صبر مي کنم

صبر مي کنم

با شنيدن صداي در خانه به خود آمدم. در را مي کوبيد و من را صدا مي زد.

با سرعت رفتم و در را باز کردم. گفتم: «چي شده مادر؛ چرا اين قدر عجله مي کني؟»

گفت: «امروز درسمان «پدر به مسافرت مي رود» بود. من ياد گرفتم بنويسم، پدر! مي خوام براي پدرم نامه بنويسم!»

محمدجواد را به داخل خانه بردم؛ هنوز نفس نفس مي زد. دستي به سر و رويش کشيدم و گفتم: «آدم براي کسي نامه مي نويسد که نشاني ازش داشته باشه! ما که نشاني پدرت رو نداريم! مگه نمي بيني من هم براش نامه نمي دم؟ من هم دلم براش تنگ شده!»

خيلي سخت بود. به زحمت توانستم به او بفهمانم که پدرش مفقود است.

گفت: «پس بايد چکار کنم؟ تو چکار مي کني مامان؟»

گفتم: «من صبر مي کنم!»

بلافاصله گفت: «پس به من ياد بده چطوري بايد صبر کنم!»

گفتم: «از خدا بخواه بهت صبر بده، خدا هم مي ده!»

128.jpg

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir