بايد سکوت را شکست

بايد سکوت را شکست

ابراهيم گنجگاهى، فرمانده گردانى در لشكر 31 عاشورا بود. مى گفت: “در یک عمليات خط دشمن از همه طرف، به جز محور ما، شكسته بود. هرچه كرديم نتوانستيم يك تيربار را از كار بيندازيم. هركدام از برادران كه سرشان را از خاكريز مى بردند بالا، آن تيربار شليك مى كرد. هركارى بلد بودم كردم، اما نتوانستم خط و محورى را كه به ما سپرده بودند باز كنم. مرتب از آن طرف با بى سيم مى پرسيدند: “پس شما چه كار مى كنيد؟ چرا خط را نمى شكنيد؟” هركس را مى فرستادم شهيد مى شد. از خدا خواستم كه هركارى مى خواهد بكند. ديگر كار از دست ما در رفته بود. غرق فكر و ذكر بودم كه برادرى بسيجى از جا بلند شد و شروع كرد تكبير گفتن. با شنيدن صداى او، بقيه هم الله اكبر گفتند و هم زمان زدند به خاكريز. كسى نبود كه جلوى ما را بگيرد يا جواب بچه ها را بدهد. به خاكريز دشمن كه رسيديم، ديديم همه سلاح هايشان را گذاشته و در رفته اند. باورمان نمى شد. آن جا بود كه فهميديم درعمليات هميشه هم نبايد سكوت كرد.

398.jpg

پيشروي

سال 63 بود. زمان عمليات بدر [19/12/63- شرق رودخانه دجله عراق و هورالهويزه]. نيروهاى ما از “جزيره مجنون” گذشته و پيروزى و فتوحات چشمگيرى به دست آورده بودند. با اين وصف شايع شده بود كه “صدام” اعلام كرده سربازان عراقى تا “جفير” پيشروى كرده اند! بچه ها كه خود شاهد كذب اين ادعا بودند و مى ديدند نيروهايش با چه خفتى اسير مى شوند مى گفتند: البته صدام دروغ نمى گويد. لابد منظورش نقل و انتقال سريع اسرا به پشت جبهه و پيشروى آنها به سوى مواضع ما است. الحق هم خوب پيشروى مى كنند.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
حسین میناکارده
0 #1 حسین میناکارده 1392-09-06 20:29
مي گفت: خجالت مي کشم ، خيلي در حق خانواده ام کوتاهي کردم
کمتر پدري کرده ام ، فرصتش کم بود وگرنه خيلي دلم مي خواست...
يک روز در زدند.پيک نامه آورده بود.قلبم ريخت که نکنه شهيد شده باشه
پاکت رو باز کردم ، ديدم يک انگشتر عقيق برايم فرستاده
روي يه برگه هم نوشته بود: به پاس صبرها و تحمل هاي تو ...
شهيد صياد شيرازي
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir