سيدالشهدا پشت و پناهت

سيدالشهدا پشت و پناهت

زندگي اش در سه خط خلاصه مي شد:

از داقداق آباد تا پادگان اشنويه.

شروع؛ بهار 43.

پرواز؛ بهار 63.

گفتم: «نيومده، فکر رفتن کردي؟ مي شه ديگه منو تنها نذاري؟»

دستشو روي شانه ام گذاشت و گفت: «مادر جان! جبهه امروز به من و ديگران نياز داره. شايد فردا دير باشه. شما که دلت نمي خواد ...»

دستم رو روي شانه اش گذاشتم و گفتم: «سيدالشهدا پشت و پناهت!»

خنديد و گفت: «سلامتو بهش مي رسونم!»

420.jpg

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir