شهادت در ظهر عاشورا با ذكر يا حسين!

شهادت در ظهر عاشورا با ذكر يا حسين!

بیاد شهيد سهراب حيدرى

قطعنامه را خوانده بودند؛ اما آتش بس هنوز حكمفرما نبود. ششم مرداد ماه 1367، مقارن با روز عاشورا در محل تپه‏هاى «قمطره‏ى» مهاباد با «سهراب حيدرى» همراه بودم. سهراب، آن روز روى پاى خود بند نمى‏شد و مدام اين بيت را زمزمه مى‏كرد:

انتظارت مى‏كشد يادى ز ما كن يا حسين!

درد هجران را به وصل خود دوا كن يا حسين!

سهراب داشت همين شعر را لب خوانى مى‏كرد كه ناگهان تير مستقيم دشمن، درست وسط پيشانى‏اش را هدف قرار داد. او آرام و بى‏صدا، در ميان بهت و حيرت من روى زمين افتاد. سرش را به دامن گرفتم. رمقى نداشت، فقط تشنه بود و از انحناى حنجره‏اش صدا مى‏زد: «يا حسين!... يا حسين!... يا ح س ى ن...!».

(مجله‏ى شاهد، ش 276، ارديبهشت 77، ص 18)

420.jpg

مناجات شعبانيه و ديدار با سالار شهيدان

سوم شعبان روز تولد امام حسين عليه‏السلام بود، مفاتيح الجنان جيبى‏اش را برداشت تا برود در خلوتگاهى كه پشت خاكريز درست كرده بود، مناجات شعبانيه بخواند. هنوز چند قدمى از ما دور نشده بود كه گلوله‏اى در كنار او فرود آمد و برادر پاسدار «محمد تبيانيان» را به ديدار بزرگ پاسدار اسلام، حضرت سيدالشهداء عليه‏السلام فرستاد.

(مجله‏ى شاهد، ش 276، ارديبهشت 77، ص 19)

250.jpg

اشتياق خاص به راز و نياز با خالق

شهيد محسن عليپور

شب آخرى كه نزد ما بود (شب جمعه) پس از گرفتن وضو، نمازش را با حالتى خاص خواند و دعاى كميل را قراءت كرد، سپس گفت: «مى‏خواهم با خودم خلوت كنم و با خداى خود به راز و نياز بپردازم».

بيشتر مواقع، فرمايشات امام حسين عليه‏السلام را تكرار مى‏كرد. به سوره‏ى «تكوير» خيلى علاقه داشت و همواره آن را زمزمه مى‏كرد.

حالات او را هنگام خواندن نماز و سوره‏هاى قرآن و كارهاى خيرخواهانه در منزل به ياد دارم. در نهايت، وى كه در خط مقدم جبهه، خط شكن بود، بر اثر برخورد با مين به شهادت رسيد.

(مجله‏ى خانواده، ش 56، 1 / 7 / 73، ص 18)

راوى: مادر شهيد

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
حسین میناکارده
+1 #2 حسین میناکارده 1392-09-02 15:46
مهدي از شناسايي که آمد نيمه شب بود وخوابيد.بچه ها که براي نماز شب بيدار شده بودند او را صدا نکردند چون مي دانستند حسابي خسته است وشب بعدهم بايد در عمليات شرکت کند.اما او صبح که براي نماز بيدار شد با ناراحتي گفت: مگر نگفته بودم مرا براي نماز شب بيدار کنيد ؟ دليلش را گفتند آه سردي کشيد وگفت: افسوس شب آخرعمرم ، نماز شبم قضا شد » فردا شب مهدي سامع به خيل شهيدان پيوست.
 
 
حسین میناکارده
+1 #1 حسین میناکارده 1392-08-30 21:43
سخنراني اش كه تمام شد، رفتم پيشش و گفتم: حاج آقا، ماشين پايگاه بسيج آماده است كه شما رو برسونه.گفت: نه، نيازي نيست؛ ماشين هست.رفته بود كنار جاده ايستاده بود تا با ماشين هاي عبوري برگردد. دست آخر هم بعد از چند ساعت انتظار با يك ماشين برگشته بود؛ تراكتور.
شهيد حاج علي محمّدي پور
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir