تزريقاتچيهاي ناشي

تزريقاتچيهاي ناشي

در “گروهان يك حضرت حمزه سيدالشهدا (ع)” بوديم كه مقرمان را تغيير داده و به منطقه “كوشك” بردند. آنجا بناچار هشت نفرى در سنگر كوچكى مى خوابيديم. هوا كه گرمتر بود، از پلهاى شناور به عنوان محل خواب استفاده مى كرديم. در منطقه عقرب سياه به وفور پيدا مى شد. آن شب به خاطر سرما ناگزير چند تا پتو انداختيم كف سنگر و ولو شديم. صبح كه پتوها را جمع كرديم و تكانديم پر از عقرب و هزارپا بود. بچه ها مى گفتند: اينها هم تزريقاتچيهاى خوبى نيستند، ناشى اند والا بايد كارى مى كردند كه ما هرگز از جايمان بلند نشويم.

ممکن است مريض بشوند

مدتى منطقه “سرپل ذهاب” جبهه “بازى دراز” بوديم. عراق آنجا خيلى آتش مى ريخت. به هيچ نحو نمى توانستيم پيشروى كنيم. سنگر بزرگى داشتيم و پيرمردى فارس زبان به عنوان “شهردار” به ما خدمت مى كرد. اين سنگر خيلى موش داشت. سفره را كه پهن مى كرديم يكى يكى سر و كله شان پيدا مى شد. به شوخى مى گفتيم: اينها را ديگر كى دعوت كرده؟ پيرمرد كه اهل شوخى بود مى گفت: من، چون شما روزها نيستيد و من تنها هستم، اينها رفقاى من هستند. بعد مى رفت يك ظرف غذا جداگانه برايشان مى آورد و مي گفت: اينها با شما غذا نمى خورند. ممكن است مريض بشوند، چون بهداشت را رعايت نمى كنيد!

563.jpg

دروغگو طمعکار را گول مي زند

منطقه كه بوديم يكى از بچه ها هر شب مى رفت روى خاكريز و صداى بز در مى آورد. الحق و الانصاف آدم شك مى كرد كه او آدم است يا بز! يك شب هفت نفر از عراقيهاى مادرمرده كه آن حوالى ظاهرا براى گشت يا قدم زدن آمده بودند، به دنبال صدا مى گردند و به طمع اينكه لابد بزى از گله جدا شده، خوش خوش مى آيند تا پاى خاكريز و اين دوست ما آنها را دست به سينه آورده بود عقب.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
حسین میناکارده
0 #1 حسین میناکارده 1392-09-06 20:42
چهل روز بعد از نماز صبح زيارت عاشورا مي خوند تا خدا دعاش رو مستجاب کنه و شهيد بشه
با شوخي بهش گفتم: اين عملياتي که من تدارکش رو ديدم خيلي فشارش بالاست.اونقدر فشارش بالاست که اگه نخوني هم شهيد ميشي!
نيازي به نذر کردن نداره.گفت: اگه شهيد نشم ، باز از اول مي خونم.اونقدر چهل روز چهل روز مي خونم تا شهيد بشم...
روز چهلم کار فيصله پيدا کرد و شهيد شد…کار به دور دوم نکشيد...
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir