قلوه سنگ

قلوه سنگ

اولين غذايي که بعد از عروسي مان پختم استانبولي بود. از مادرم تلفني پرسيدم، شد سوپ. آبش زياد بود. کاسه کاسه کردم گذاشتم سر سفره. منوچهر مي خورد و به به و چه چه مي کرد؛ اما خودم رغبت نکردم بخورم.

روز بعد گوشت قلقلي درست کردم؛ شده بود عين قلوه سنگ. منوچهر با آن تيله بازي مي کرد.

مي گفت: «چشمم کور و دنده ام نرم، تا خانم آشپزي ياد بگيرند، هر چه درست کنند مي خوريم، حتي قلوه سنگ.»

مي خورد و به من مي گفت: «دانه دانه بپز، يک کم دقت کن تا ياد بگيري.»

374.jpg

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir