اطمينان به شهادت

اطمينان به شهادت

عمليات «بدر» در منطقه‏ى «هورالهويزه» انجام مى‏شد. گردان «موسى بن جعفر عليهماالسلام» و گردان «حضرت امير عليه‏السلام» خط شكن بودند. در سايه‏ى ايثار و شجاعت تك‏تك عزيزان، مسافت حدود سى كيلومتر از هور را با بلم پيمودند و پس از عبور از كمين‏ها به خط پدافندى دشمن يورش بردند و آن را در هم شكستند.

«آقاخانى» فرمانده دلاور گردان موسى بن جعفر عليهماالسلام در جريان پاتكهاى پى در پى دشمن از ناحيه‏ى دست و پا مورد اصابت تير و تركش قرار گرفته و به شدت مجروح شد. با اصرار زياد هم‏رزمان، او به پشت خط منتقل و در اورژانس پاسگاه سه، مورد مداوا قرار گرفت.

130.jpg

آقاخانى دوباره قصد داشت به خط، عزيمت كند. يكى از بچه‏ها - كه دوست صميمى و قديمى او بود - به وى گفت: «همين جا بمان؛ فكر مى‏كنم اگر وارد منطقه شوى، به شهادت برسى!».

آقاخانى با اطمينان كامل گفت: «اگر تو فكر مى‏كنى، من يقين دارم!». سپس با شوقى بسيار، اضافه كرد: «مى‏خواهم در كنار بچه‏ها باشم». و با لبخندى كه هميشه بر لبهايش نقش مى‏بست، اورژانس را ترك كرد و ساعاتى بعد، پيكر خونين و مطهرش را ديدم!

آرى، او با تنى زخمدار و مجروح، مشغول هدايت نيروها بود كه ناگهان تيرى به سرش اصابت كرد. رحمت و رضوان الهى بر آن دلداده باد.

(خودشكنان، مرتضى جمشيديان، لشكر 14 امام حسين (ع)، تابستان 75، ص 43)

راوى: مهدى حاجيان




نبردى جانانه و رسيدن به آرزو

گردان از قداست خاصى برخوردار بود؛ چرا كه افرادى پاك، با تعالى بسيار، پيكره‏ى آن را تشكيل مى‏دادند كه «سيد عباس ميرطاووسى» يكى از آنان بود.

شب عمليات در منطقه فاو (درياچه‏ى نمك» موقع وداع، بچه‏ها يكديگر را در آغوش مى‏كشيدند و حلاليت طلب مى‏كردند. سيد، مرا در آغوش گرفت و گفت: «على جان! كارى ندارى؟ ديگر مرا نخواهى ديد. امشب شهيد مى‏شوم، حلالم كن!»؛ اما در آن حال، منظورش را نفهميدم.

بالاخره، عمليات شروع شد و ما وارد عمليات شديم. بچه‏ها جانانه مى‏جنگيدند. صبح شد. سراغش را از هر كس گرفتيم، سكوت آنان به معناى آن بود كه او به لقاءالله پيوسته است. حالات عجيبى داشت؛ كم صحبت مى‏كرد و گزيده. اگر در نشستهاى دوستانه، قدرى بلند مى‏خنديد، خودش را به سه روز روزه‏ى نذرى محكوم مى‏كرد. از هيچ كس درخواستى نداشت. هميشه كارهايش را خود انجام مى‏داد. قصد داشت به زيارت حضرت رضا عليه‏السلام برود. اما نزديك بودن عمليات، او را از اين كار بازداشت. وقتى به شهادت رسيد، پيكر پاكش به اشتباه به مشهد منتقل و پس از طواف ضريح مطهر حضرت رضا عليه‏السلام به اصفهان انتقال داده شد و به اين آرزوى خود نيز رسيد.

(خودشكنان، مرتضى جمشيديان، لشكر 14 امام حسين (ع)، تابستان 75، ص 38)

راوى: على يار محمديان

 

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
علیرضا احمدآبادی
0 #1 علیرضا احمدآبادی 1392-06-28 17:26
انشاا.. ما هم توفیق شهادت پیداكنیم
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir