دل در هواى جبهه


بیاد شهيد عبدالله نجفى

اولين بار كه نگاهم به او افتاد، احساس عجيبى داشتم. حس مى‏كردم سالهاست او را مى‏شناسم. غمى غريب در چشمانش موج مى‏زد. بعدها فهميدم تنها پسر خانواده است. در همان چند روز مرخصى، حسابى با هم دوست شده بوديم. وقتى به جبهه برمى‏گشتيم، بى‏قرارى عجيبى تمام وجودش را پر كرده بود. خودش در اصفهان بود، دلش پيش بچه‏هاى جبهه، اين را مى‏شد به خوبى از نامه‏هايى كه برايم مى‏نوشت فهميد.

راوى: احمد رضا كريميان

شوق جبهه‏هاى نبرد

بعد از آشنايى با او، دومين بارى بود كه به مرخصى مى‏آمدم. رنگ و رويى تازه يافته بود. گويى خونى تازه در رگهايش مى‏دويد. خيلى از حرفهايش برايم سنگين بود. يك روز در گلستان شهدا حرف آخرش را زد:

- اين بار با شما به جبهه مى‏آيم.

خانواده‏اش مخالف بود، اما او كار خودش را كرد. هنوز مرخصى من تمام نشده بود كه او رفت.

39.jpg

زمزمه‏هاى پنهانى

زمستان بود. آموزشهاى قبل از عمليات شروع شده بود. سوز و سرما كولاك مى‏كرد؛ ولى ما در همان سرما كنار كارون تمرين مى‏كرديم و بعد آن قدر به هم گل مى‏پاشيديم تا خسته مى‏شديم. غروب كه مى‏شد، وسط نخلها، كنار هم مى‏نشستيم و سفره‏ى دلمان را همان جا پهن مى‏كرديم؛ اما آن قدر آرام كه حتى كارون هم سخنى نمى‏فهميد. هر شب سجاده‏اش را پهن مى‏كرد و يك گوشه مى‏نشست. قطره‏هاى اشكش مثل ستاره‏هايى كه از آسمان كنده شده بودند، روى گونه‏هايش سر مى‏خوردند و به زمين مى‏افتادند. زير لب چيزهايى زمزمه مى‏كرد كه فقط خودش مى‏دانست و «او».

پرنده‏اى آزاد

منطقه‏ى عملياتى والفجر هشت بود. قرار بود به سپاه هفتم عراق حمله كنيم و هنوز خورشيد بالا نيامده برگرديم. به هم قول شفاعت داديم و از هم جدا شديم. هنوز يك ساعتى نگذشته بود كه ديدمش، خون از سينه‏اش فوران مى‏كرد. سر و صورتش زير نور كمرنگ ماه، به سرخى مى‏زد.

زخمش را با چفيه‏ام بستم؛ اما مرهم سينه‏اش اين چيزها نبود. ياد شبهايى افتادم كه تا صبح سر سجاده مى‏نشست. منورهاى رنگارنگ و تيرهاى رسام، جشن تمام عيارى براى او ترتيب داده بودند. نگاهش دور دستهاى افق را مى‏كاويد. لحظه‏اى بعد عبدالله (شهيد عبدالله نجفى) مثل پرنده‏اى آزاد پر كشيد و رفت .

(حديث حماسه، اكبر جوانى - احمدرضا كريميان، لشكر 14 امام حسين (ع)، تابستان 75، ص 117)

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir