زندگینامه - از حوزه تا نجف


زندگي نامه مقام معظم رهبري – بخش دوم

از تحصیل در حوزه تا هجرت به نجف و بازگشت به وطن

تحصيل دروس حوزه :


مقام معظم رهبری علوم اسلامي را در همان مدرسه اسلامي ، ادبيات عرب را شروع مي كنند . شرح امثله را نزد مادر خوانده بود. صرف مير و تصريف را نيز از پدر آموخته بودند و عوامل و انموذج را در مدرسه، نزد دو نفر از معلمين آنجا مي آموزند . و سپس به مدرسه علوم دينيه ((سليمان خان)) مي روند و صمديه و سيوطي و مقداري از مغني را مي خوانند .

2.jpg

شرايع را هم در درس پدر شركت مي كننند و هنگامي كه به كتاب حج مي رسند، پدر به ايشان مي گويند كه در درس شرح لمعه كه به مبحث حج رسيده بود شركت كننند و هم مباحثه با برادرشان بشوند. بعد از مدرسه سليمان خان به مدرسه علوم دينيه نواب مي روند و سطح را به پايان مي رسانند. پس از آن در دروس خارج مرحوم آيت الله العظمي ميلاني شركت مي نمايند.


آيت الله العظمي خامنه اي (مدظلله العالي ) اين موفقيت را در سايه توجه و زحمات پدرشان مي دانند و مي گويند:
(( عامل و موجب اصلي در انتخاب اين راه نوراني روحانيت ، پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوق بودند… وقتي من دروس طلبگي روي آوردم ، اختلاف سني من و پدرم خيلي زياد بود. درست چهل و پنج سال ، علاوه بر آن پدرم مقام علمي بالايي داشت و مجتهدي با اجازه و شاگرداني در سطوح عالي تربيت كرده بود ، بنابراين سزاوار نبود كه او با آن مقام علمي به من كه دوره ابتدايي دروس اسلامي را مي گذراندم، درس بدهد. حال و حوصله اين گونه كارها را هم نداشت؛ اما بنابر علاقه اي كه به تربيت ما داشت، هم به برادر بزرگتر و هم به من و هم بعدها به برادر كوچكترمان ، درس مي داد و حق عظيمي از جهت تحصيلي و تربيتي به گردن همه ما برادران ، به ويژه بر من دارند ، چنان كه اگر ايشان نمي بودند، من به موفقيتهاي فراوانم در تحصيلات فقه و اصول نائل نمي شدم.
البته تا پيش از رفتن به قم، علاوه بر آن كه نزد پدر درس مي خواندم ، در درسهاي عمومي حوزه مشهد نيز حاضر مي شدم و تابستانها كه اين درسها تعطيل مي شد، پدر درسهاي تعطيلي ((اصطلاح در مورد درس ايام تعطيل)) به جاي آن تعيين مي فرمود و خود تدريس مي كرد.
به همين دليل من به خلاف اشخاصي كه تنها در حوزه هاي عمومي درس مي خواندند وقفه أي در تحصيل نداشتم و لذا در سن 16 سالگي بودم كه تمام دروس سطح را خوانده و درس خارج را شروع كرده بودم.)) (مرجعيت حضرت آيت الله العظمي خامنه أي از ديدگاه فقها و بزرگان ، ص 35و36 )

بر كرسي تدريس :

معظم له درباره تدريس در حوزه علميه مي فرمايد:
((تدريس را از اولين روزهاي طلبگي رسمي، يعني بلافاصله بعد از تمام شدن دوره دبستان شروع كردم. اولين تدريس، كتاب امثله يا صرف مير بود كه براي دو شاگرد بزرگسال از روضه خوانهاي مشهد شروع كردم و تابستان 1337 كه در مشهد بودم، كتابهايي از صرف، نحو،معاني،بيان ،اصول و فقه تدريس مي كردم. در قم هم در كنار درسي كه مي خواندم، تدريس نيز مي كردم.
در سال 1336 به قصد زيارت، به عتبات عاليات مشرف شدم. حوزه گرم نجف مرا تشويق به ماندن در آن كانون علمي مي كرد، لذا مايل بودم در نجف بمانم . مدت كوتاه هم ماندم؛ اما پدرم با اقامتم در نجف موافقت نكرد و به مشهد بازگشتيم و در سال 1337 با اجازه به قم رفتم و تا سال 1343 در قم ماندم. در همان سال چون پدرم به دنبال عارضه چشم، بينايي خود را كاملا از دست داد، ناگريز به مشهد بازگشتم، گرچه حتي بعضي استادان بزرگ من در قم به شدت مخالف رفتنم بودند.
پس از برگشتن از قم به مشهد (در سال 1343 ) تدريس يكي از برنامه هاي اصلي و هميشگي ام بود و در طول اين سالها تا (1356 سطوح عاليه، (مكاسب و كفايه) تفسير و عقايد تدريس مي كردم . ))

در محضر اساتيد :

مقام معظم رهبري ( دامت بركاته ) در مورد اساتيد خويش از ابتدا ورود به حوزه تا دروس خارج مي فرمايد:
(( در مشهد مقدس نيز از سال 1343، ضمن اين كه خود به تحصيل ادامه مي دادم، به تدريس حوزه هم مشغول بودم و تا سال 1349 در درس فقه شركت مي كردم.
كتاب انموذج و صمديه را در مدرسه سليمان خان مشهد نزد آقاي علوم نامي كه خودش تحصيلات جديده را در رشته پزشكي ادامه مي داد، خواندم. پس از آن سيوطي را با مقداري از مغني پيش شخصي به نام آقاي مسعود در همين مدرسه خواندم و بعد چون برادر بزرگم در مدرسه نواب اطاق داشت، رفتم آنجا و معالم را ضمن اين كه سيوطي و مغني را مي خواندم، شروع كردم.
در همين ايام پدرم پيشنهاد كرد، كتاب شرايع الاسلام محقق حلي ( قدس ) را به من درس بدهد و با اينكه شرايع ، كتاب درسي نبود ، پدرم احساس كرد اين كتاب مي تواند در پيشبرد من موثر باشد كه همين طور هم شد ، يعني از اول كتاب شرايع ايشان به من درس داد تا كتاب حج ، وقتي رسيديم به كتاب حج ، در آن موقع پدرم كتاب حج شرح لمعه را به برادرم درس مي داد ، آن وقت به من گفت :
بيا و در درس شرح لمعه شركت كن . من گفتم :
ممكن است نتوانم بفهمم ، ايشان گفتند : مي تواني بفهمي و لذا رفتم و اتفاقا هم فهميدم كه البته تقريبا سه چهارم كتاب شرح لمعه را نزد پدرم خواندم و ما بقي را پيش مرحوم آقا ميرزا احمد مدرس يزدي ( كه مدرس معروف شرح لمعه و قوانين در مدرسه نواب بود ) خواندم و پس از اينكه شرح لمعه را تمام كردم رفتم درس مكاسب و رسائل مرحوم آيه الله حاج شيخ هاشم قزويني ( كه از شاگردان مرحوم آقا ميرزا مهدي اصفهاني و اهل رياضت و مدرس درجه يك مشهد بخصوص نزد اهل علم به عنوان مرد آزاده و روشن ضميري معروف بود ) ايشان مردي جامع و خوش بيان بودند ، به طوري كه من در نجف و قم كه اغلب درسهاي آنجا را رفته بودم ، كسي را به خوش بياني ايشان نديدم .
بخش عمده درس رسائل و مكاسب و كفايه را پيش ايشان خواندم. اينكه مي گويم بخش عمده، براي اين است كه ما بقي را پيش پدرم خوانده و لذا بايد بگويم؛كمكهاي پدرم، سهم و افري در پيشرفت درسي ام داشته است و من از آن اول كه رسما طلبه شدم تا وقتي درس خارج را شروع كردم پنج سال و نيم طول كشيده، يعني: دوره سطح را تماما پنج سال و نيم گذراندم و درس خارج را هم نزد مرحوم آيه الله العظمي ميلاني(قدس) كه مرد ملا و محقق و از مراجع در مشهد بودند، شروع كردم.

يك سال درس اصول و دو سال و نيم درس فقه خارج ايشان را رفتم تا اواخر سال 1337 كه به قم عزيمت كردم. ناگفته نماند كه در مشهد يك مدتي هم درس خارج آيه الله حاج شيخ هاشم قزويني رفتم ؛يعني : ايشان با اصرار خود ما ، يك درس خارج (اصول)شروع كرد. مرحوم حاج شيخ هاشم با بحث وسيع همه اقوال را نقل مي كرد و بعد رد مي كرد. در مشهد يك درس ديگر بهم رفتم كه درس فلسفه آيه الله ميرزا جواد آقا تهراني بود. به اين طريق كه ايشان كتاب منظومه و مطالب مرحوم حاج ملاهادي سبزواري را درس مي گفتند و رد مي كردند، كه در حقيقت اين درس منظومه ايشان رد منظومه بود. تا اينكه يك كسي از دوستانم كه در قم فلسفه خوانده بود، مي گفت :
اين درست نيست تو بروي درس منظومه ميرزا جواد آقا و ايشان منظومه را رد كند، چون به اين ترتيب تو مفاهيم حكمت را ياد نمي گيري لذا خوب است پيش كسي كه معتقد به حكمت است بروي و اين درس را بخواني و من هم اين حرف را قبول مردم و رفتم پيش شخصي به نام ((آقا شيخ رضا ايسمي))كه در مشهد بود و ملاي قديمي و فاضل و حكيم و خيلي هم معتقد به حكمت بود. پيش ايشان درس منظومه را شروع كردم و ايشان مباحث را با ديد كاملا معتقد به فلسفه بحث مي كرد.))

2-2.jpg


هجرت به حوزه علميه نجف

مقام معظم رهبري در خاطراتش درباره هجرت به حوزه علميه نجف و شركت در دروس آيات عظام به طور موقت مي فرمايد:
سپس به نجف رفتم و در درسهاي ايات عظام حكيم و خوئي و شاهرودي و درس آقا ميرزا باقر زنجاني و مرحوم ميرزا حسن يزدي و آقا سيد يحيي يزدي و هر جا كه يك درسي بود، رفتم.
اما در بين همه اين درسها يكي از درس آيه الله حكيم خيلي خوشم آمد، به خاطر سليس بودن و رواني اش و با نظرات فقه خيلي خوبي كه داشت و يكي هم درس آيه الله آقا ميرزا حسن بجنوردي بود كه در مسجد طوسي مي گفت و از درس ايشان هم خوشم مي آمد، تا اينكه تصميم گرفتم در نجف بمانم، لذا به پدرم نامه نوشتم كه اگر مي شود من اينجا بمانم، اما پدرم موافقت نكرد.

بازگشت به وطن

معظم له بعد از اين كه پدرشان اقامت در نجف را نپذيرفتند تصميم به بازگشت به وطن مي گيرند. ايشان در ادامه ي خاطراتش مي فرمايد:
بنابراين آمدم مشهد و بعد از مدتي راهي قم شدم و در قم تصميم گرفتم همه درسها را ببينم تا هر كدام را پسنديدم به همان درس بروم، كه همين كار را هم كردم و از ميان همه ان درسها، يكي در س امام و بعد از آن درس آيت الله آقا مرتضي حاج شيخ و ديگري درس آيت الله العظمي بروجردي را مي رفتم و در درس فقه . اصول امام هم مستمرا شركت مي كردم. در قسمت فلسفه هم يك مقدار از اسفار و يك مقدار هم شفا را از درس اقاي طباطبايي استفاه كردم. (مرجعيت حضرت آيت الله العظمي خامنه أي از ديدگاه فقها و بزرگان ، ص 39)

تشنگان دانش

حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني درباره موفقيت علمي رهبر عزيز مي فرمايد:
خود من به عنوان شاهد بايد بگويم كه از حدود سال 1338 يا 1339 خدمت ايشان بوده ام، در درسها شركت داشتيم، مباحثات مي كرديم. بسياري از كساني كه امروز در بين ما هستند و هيچكس ترديدي در اجتهاد آنان ندارد، آن روزها آيه الله خامنه أي از آنان اگر بالاتر نبود، پايين تر نبود. هم درسها را خوب مي فهميدند و هم خوب استنتاج مي كردند و تا اين اواخر هم ضمن مبارزه مطالعه و كار فقه و درس را فراموش نمي كردند.
علاقه ي معظم له به درس و بحث در حدي بود كه وقتي در دوره دوم رياست جمهوري، برخي از فضلاي حوزه علميه قم برنامه آينده ايشان پس از پايان دوره رياست جمهوري را سؤال كردند؛ ايشان فرمودند:
ان شاء الله به قم خواهم آمد و در انجا به آنچه سالهاست در انتظارش هستم (درس و بحث) مشغول خواهم شد.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و