الوداع یا حسین

صحنة ميدان از وجود مجاهدين حقيقي خالي گشته است. امام، غريب و بي‌كس بر غلاف شمشير خويش تكيه داده و ميدان را مي‌نگرد. بعد، آرام آرام راهي خيام حرم مي‌گردد و صدا مي‌زند: «اي سكينه! اي فاطمه! اي كلثوم! اي زينب! آخرين سلامم بر شما باد. اكنون آخرين ديدارم با شماست و اندوه جانكاه به شما نزديك شده است.» امام اين جملات را ادا مي‌كند، گريه‌اش خبر از لحظاتي سخت و جانسوز مي‌دهد.
زينب از اشك حسين، پريشان شده و صدا مي‌زند: «خدا چشمت را گريان نگرداند! چرا گريه مي‌كني؟»
امام مي‌فرمايد: «چگونه گريه نكنم؛ با اينكه مي دانم به زودي شما را به صورت اسير در ميان دشمنان حركت مي‌دهند، گريه‌ام براي خودم نيست، براي شماست كه اسير مي‌شويد.»
بانوان اهل حرم با شنيدن سخنان امام، صدا به گريه وناله بلند نموده و فرياد مي‌زنند:
- الوداع الوداع! الفراق الفراق!
اكنون وقت جدايي رسيده است.

 

 22.jpg

تل زينبيّه، تو نیز شاهد دردهای زینب بودی

خورشيد امامت و طهارت در گودال قتلگاه به حالت احتضار، جد خود و پدر و مادر و حسن (عليهم السلام) را مي‌بيند كه به استقبال او آمده‌اند. زينب از خيمة غربت و بي‌كسي بيرون آمده و دست ها را بر سر نهاده و از سوز دل مي‌خواند:
«وا محمداه! و ابتاه! واجعفرا!»
كاش آسمان به روي زمين ويران مي‌شد! اي كاش كوه ها از هم مي‌پاشيدند و به بيابان ها مي‌ريختند!
از فراز تل زينبيه مي‌بيند كه شمر بر سينة عزير رسول خدا نشسته و مي‌خواهد بزرگ ترين جنايت بشريت را مرتكب گردد. زينب به سوي حسين مي‌آيد و عمر سعد از سويي دگر با خيل سپاه خود. صداي عالمة غير معلمه برمي‌خيزد كه: «اي عمر! آيا اباعبدالله كشته مي‌گردد و تو مي‌نگري؟»


آن قدر سخن زينب سوزناك و جانسوز است كه عمر سعد شروع به گريستن مي‌نمايد و صداي گريه‌اش را لشكريانش مي‌شنوند؛ به حدي كه محاسن او از اشك چشمانش تر مي‌گردند؛ ولي درعين حال «صًرف وجهه عنها ولي يجها بشيء»
روي از دختر زهرا بر تافت و سكوت كرد. صداي زينب از اين قساوت قلب به آسمان برخاست كه: «ويلكم اما فيكم مسلم!» واي بر شما! آيا بين شما يك نفر مسلمان نيست؟

 

 

آخرين كلام با خورشيد

وقت آن است كه آهنگ رحيل نواخته و اسرا را راهي كوفه نمايند. با تازيانه وكعب نيزه‌ها، اهل بيت را از جنازه‌هاي مطهر شهدا جدا مي‌سازند. آن ها با چشم گريان وداع مي‌كنند. عقيلة بني هاشم درلحظات محنت و طاقت فرساي وداع با بدن پاره پاره، حسين خود، درگودال قلتگاه مي‌خواند:« برادر! اگر همه مصايب را فراموش كنم، دو مصيب را هرگز فراموش نمي كنم: اول اينكه تورا با لب تشنه شهيد كردند و آب را كه مهرية مادرت بود، ازتو دريغ نمودند. دوم اينكه درموقع رفتن به ميدان گفتي:" زينب پيراهن كهنه‌اي را برايم بياور تا زير پيراهنم بپوشم كه اگر لباسم را غارت كردند، لباس كهنه‌اي باقي باشد. امّا برادرم! لباس كهنه تورا هم از تن تو درآورده و به يغما برده‌اند."

 

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
YAHOSEIN5
-1 #4 YAHOSEIN5 1392-01-10 21:17
اگه مشکلی نداره این مطلبو میخوام تو وبلاگم بزارم
--------
پایگاه جامع عاشورا : التماس دعا
 
 
YAHOSEIN5
-1 #3 YAHOSEIN5 1392-01-10 21:16
واقعا ادم نمیتونه چیزی بگه از این همه بی رحمی واقعا حضرت زینب خیلی
طاقت اوردند که انها را نفرین نکردند کاش ما بتوانیم دین خود را به ایشان کنیم
 
 
yssamin
+2 #2 yssamin 1391-03-04 07:42
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.اللهم العن عصابت الذی جاهدت حسین و شایعت وبایعت وتابعت علی قتله. اللهم العنهم جمیعا........
 
 
سندس
-1 #1 سندس 1391-03-02 17:59
تعلمت من الحسین کیف اکن مظلوما فنتصر
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir