بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي کربلا

بر مشامم مي رسد هر لحظه بوي کربلا

در عمليات بستان [طريق القدس- 8/9/60 - غرب سوسنگرد و بستان] شركت داشتم. گروهان ما كه براى محاصره دشمن از پشت رفته بود خيلى زود خودش در تنگنا قرار گرفت. ساعت 1 و 30 دقيقه شب بود. از هر طرف به ميدان مين برخورد كرديم. تعداد زيادى از بچه ها روى مين رفتند و يا هدف تير و تركش قرار گرفته و شهيد شدند. من از ناحيه دست و سر مجروح شدم.

تا صبح در ميان باد و باران، با بدن زخمى روى زمين افتاده بوديم. آنها كه زخمشان عميقتر بود، يكى يكى از اطرافيانشان خداحافظى مى كردند و لحظه اى بعد آرام براى هميشه به خواب مى رفتند. با روشن شدن هوا، همه اميدمان به يأس مبدل شد. اما بر خلاف انتظار، نيروهاى كمكى و توپ ها و تانكهاى خودى رسيدند و در عرض چند ساعت دشمن را به عقب راندند و سنگرهايشان را تصرف كردند. آن قدر خوشحال شديم كه مى خواستيم تا پشت خط همين طور سينه خيز برويم.

شعرى كه آن موقع بعد از فتح بستان برادران مى خواندند و اشك از ديده همه مجروحين در كنار شهدا جارى كرد اين بود: بر مشامم مى رسد هر لحظه بوى كربلا... .

70.jpg

چه جاي خوابيدن است

در عمليات كربلاى پنج [19/10/65- شلمچه، شرق بصره] داخل دژ اول “ميدان امام رضا (ع)” در حال ورود به كانال بودم. يك تويوتا در حالى كه بلندگوى كوچكى روى آن نصب شده بود و صداى سوزان مداح از آن بلند بود به آرامى از كنارم گذشت. صورت زيباى چند نفر كه حالت خوابيده داشتند و روى لبه كنارى اتاق تويوتا جلوه مى كردند توجه مرا جلب كرد. به خيال اينكه خسته و خوابيده اند جلو رفتم و صدا زدم: برادرها بلند شويد، چه جاى خوابيدن است؟! نزديكتر آمدم و يكى از آنها را با دست تكان دادم. به همان طرف افتاد. تازه فهميدم كه همه آن نورچشمان، شهيد شده اند. پيشانى كسى را كه حركت داده بودم با چشم اشك آلود بوسيدم.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
حسین میناکارده
0 #1 حسین میناکارده 1392-09-06 20:18
به قد و قواره اش نمي آمد در مورد ازدواج بگويد.اما با صراحت تمام موضوع را مطرح كرد!
گفتم:زود است بگذار جنگ تمام شود خودمان آستين بالا ميزنيم.گفت:نه پيامبر فرموده ازدواج كنيد تا ايمانتان كامل شود من هم براي تكميل ايمان بايد ازدواج كنم بايد!!!!
همين ها را گفت در سن نوزده سالگي زنش داديم!!!گفتيم:ح الا بگو دوست داري همسرت چگونه باشد؟گفت:عفيف باشد و باحجاب
شهيد حسين زارع كاريزي
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir