نسخه برداري رؤيا

نسخه برداري رؤيا

در ميان بچه هاى تبليغات لشكر 27 حضرت رسول (ص) برادر نقاشى بود به نام آديش كه در كارش استاد بود. همه مى دانستند كه اغلب نقاشى هايش با توسلات توأم است. يكى از كارهاى او كه هنوز روى ديوار ساختمان تبليغات پادگان دوكوهه مى درخشد، تصوير واقعه ى عاشوراست كه چشم همه ى بچه هاى لشكر به آن روشن شده است. او اين تصوير را شب در عالم رؤيا ديده بود. فردايش بدون اطلاع ديگران، وسايل را آماده و آن را اجرا كرد. آن تصوير، مظلوميت آقا امام حسين (ع) را در روز عاشورا نشان مى داد و تيرهايى كه بر پيكر نازنينشان نشسته بود. آن حضرت از تنهايى بر شمشير خود تكيه كرده بودند و ذوالجناح كه روى دوپا بلند شده بود نيز در تصوير ديده مى شد. زمين كربلا هم كه از تشنگى دهان باز كرده، با خون امام و يارانش سيراب شده بود. او اين نقاشى را در تاريخ 23/2/65 بر ديوار ساختمان تبليغات نقش كرد.

164.jpg

علي اصغرها را جدا کنيد

نمى دانستم چه طور خدا را شکر كنم كه حاجتم را روا كرده بود و مرا، با اين كه كم سن و سال بودم، پذيرفته بودند. در پادگان شهيد باكرى در ميان خيل رزمندگان تصورش را هم نمي کردم که بيايند سراغ ما و بخواهند ما را برگردانند. مسئول پادگان براي تقسيم بندي نزد ما آمد . اولين حرفي که به زيردستانش زد اين بود: “علي اصغرها را جدا کنيد”. شستم خبردار شد که رفتني هستيم. بلافاصله يک نفر آمد و دست من و بچه هاي هم سن مرا گرفت و از صف کشيد بيرون. مي دانستم که نمي خواهند ما را به عمليات بفرستند. بعد، نوبت حبيب بن مظاهرها - پيرمردها- بود؛ مثل هميشه. اما من تصميم خودم را گرفته بودم . بايد به هر ترتيب در عمليات شرکت مي کردم. همان هم شد. رفتم ماووت. بعد از مختصر آموزشى، براى شركت در عمليات بيت المقدس 3 حاضر شديم. عمليات با رمز يا زهرا (س) شروع شد. پشت پيراهنم نوشته بودم: “حسين جان غم مخور ما هم غريبيم”. با فرياد “يا حسين” حمله كرديم.

494.jpg

هم شهادت هم زيارت

يكى از دوستان ما در گردان اطلاعات و عمليات “لشكر 17 على ابن ابى طالب (ع)” بود. بعد به اطلاعات و عمليات “لشكر 21 امام رضا” رفت. در عمليات والفجر هشت [20/11/64- فاو] غواص بود و به شدت مجروح شد. به ملاقاتش رفتيم. مى گفت: خيلى دلم مى خواست بعد ازعمليات به زيارت امام رضا (ع) بروم. بعد از يكى دو روز شهيد شد- همزمان با شهادت شهيد محلاتى. جنازه اش را به “معراج” و از آنجا به فرودگاه برديم. اتفاقا در فرودگاه دو جنازه بيشتر نبود. يكى براى “تهران” و ديگرى براى “مشهد”. دوست ما بايد به “تهران” منتقل مى شد و بعد به شهرستان خودش. از آنجا كه خدا مى خواست او به آرزويش برسد، پرچمهاى روى تابوتها را اشتباه زدند. در نتيجه او به “مشهد” و جنازه دوم به “تهران” فرستاده شد. چند روز بعد جنازه ها را برگرداندند و هر كدام را به شهر خودشان فرستادند. به اين ترتيب او امام را زيارت كرد.

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
حسین میناکارده
0 #1 حسین میناکارده 1392-09-06 20:09
از همه مردم مي خواهم که به ريسمان خدايي چنگ زنيد و از تفرقه بپرهيزيد و گرنه مديون خون شهدا هستيد. شهيد علي ابوالحسني
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir