بخش چهاردهم-احضار امام توسط مروان

بخش چهاردهم-احضار امام حسين توسط مروان وليد، هنگام نيمه شب (1) عبداللَّه بن عمرو بن عثمان را که غلامي نوجوان بود، به دنبال حضرت حسين عليه السلام و فرزند زبير فرستاد و علت اينکه در آن وقت وي را فرستاد، اين بود که شايد در آن وقت شب، موافقت حضرت حسين عليه السلام با بيعت يزيد را ولو مخفيانه، به دست آورد، او مي دانست که اگر آن حضرت، اين مطلب را از وي مي پذيرفت

بخش پانزدهم- حکومت یزید و کینه او به پیامبر

بخش پانزدهم-آغاز حکومت یزید و کینه او به پیامبر معاويه، زندگي اش را با بزرگترين گناه در اسلام و زشت ترين جنايت در تاريخ، پايان داد؛ زيرا بدون هيچ و اهمه اي فرزند بد نهادش يزيد را به عنوان خليفه بر مسلمين تحميل کرد تا دين و دنياي آنان را به تباهي بکشاند و مصيبتها و فجايع جاويداني را برايشان به ارمغان آورد... معاويه به انواع وسايل ددمنشانه دست زد تا سلطنت را در خاندانش موروثي سازد. جاحظ

بخش سی ام-روز عاشورا و دعای امام حسین

بخش سی ام-روز عاشورا و دعای امام حسین در آسمان دنيا هيچ سپيده ي بامدادي همچون فجر روز دهم محرم با مصيبتها و غمهايش ندميده است و خورشيد، هيچگاه همچون خورشيد آن روز با اندوه و دردهايش طلوع نکرده است...؛ زيرا در تاريخ هيچ حادثه اي وجود ندارد که با فجايع و دردهايش از آن صحنه هاي اندوهبار برتر باشد که در روز عاشورا (1) بر صحراي کربلا نمايان گشت؛ چون محنتي از محنتهاي دنيا و

بخش هشتم-القاب و کنیه امام حسين

بخش هشتم-القاب و کنیه امام حسين القاب آن حضرت و آنچه از صفات بلند در وجودش بود، بر علوّ ذات وي دلالت دارد و آنها عبارتند از: 1 - شهيد. 2 - طيّب. 3 - سيّد شباب اهل الجنّه (سرور جوانان اهل بهشت). 4 - سبط (1) به اعتبار فرمايش پيغمبر صلي الله عليه و آله که فرمود: حسين، سبطي از اسباط است (2) . 5 - رشيد. 6 - وفي (وفادار). 7 - مبارک. 8 - التابع لمرضاة اللَّه (پيرو رضاي خدا)

بخش بیست و هفتم-پيوستن گروهي از کوفیان

بخش بیست و هفتم-پيوستن گروهي از مردم كوفه به امام وقتي که امام به عذيب هجانات رسيد، چهار نفر از مردم کوفه که براي ياري اش آمده بودند، به آن حضرت پيوستند، آنان سوار بر شترهاي خود؛ يک اسب را که متعلق به نافع بن هلال بود، با خود همراه داشتند، از مردم کوفه، کسي جز آنان، براي استقبال از حضرت حسين عليه السلام نيامده بود، آنها عبارتند از: 1- نافع به هلال مرادي. 2- عمرو

بخش چهارم-سال ولادت امام حسين

بخش چهارم-سال ولادت امام حسين سبط پيامبر صلي الله عليه و آله در سال چهارم هجري (1) ، چشم به دنياي وجود گشود. و گفته شده که در سال سوم بوده (2) و راويان در مورد ماه ولادت آن حضرت، اختلاف دارند و اغلب بر آنند که در ماه شعبان و در روز پنجم از آن مي باشد (3) و بعضي از آنان روز ولادت را معين نکرده اند بلکه گفته اند چند شبي از شعبان

بخش دوازدهم-ساختارهاي تربيتي امام حسين

بخش دوازدهم-ساختارهاي تربيتي امام حسين در سبط پيامبر صلي الله عليه و آله و ريحانه اش امام حسين عليه السلام همه عناصر ناب تربيتي فراهم آمده بود که جز او کسي آنهارا به دست نياورد و او از جوهر و لُبّ آنها بهره برد، اين عناصر، آن حضرت را براي رهبري امت و تحمل رسالت اسلام با همه ابعاد و ساختهايش، آماده نمود و به او نيروهاي نامحدود روحي، از ايمان عميق به خدا و استقامت

بخش هجدهم-امام حسين در مكه

بخش هجدهم-امام حسين در مكه امام، در شب جمعه، سه شب از شعبان گذشته به مکه رسيد (1) و در خانه عباس بن عبدالمطلب (2) ، رحل اقامت افکند، مردم مکّه استقبال شاياني از آن حضرت به عمل آوردند و هر صبح و شب نزد آن حضرت مي رفتند و احکام دين و احاديث پيامبرشان را از او مي پرسيدند. ابن کثير مي گويد: مردم در مکّه به سوي او مي رفتند، در اطرافش مي نشستند

بخش دهم-خبر پيامبر از شهادت امام

بخش دهم-خبر پيامبر از شهادت امام حسين پيامبر صلي الله عليه و آله ياران خودرا از کشته شدن ريحانه و سبط خويش با خبر ساخت و اين امر را ميان مسلمين انتشار داد به طوري که اين موضوع نزد آنها از امور حتمي گرديد و در مورد آن هيچگونه شکي نداشتند. ابن عباس مي گفت: ما شکي نداشتيم و اهل بيت فراوان بودند که حسين بن علي در طف کشته مي شود (1) . پيامبر صلي الله عليه

بخش یازدهم-عُمَر و حضرت امام حسين

بخش یازدهم-عُمَر و حضرت امام حسين امام حسين عليه السلام در دل، اندوهي فراوان و غمي جانکاه داشت از آن که جايگاه پدرش را غصب نموده بود و اين امر، عنصري از عناصر ناخرسندي و دل آزردگي براي آن حضرت به وجود آورد و با آگاهي تمام، احساس تلخکامي مي نمود در حالي که در سن و سال آغازين خود بود. مورخان مي گويند: روزي عمر بالاي منبر به خطبه مشغول بود که ناگهان حسين را ديد

بخش بیست و یکم-نامه به زعماي بصره

بخش بیست و یکم-نامه هاي امام حسين به زعماي بصره امام، به رؤساي پنجگانه بصره نامه هايي نوشت و آنهارا براي ياري کردن به وي و گرفتن حقش، به قيام خواند. آن حضرت، به بزرگان منطقه، نامه نوشت که از جمله آنها افراد ذيل هستند: 1 - مالک بن مسمع بکري. 2 - احنف بن قيس. 3 - منذر بن جارود. 4 - مسعود بن عمرو. 5 - قيس بن ميثم. 6 - عمر بن عبيداللَّه بن معمر (1) . اما بعد:

بخش هفدهم-حرکت امام بسمت مکه

بخش هفدهم-حرکت امام بسمت مکه پس از آنکه حضرت امام حسين عليه السلام عدم پذيرش قطعي خود را در مورد بيعت با يزيد اعلام کرد، همراه اهل بيت خود به سوي مکه که حرم خداوند و حرم پيامبرش مي باشد، حرکت کرد و به بيت اللَّه الحرام پناه برد، زيرا خداي تعالي، امنيّت و اطمينان را براي بندگانش در آنجا، واجب فرموده است. امام، به اين شهر امن، روي آورد تا از شرّ امويان و تجاوزات آنان

بخش بیست و ششم-رویارویی با حر

بخش بیست و ششم-در صحرای کربلا - رویارویی با حر موکب امام به شراف رسيد، در آنجا چشمه ي آبي وجود داشت، امام به جوانانش دستور داد تا آب بگيرند و فراوان هم بگيرند، آنان چنين کردند و سپس قافله به راه افتاد و صحرا را در مي نورديد که ناگهان يکي از ياران امام تکبير گفت.امام از اين کار در شگفت شد و به او فرمود: براي چه چيزي تکبير گفتي؟. - نخلها را ديدم. مردي

بخش هفتم-چهره امام حسين

بخش هفتم-چهره امام حسين علیه السلام در چهره امام حسين عليه السلام نشانه هاي جدش، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله آشکار شد؛ زيرا در اوصاف خود همانند آن حضرت بود و در اخلاقي که پيامبر به آنها بر ديگر پيامبران، امتياز يافت نيز همانند وي گرديد. محمد بن ضحاک اورا توصيف نموده گفت: بدن حسين، شبيه بدن پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بود (1) . و گفته شده: از ناف تا پاهايش، شبيه پيامبر

بخش بیست و هشتم-لشکرکشی کوفیان

بخش بیست و هشتم-کاروان در كربلا و لشکرکشی کوفیان کاروان عترت پاک، در روز پنجشنبه برابر با دوّم محرم سال 61 هجري در کربلا اقامت گزيد (1) ، در حالي که وحشت بر اهل بيت، مستولي شده و به نازل شدن مصيبت جانکاه، يقين کرده بودند، امام، سختي کار را دانسته گرفتاريهاي هولناک و حوادث ترسناکي که در سرزمين کربلا، بر وي خواهد گذشت، در نظرش تجلّي يافت. مورخان مي گويند: آن حضرت، اهل بيت و يارانش

بخش نوزدهم-انتخاب هجرت به عراق

بخش نوزدهم-انتخاب هجرت به عراق امام حسين عليه السلام هجرت به عراق را انتخاب کرد نه جاي ديگري از سرزمينهاي جهان اسلام، در حالي که مي دانست اهل عراق به چه وضعي از پادرهوايي و اضطراب در رفتار، گرفتار شده بودند. شايد انتخاب عراق- نه هر جاي ديگر- از سوي امام، به عوامل زير برگردد: اوّل: عراق، در آن روزگار، قلب دولت اسلامي و جايگاه ثروت و مردان بود که در آن، کوفه به عنوان پادگاني براي

بخش بیست و چهارم-سفر از مکه به سوي عراق

بخش بیست و چهارم-سفر از مکه به سوي عراق پيش از آنکه امام از مکه حرکت کند، به سوي مسجدالحرام رفت و با طواف و نماز،به آن اداي احترام کرد و اين آخرين وداع آن حضرت بود. امام، فريضه ي نماز ظهر را در مسجد به جاي آورد و سپس مسجد را وداع گفت و خارج شد (1) امام کعبه را وداع گفت، در حالي که روح آنرا در بدن داشت و مشعل آنرا با

بخش سی و چهارم-شهادت امام حسین

بخش سی و چهارم-شهادت امام حسین خداوند! آن گروه جنايتکاري که پليدترين افراد روي زمين و فرومايگاني ناپاک بودند به سوي آن حضرت، از هر سوي حمله آوردند و با شمشيرها و نيزه ها بر او ضربه ها مي زدند. زرعة بن شريک تميمي بر کف دست چپ حضرت، ضربه اي زد و فرومايه ي ديگري بر شانه اش ضربه اي وارد کرد، از کينه توزترين دشمنان نسبت به حضرت، سنان بن انس بود که گاهي

بخش بیست و پنجم-نامه ي امام به کوفیان

بخش بیست و پنجم-نامه ي امام به مردم كوفه در حاجر هنگامي که امام حسين به حاجر در منطقه ي ذي الرمه- يکي از منازل حج از راه باديه- رسيد نامه اي به شيعيانش از اهل کوفه نوشت تا آنها را از حرکتش به سوي آنان با خبر سازد. در آن نامه، بعد از نام خدا آمده بود: از حسين بن علي به برادرانش از مؤمنين و مسلمين، سلام بر شما! من به همراه شما خدايي را

بخش سوم-گريستن پيامبر بعد از ولادت

بخش سوم-اندوه و گريستن پيامبر بعد از ولادت هنگامي که مژده تولد سبط پيامبر اکرم به آن حضرت داده شد، بلا فاصله به خانه بضعه اش فاطمه عليها السلام شتافت، در حالي که قدمهايش را سنگين بر مي داشت و غم و اندوه بر او چيره گشته بود، پس با صدايي گرفته و اندوهناک صدا زد: اي اسما! پسرم را نزد من بياور. اسما، وي را به آن حضرت داد. پيامبر اورا در آغوش گرفت و بسيار

بخش بیست و دوم-علل هجرت از مكه

  بخش بیست و دوم-علل هجرت از مكه اما انگيزه هاي هجرت امام از مکه و خارج شدنش به سوي عراق با اين سرعت ممکن است به اين موارد برگردد:   محافظت بر حرم امام ترسيد بيت اللَّه الحرام- که هر کس بدان وارد شود، ايمن مي گردد- مورد هتک حرمت واقع شود، زيرا بني اميه، حرمتي براي آن نمي شناختند و يزيد به عمرو بن سعيد اشدق دستور داده بود با امام به جنگ پردازد و اگر از

بخش دوم-قبل از ولادت

بخش دوم-قبل از ولادت و تعبیر یک خواب نوزاد نخست درخت نبوت و شجره امامت، ذرّيّه طاهره اي را چون شاخه هايي از خود جدا کرد که امتداد رسالت پس از حضرت پيامبر صلي الله عليه و آله مي باشد. نخستين نوزاد، ابو محمد زکي بود که جان پيامبر صلي الله عليه و آله از شادي وي لبريز شد، پس توجه به وي را آغاز کرد و او را با نمونه ها و کرامتهاي نفسانيش تغذيه

بخش بیست و سوم-سخنراني و عمره امام در مکه

بخش بیست و سوم-سخنراني امام در مكه و انجام عمره هنگامي که امام بر ترک حجاز و حرکت به سوي عراق تصميم گرفت، دستور داد مردم را جمع کنند تا سخنراني تاريخي خود را در ميان آنان ايراد فرمايد. جمع کثيري از حجاج و مردم مکه، در مسجدالحرام نزد آن حضرت فراهم آمدند و حضرت، در ميان آنان به سخن ايستاد و سخنان خود را چنين آغاز فرمود: سپاس خداي را و آنچه را خدا خواهد آن

بخش نهم-انگشتر ، عطر و خانه امام

بخش نهم-نقش انگشتر ، عطر و خانه امام   نقش نگين انگشتر امام حسين علیه السلام آن حضرت، دو انگشتري داشته؛ يکي از آنها عقيق بوده که بر آن ان اللَّه بالغ امره (1) نقش شده بود و ديگري همان است که در روز شهادتش، به غارت برده شد و بر آن نوشته شده بود: لا إله إلّا اللَّه عدد لقاء اللَّه و وارد شده است: هر کس مانند آن، انگشتر خود سازد، براي او مانعي از شيطان

مراسم ميلاد امام حسين

پيامبر صلي الله عليه و آله شخصاً بيشتر مراسم شرعي تولد مولود مبارکش را به جاي آورد و اين اعمال را انجام دادند:  اذان و اقامه پيامبر صلي الله عليه و آله مولود بزرگوارش را در آغوش گرفت و در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپ او اقامه راخواند (1) و در خبر آمده است که: اين عمل، نگهدارنده نوزاد از شيطان

بخش ششم-عنايت پيامبر به امام

بخش ششم-عنايت پيامبر به امام حسين پيامبر صلي الله عليه و آله شخصاً سرپرستي امام حسين را به عهده گرفت و به وي توجهي فراوان داشت و روحش را با روح خود و عواطفش را با عواطف خويش آميخته ساخت. و بنابر آنچه مورخان مي گويند، انگشت ابهام خودرا در دهان وي مي گذاشت و آن حضرت، وي را پس از تولدش گرفت و زبانش را در دهان او گذاشت تا او را از تراوش نبوت،

بخش سی و پنجم- غارت کردن پيكر امام

 سپاه ابن سعد، زشت ترين گناهان و فجيع ترين جنايات را مرتکب شدند، با سنگدلي به سوي جسد امام بزرگ، شتافتند و به غارت کردن جنگ افزار و جامه هاي او پرداختند. شخصي از بني نهشل، شمشير آن حضرت را برد (1) که شمشير حضرت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به نام ذوالفقار بود. (2) قيس بن اشعث

بخش سیزدهم-حكومت يزيد و عدم بیعت امام

بخش سیزدهم-حكومت يزيد و عدم بیعت امام يزيد، پس از هلاک شدن پدرش، رهبري دولت اسلامي را در دست گرفت در حالي که وي در سن و سال جواني بود روزگار او را پاک نکرده و تجربه ها، وي را صيقلي نداده بود. بنا به اتفاق مورخان، وي به خوشگذراني، شکار، شراب، زنان و سگان شکاري علاقه اي وافر داشت و به ارتکاب منکر و فحشا، توجهي فراوان داشت. وي هنگام هلاکت پدرش، در دمشق نبود، بلکه

بخش 29-پیشروی لشکر دشمن

هيچ امّتي از امّتها، مصيبتي دردناکتر و فجيع تر از فاجعه ي کربلا مشاهده نکرده است؛ زيرا هيچ مصيبتي از مصيبتهاي روزگار و يا فاجعه اي از فجايع دنيا وجود ندارد که بر سبط پيامبر خدا و ريحانه ي او نگذشته باشد... مصيبتهاي آن حضرت، عواطف را اندوهگين و داغدار ساخت و حتي کم احساس ترين مردم و سنگدل

بخش سی و یکم-خطبه و اتمام حجت امام

بخش سی و یکم-خطبه و اتمام حجت امام با دشمنان  اعتراضات شديد امام به همراه بزرگان يارانش خواستند بر مردم کوفه، اقامه ي حجّت کنند تا در آنها از وضع خودآگاه باشند و نسبت به گناهي که مرتکب مي شدند، آشنايي حاصل نمايند، گناهي که نزديک بود آسمانها از آن شکافته شوند و زمين پاره گردد و کوهها فروريزند، آنان بسيار فراخواندند و نصيحتها کردند تا آن مسخ شدگان را از خطر جنايتي که آنان را

بخش اول-پدر و مادر امام حسین

بخش اول-پدر و مادر امام حسین مادر :  وي آن نهال پاک است از سيده نساء العالمين فاطمه زهرا عليها السلام که خداوند اورا به فضل خويش طاهر گردانيد و او را قرار داد تا از ضلالت، هدايت کند و از تفرقه، به جمع باز آورد... او فاطمه زهراست که اخگري از روح پدر و فيضي از نور او دارد و شعاعهايي از هدايتش که وي محل عنايت و توجه او

بخش سی و سوم-آخرین مناجات امام با خداوند

بخش سی و سوم-آخرین مناجات امام با خداوند امام عليه السلام در آن لحظات پاياني، به سوي خدا روي آورد و با قلبي متوجه به پروردگار، با او به راز و نياز و تضرع در پيشگاه وي پرداخت و از فجايع و مصيبتهايي که به آن حضرت رسيده بود، به درگاهش شکايت نمود و گفت: بر قضاي تو صبر مي کنم که پروردگاري جز تو نيست، اي فريادرس! مرا پروردگاري جز تو و معبودي به غير

بخش شانزدهم-ترک مدینه به سمت مکه

بخش شانزدهم-روز وداع و ترک مدینه به سمت مکه  وداع حضرت حسين با قبر جدش امام حسين عليه السلام در شب دوّم به کنار قبر جدش صلي الله عليه و آله شتافت در حالي که غمگين و اندوهناک بود تا از ستم ستمکاران نزد آن حضرت شکايت بَرَد. امام عليه السلام در برابر قبر شريف ايستاد، دو رکعت نماز خواند، بسيار متأثر شو افسرده خاطر بود، آنگاه از محنتها و گرفتاريهايي که بر

بخش سی و دوم-لحظات شهادت

بخش سی و دوم-وداع با خانواده در لحظات شهادت امام عليه السلام به سوي خانواده اش بازگشت تا آخرين وداع را با آنان داشته باشد، در حالي که از زخمايش، خون جريان داشت، به بانوان حريم رسالت و آزاد زنان سراي وحي، سفارش نمود که چادرهاي خود را بپوشند و براي بلا آماده شوند و آنان را به صبر و تسليم در برابر قضاي الهي دستور داد و فرمود: براي بلا، آماده باشيد و بدانيد که خداوند

بخش بیستم-سفر عراق و نامه بنی هاشم

بخش بیستم-تصمیم سفر عراق و نامه بنی هاشم آه از اين دنيا! و دور باد اين زندگي در حالي که دنيا بر کسي همچون فرزند رسول اللَّه صلي اللَّه عليه و آله و ريحانه ي آن حضرت، تنگ مي شود و امواج غمها او را دست به دست مي کنند و نمي داند که به کجا برود و به کجا روي آورد؛ زيرا خبرهايي
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir