آنكه آنان چند نفر و چه كسانى بودند،ديگر آنكه چه نقشى داشتند. زنانى كه در كربلا حضور داشتند،برخى از اولاد علىعبودند،و برخى جز آنان،چه از بنى هاشم يا ديگران. زينب،ام كلثوم، فاطمه،صفيه،رقيه و ام هانى،از اولادعبودند،فاطمه و سكينه،دختران سيد الشهداع بودند،رباب،عاتكه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقيل،فضه نوبيه،كنيز خاص امام حسينعو مادر وهب بن عبد الله نيز از

روایت دردهای زینب (س) -حسینم برخیز

روایت دردهای زینب (س) - رنج راه ،حسینم برخیز درآن ايام خوش، هرگاه زينبت مي‌خواست سوار بر محمل گردد، قمربني هاشم وعلي اكبر و سيدالشهدا او را كمك مي‌كردند تا به راحتي سوار بر محمل گردد. عباس كمك او مي‌كرد تا سوار گردد. علي اكبر طناب شتر را مي‌گرفت و سيد الشهداء كمر خواهر و دست هاي او را مي‌گرفت تا سوار محمل شود. اما وقتي اسراء را خواستند ازكربلا به كوفه انتقال دهند، زينب تمام زنان

آنچه در روز میلاد زینب(س) گذشت

آنچه در روز میلاد حضرت زینب(س) گذشت سال ششم هجري و سال صلح حديبيه است. سورة‌ فتح كه اعلام ظفر و پيروزي است، نازل گرديده است. در مدينه، شهرنبوّت، روز پنجم جمادي الاولي، خانة گِلي دختر پيغمبر، جلوه‌هاي نور را از خود بر پيكري خسته جهان مي‌گستراند. از طلعت ستارة درخشان عصمت و طهارت، مدينه به خود مي‌بالد و شور و شعف وصف نشدني، به خود گرفته است. در قندان نور، مادرش او را به محضر خورشيد امامت

روایت دردهای زینب (س) - لحظات وصل

روایت دردهای زینب (س) - لحظات وصل آسمان ابر غم گرفته و آرام آرام اشك مي‌‌ريزد. درّدانه ي رسول خدا در خيمه خويش و در اوج طمأنينه مشغول به ذكر است و درحالي كه اسلحة خود را مرتب مي‌نمايد ابياتي را زمزمه مي‌كند: ياد هر، اًفٍ لك من خليلي كم لك بالاشراق و قد قتيلي اي روزگار! اف بر تو باد، كه با هيچ كس سر دوستي نداري ..... ! درخيمة كنار خيمه حسين، عقيلة بين هاشم كنار

نقش‌ زنان‌ در نهضت‌ حسيني‌

  يكي‌ از شگفتي‌هايي‌ كه‌ در حادثة‌ كربلا به‌ وضوح‌ مشاهده‌ مي‌شود، و چهرة‌حماسي‌ حادثة‌ عاشورا را برجسته‌تر مي‌سازد، حضور فعال‌ همة‌ اقشار اجتماع‌ در تولد آن‌تحوّل‌ عظيم‌ بوده‌ است‌. كارواني‌ كه‌ از شهر مكّه‌ و از لابه‌ لاي‌ مناسك‌ حج‌ راه‌ خويش‌ را يافته‌ وراهي‌سرزمين‌ حماسه‌ و عشق‌ «كربلا» مي‌شود، كارواني‌ است‌ متشكل‌ از زن‌، مرد، پير، جوان‌،نوجوان‌، خردسال‌ و حتي‌ كودك‌ شيرخوار و غلام‌ و برده‌.     بررسي‌ داستان‌ كربلا و نقش‌ اقشار مختلف‌ اجتماعي‌ در اين‌

روایت دردهای زینب (س) - لحظات غربت شام

روایت دردهای زینب (س) - لحظات غربت شام سيد بن طاووس مي‌نويسد:" وقتي اسرا و بازماندگان شهدا را وارد دارالاماره يزيد كردند، درحالي كه همگي به وسيله ريسمان به هم بسته شده و در مقابل يزيد قرار گرفتند، امام سجاد، يزيد را مخاطب قرار داد و فرمود: اي يزيد! تو را به خدا قسم مي‌دهم كه در بارة پيامبر چه گماني مي‌كني، اگر ما را با اين حالت بنگرد. يزيد دستور داد ريسمان را از آن ها

جايگاه‌ زن‌ در عاشورا

  سلام‌ بر حسين‌ و عاشوراي‌ حسيني‌، درود خدا بر عشق‌ پاك‌ و اشك‌ با معرفت‌شيعيان‌ عاشق‌ ولايت‌. عاشورا، حادثه‌اي‌ نبود كه‌ در يك‌ نيم‌ روز در سال‌ 61 هجري‌ اتفاق‌بيفتد و از قبل‌ و بعد خود جدا باشد، با آن‌ همه‌ بهره‌ برداري‌هاي‌ حماسي‌، مبارزاتي‌، تربيتي‌و معنوي‌ كه‌ تا كنون‌ از قيام‌ كربلا و شهادت‌ اباعبدالله حسين‌ (ع) شده‌ است‌؛ به‌ نظرمي‌رسد كه‌ غناي‌ محتوايي‌ اين‌ نهضت‌ خدايي‌، بسيار بيش‌ از آن‌ است‌ كه‌ تاكنون‌

روایت دردهای زینب (س) –غریبی کریم اهل بیت

روایت دردهای زینب (س) – امان از غریبی کریم اهل بیت شب سراسر مدينه را فرا گرفته و چشمان مردم به خواب رفته است. صداي در خانه، زينب را بيدار مي‌كند. پيغام سبط اكبر را مي‌شنود كه او را به خانة خويش طلبيده است. سراسيمه به خانه حسن (ع) راهي مي‌گردد و در كنار بستر امام خويش، حسين خود را مشاهده مي‌كند. آنها نشسته‌اند و منتظر آمدن خواهرشان هستند.     چهره ي حسن(ع) از شدت زهر، زرد گشته است

ام‏البنين، اسوه مادران و همسران شهيد

  بيان و شرح سرگذشت زندگانى ام‏البنين، بنا به ماجراها و پيشامدها و از همه مهم‏تر، امتحان‏هاى او توسط خدا، جهت اثبات خلوص نيت و درجه ولايتمدار بودن اين شيرزن انقلابى (كه به حق اسوه و الگويى ممتاز براى مادران و همسران شهيد ايران اسلامى به حساب مى‏آيد) از همه نظر ارزشمند خواهد بود. سخن گفتن از برخوردهاى مؤدبانه و معرفت‏آميز او، در برخورد نزديك با خاندان ولايت و احترام شديد او به اين خانواده و آموزش

روایت دردهای زینب (س) – پاسداری از حجاب

روایت دردهای زینب (س) – پاسداری از حجاب علامه مجلسي مي‌نويسد: در بعض ارباب مقاتل خواندم كه فاطمة‌ صغري، دختر امام حسين (ع) مي‌گفت: من در روز عاشورا در كنار خيمه ايستاده بودم و به اجساد پاره پاره شهدا نگاه مي‌كردم و پدرم را مي‌ديدم كه در خون و خاك غلتيده و بدنش پر از تير و نيزه و شمشير است و سواران بر آن اجساد با اسبان خويش اسب سواري مي‌نمايند. در اين فكر بودم

روایت دردهای زینب (س) - اربعين

اربعين است. چهل روز است كه گل هاي خوشبوي محمدي از باغستان خويش جدا گشته‌اند و باغبان خود را تنها نهاده‌اند. اولين زائر، صحابه‌ي خاص رسول الله جابر بن عبدالله انصاري است كه با بدني خوشبو و ذكر گويان، بر قبر دردانة پيامبر حاضر گشته و از سوز دل سه بار فرياد مي‌زند: يا حسين! يا حسين! و بيهوش روي زمين مي‌افتد. عطيه، دوست جابر، او را به هوش مي‌آورد

روایت دردهای زینب (س) – در مجلس يزيد

روایت دردهای زینب (س) – در مجلس يزيد اهل بيت رسول خدا را به ريسمان بسته و برمحفل شرك وعصيان، دربار طاغوت زمان، يزيد، وارد نمودند. امام سجاد (ع) از جسارت دشمن خدا بر اهل بيت بر آشفت و فرمود: اي يزيد! چه فكر مي‌كني؟ اگر جدمان رسول خدا در اين وضع و حال ما را مشاهده نمايد، چه مي‌كني؟ كلام حجت خدا، يزيد را خجلت زده نمود و دستور برداشتن ريسمان ها را داد. آرامش، لحظه‌اي

زينب«س» در یک نگاه

زينب كبرى سلام الله عليها،پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسينعدر نهضت خونين عاشورا .حضرت زينب،دختر امير المؤمنين و فاطمه زهراعدر سال پنجم هجرى،روز 5 جمادى الأولى در مدينه،پس از امام حسينعبه دنيا آمد.از القاب اوست:عقيله بنى هاشم،عقيله طالبيين،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،كامله،عابده آل على.زينب را مخففزين ابدانسته‏اند،يعنى زينت پدر.       امام حسينعهنگام ديدار،به احترامش از جا برمى‏خاست.زينب كبرى،از جدش رسول خدا و پدرش امير المؤمنين و مادرش فاطمه زهراعحديث روايت كرده است.(1)اين بانوى بزرگ،داراى

روایت دردهای زینب (س) – در مجلس شام

روایت دردهای زینب (س) – در مجلس شام ابن زياد درميان اعوان و انصار خود با كمال كبر وغرور بر دنياي خويش تكيه زده و منتظر ورود اسراء مي‌باشد. به امر او اسراء و سرهاي بريده را وارد و در برابر او قرار دادند و او مستانه قهقهه مي‌زد. در وقت ورود اسرا، عقيلة هاشم بني هاشم به طور ناشناس وارد مجلس گشت و درگوشه‌اي روي زمين نشست. ابن زياد از اطرافيان سؤال نمود: اين زن كيست؟ به

حضرت زینب(س)پرستار انقلاب حسینی

در سال پنجم جمادی الاول سال ششم هجرت در شهر مدینه ، در خانه حضرت علی (ع) دختری بدنیا آمد که سالها بعد در تغییر مسیر تاریخ بشریت نقشی عظیم ایفا کرد. زینب (س) از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان  آن بانوی بزرگ اسلام و پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست

روایت دردهای زینب (س) – الوداع یا محمدا

روایت دردهای زینب (س) – الوداع یا محمدا عرق، پيشاني پيغمبر را گرفته است و خاندان حياء و وفا همچو پروانه گرد شمع وجودش مي‌چرخند. فاطمه به دور از چشم كودكان در غم از دست دادن پدر خود، سخت در اضطراب است. زينب به ادب در كنار بستر مي‌نشيند و عرض مي‌كند: يا جدا! خواب ديدم باد تندي وزيدن گرفت و دنيا را تاريك نمود و من از شدت باد در پناه درختي بزرگي جاي گرفتم،

نقش زنان در نهضت ‏حسينى

حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلت‏بار ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند.  در اين حماسه خونين بيشتر به نقش آفرين مردان و يارانى كه در ركاب حضرت به فوز عظيم شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و

روایت دردهای زینب (س) – الوداع یا امیرالمومنین

روایت دردهای زینب (س) – الوداع یا امیرالمومنین شب 19 رمضان المبارك است و در خانه ي عقيله بني هاشم، سكوت جانسوزي حكومت مي‌كند. مهتاب دل گرفته از حوادث، قصد نورافشاني ندارد و آرام آرام اشك مي‌ريزد. دختر علي (ع)، تشويش خاطر عجيبي دارد. دلش گواهي مي‌دهد كه زمانه آبستن حادثه‌اي سخت و دردناك مي‌باشد. اذان صبح بر گوش مردم بيدار دل مي‌رسد؛ اذان آخر علي بر فراز مأذنه، طنين انداز شهر كوفه مي‌گردد. علي از فراز مأذنه

دردهای زینب (س)- شام غربيان

شب است و سكوت . ماه، غريبانه بر مظلومين كربلا نظاره و بر اين هجران وهرمان مي‌گريد و آرام آرام به پاس محبت فرزند فاطمه زهرا (س) خاموش مي‌گردد و مشاهده مي‌نمايد كه زينب، كودكان و بانوان پراكنده را جمع‌آوري مي‌نمايد. هر كدام از شيرين زبانان، سخني مي‌گويند كه دل خستة عقيله بني هاشم را مي‌سوزانند. يكي از پدر سراغ مي‌گيرد و ديگري سراغ اشك و عمويش را، سومي از لبان تشنه علي

روایت دردهای زینب (س) - مصيبت تاسوعا

روایت دردهای زینب (س) - مصيبت تاسوعا غروب در حال آمدن است. سيّد الشهداء قدري استراحت مي‌كند؛ بلكه خستگي از جان او به در رود. لحظاتي به خواب مي‌رود كه صداي عقيلة بني هاشم او را بيدار مي‌كند: آيا صداي همهمة لشكر دشمن را نمي‌شنوي؟ امام مشاهده مي‌كند لشكري بر لشكر عمر سعد اضافه گشته و صداي هلهله آن ها بلند است. همه درحال خوشحالي و نشاط هستند، زيرا اضافه شدن لشكر جديد را علامت پيروزي

الوداع یا حسین

صحنة ميدان از وجود مجاهدين حقيقي خالي گشته است. امام، غريب و بي‌كس بر غلاف شمشير خويش تكيه داده و ميدان را مي‌نگرد. بعد، آرام آرام راهي خيام حرم مي‌گردد و صدا مي‌زند: اي سكينه! اي فاطمه! اي كلثوم! اي زينب! آخرين سلامم بر شما باد. اكنون آخرين ديدارم با شماست و اندوه جانكاه به شما نزديك شده است. امام اين جملات را ادا مي‌كند، گريه‌اش خبر از لحظاتي سخت و

روایت دردهای زینب (س) - شام عاشورا

روایت دردهای زینب (س) - شام عاشورا در شب عاشورا، تنها در خيمه نشسته و شمشيرش را اصلاح و بر خود مرثيه مي‌خواند و به زمانه خطاب مي‌نمايد و اشعاري مي‌سرايد كه مضمونش اين است: اي زمانه! اف بر تو باد! چه قدر مردمان صالح و متقي و دوستان باوفا را به كشتن دادي، و به دل از ايشان قناعت ننمودي! عاقبت امور به سوي خداوند خواهد بود، و هرچه صاحب نفسي به راه من

روایت دردهای زینب(س) - شهادت علي اكبر

اولين جوان بني هاشم از پدر اذن جهاد گرفته و مي‌خواهد راهي ميدان نبرد گردد. پدر به او اجازه مي‌دهد. او براي وداع با عمه‌هاي خود و خواهرانش راهي خيمه مي‌گردد. همه او را چون نگيني در آغوش مي‌گيرند و به ياد رسول الله در اين قربت و وانفسا اشك غريبي مي‌ريزند. علي اكبر جنگ نماياني مي‌كند وشماري از لشكر دشمن را به ديار عدم مي‌فرستد، كه ناگهان صدايي

روایت دردهای زینب (س) - سوختن خيمه‌ها

روایت دردهای زینب (س) - سوختن خيمه‌ها عمر سعد مغرورانه به سوي خيمه‌ها آمده و اهل حرم را مورد خطاب قرار مي‌دهد: اي اهل بيت حسين! از خيمه بيرون آييد. زينب در مقابل صداي عمر سعد پاسخ داد: عمر سعد! دست از ما بردار. عمر سعد مجدداً ندا مي‌دهد: اهل بيت رسول خدا برون آييد تا شما را به اسارت راهي سازم. زينب در جواب او مي‌فرمايد: اي عمر سعد! از خدا بترس و اين قدر به ما

روایت دردهای زینب (س) - ورود به كربلا

كارواني خسته و دل نگران، به سرزمين مقدس نينوا قدم مي‌گذارد، زمان، سوم محرم الحرام سال 61 هجري است. در ورود به دشت غم و غصه، امام شخصي را جهت شناخت سرزمين مي‌فرستد. امام، غيبت و شهادت در نظري هر لحظه حضور دارد، ولي به جهت همراهان خويش امر مي‌كند كه: برويد نام اين سرزمين را سؤال كنيد. نام هاي مختلفي را براي آن سرزمين مي‌گويند: غاضريه،

روایت دردهای زینب (س) - ديدار با مادر پس از كربلا

روایت دردهای زینب (س) - ديدار با مادر پس از كربلا تمام دلسوختگان حرم كبريايي در قبرستان بقيع،مرقد پنهان فاطمه جمع گشته‌اند و بر مصيبت‌هايي كه بر او واقع شده، اشك مي‌ريزند: - اي كاش فاطمه به اسيران مي‌نگريستي، كه چگونه آن ها را شهربه شهر پراكندة‌ بيابان ها و در به در كردند! اي فاطمه! اگر در دنيا زنده بودي و مي‌ماندي، تا قيامت همواره براي ما صدا به گريه بلند مي‌كردي. اين صحنه بر سينة عقيلة
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir