مرد خانه

مرد خانه

خيلي با محمدجواد شوخي مي کرد. در حالي که مي خنديد به من گفت: «خانم! پسرم مرد شده، ببين هر کاري که من مي کنم او هم به خوبي همون کار رو مي کنه!»

بعد شروع کرد به قدم آهسته رفتن و رو به محمدجواد گفت: «حالا تو ...» محمدجواد هم شروع کرد، مثل پدر پاها را محکم به زمين مي کوبيد و پا جاي پدر مي گذاشت.

آخرين بار بود که اعزام مي شد.

ذبيح مي خواست به من بفهماند که از اين به بعد مرد خانه محمدجواد است.

598.jpg

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
ابوالفضل
+1 #1 ابوالفضل 1391-01-16 06:34
به نظر من اینگونه خاطرات بهترین خاطره ها هستند نباید فقط از با خدا بودن مناجات دعا وایگونه کارهای شهدا نوشت باید از شوخی شهدا هم نوشت که منو امسال من که شهدا را ندیده ایم شهادت را سخت جلوه دهیم
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir