خرماهاي تازه بر درخت خشک

  روزي امام حسين عليه‏السلام به همراه يکي از فرزندان زبير که به امامت حضرت معتقد بود، به سفر رفتند. در بين راه، زير درخت نخلي که از بي آبي خشک شده بود، به استراحت پرداختند. بعد از دقايقي امام حسين عليه‏السلام دست به دعا برداشتند و در نتيجه‏ي معجزه‏ي آن حضرت، آن درخت خشکيده سبز شد و خرماهاي تازه بر آن ظاهر شد.  مردي که حضرت شترش را کرايه کرده بودند، وقتي اين کار را

مردي که سيراب نشد

  قاسم بن اصبغ نباته مي‏گويد: يکي از کساني که در شهر کربلا حاضر بود، براي من نقل کرد: وقتي سپاه امام حسين عليه‏السلام مغلوب شد امام عليه‏السلام بر اسب سوار شده و به سوي فرات روانه شدند. مردي از طايفه بني ابان بن دارم به نام «زرعه» گفت: واي بر حالتان! ميان او و آب حايل شويد تا شيعيانش به او نپيوندند. او اين سخن را گفت و بر اسب خود سوار شد و تاخت

سوگواري جغد براي امام حسين

  حسين بن ابي غندر مي‏گويد: از امام صادق عليه‏السلام شنيدم که درباره‏ي جغد فرمودند: آيا کسي از شما اين حيوان را در روز ديده است؟ (زيرا گفته شده است که جغد در روز ظاهر نمي‏شود). سپس فرمودند: آگاه باشيد که او پيوسته در اماکن آباد زندگي مي‏کرد؛ اما وقتي خبر شهادت امام حسين عليه‏السلام را شنيد با خود عهد بست که هرگز در جاي آباد زندگي نکند و تنها در خرابه‏ها به سر برد. حسين

داستان زن صائبي

  عالم فرزانه حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمد حسيني شيرازي در کتاب عاشورا روز تجديد اسلام معجزه‏اي از آقا امام حسين عليه‏السلام نقل مي‏کند که ايشان فرمودند: در شهر کربلا با صائبي‏هاي بحث‏هاي  فراواني داشتم و عده‏اي از آنان نيز دين مبين اسلام را اختيار کردند و از آنان حکايت‏هاي فراواني شنيده‏ام و اين داستان از آن جمله است. يک زن صائبي در شب عاشورا به يکي از مجالس سرور شهيدان حضرت امام حسين

ناپديد شدن ذوالجناح‏

  در منتخب طريحي آمده است: وقتي امام حسين عليه‏السلام از ذوالجناح بر زمين افتاد، ذوالجناح شروع کرد به فرياد زدن و از روي جسدها مي‏گذشت. وقتي عمر بن سعد او را ديد فرياد زد که اين اسب را بگيريد و نزد من بياوريد؛ زيرا او از اسب‏هاي مخصوص رسول خدا صلي الله عليه و آله است. آن گاه ياران عمر سعد در جايي کمين کردند و ذوالجناح به آن‏ها نزديک شد، سپس بر او حمله‏ور

امام حسين او را از عذاب نجات داد

  عالم رباني استاد اخلاق آية الله دستغيب در کتاب شريف گنجينه‏اي از قرآن مي‏فرمايد: يکي از بزرگان دين، بيست سال پيش براي من نقل فرمود که يکي از شيوخ عرب در شهر عراق مرد. در عالم رؤيا ديدند که خيلي معذب و ناراحت است و او را با زنجيرهايي پر از آتش خدمت آقا علي عليه‏السلام حاضر کردند. حضرت از او سؤال کرد: در دنيا چه عملي انجام دادي؟ او گفت: خيلي کارهاي بد انجام

فرزندم تو کشته مي‏شوي

  شهيد محراب -آيت الله مدني - فرمودند: من در دو موضوع نسبت به خودم شک کردم؛ يکي اين که آيا من سيد هستم يا نه؟ (از اولاد پيغمبر هستم)، ديگر اين که آيا من لياقت آن را دارم که در راه خدا شهيد بشوم يا نه؟     روزي به حرم آقا ابي عبدالله عليه‏السلام مشرف شدم و در آن جا با ناله از امام خواستم که جواب من را بدهد. پس از مدتي يک شب امام حسين

پناه بردن به امام حسين

  سيد بزرگوار جناب آقاي سيد محمد جعفر نقل مي‏کند: يک سال به همراه مرحوم والده به کربلا مشرف شدم، والده سخت مريض شد، مريضي مادرم چهل روز ادامه داشت و به خاطر مداواي آن مقروض شدم. در اين چند روز هيچ کمکي از اطراف به من نشد، به ناچار به حرم مطهر امام حسين عليه‏السلام رفتم و بالاي سر حضرت ايستادم و عرض کردم: آقا جان! شما که جريان حقير را مي‏دانيد، پس به داد

باريدن خون از آسمان

  هنگامي که شمر لعين سر مبارک حضرت را از بدن مبارکش جدا کرد، آن سر مقدس را به نيزه زد و تکبير گفت و لشکر هم با او تکبير گفتند و در کتاب ابي مخنف آمده است که لشکر سه بار تکبير گفتند: سپس زمين لرزيد و شرق و غرب تاريک شد و زلزله و رعد و برق مردم را فرا گرفت، از آسمان خون تازه باريد و ندا آمد: به خدا قسم! امام، پسر

مرد فرانسوي و روضه خواني براي امام حسين

  مرحوم حضرت حجةالاسلام شيخ محمد باقر واعظ نقل مي‏کند: يکي از تاجران ايراني مقيم پاريس در ماه محرم براي روضه خواني امام حسين عليه‏السلام از من دعوت کرد تا به مراسم آن‏ها بروم. در شب اول محرم يکي از جواهر فروشان فرانسوي با زن و بچه‏ي خود وارد مجلس عزاداري شد و از ايراني‏ها خواست تا مرا به مجلس روضه امام حسين عليه‏السلام که در منزل او برقرار بود ببرند. همه‏ي آن‏ها از من اجازه

زنده کردن اسبان

  طبيبي از اهل موصل که از دوستان معاويه بود و او را خليفه مي‏دانستند، روزي يکي از پيروان مکتب علوي با او ملاقات کرد و در ضمن اتمام حجت به او فهماند که امام بايد داراي فضائل و مکارم اخلاق باشد و اکنون نشانه‏هاي امامت در حسين بن علي عليه‏السلام موجود است. اتفاقا بيوه زني در همسايگي او بود که يتيمي داشت و آن زن مريض شد، او پسرش را نزد طبيب فرستاد و گفت:

شفاي شريف حجاز

  يکي از بزرگواران از مرجع فقيد آيت الله مرعشي نجفي نقل مي‏کند: «شريف» که از سادات حسني و اهل سنت بود و در زمان ناصرالدين شاه قاجار به ايران سفر کرد. او روزي مهمان اميرکبير بود و اميرکبير به خاطر او جمعي از بزرگان را دعوت کرد. هنگام صرف غذا «شريف حجاز» که اميرکبير او را دعوت کرده بود، از اين امر عذري آورد و از اميرکبير خواست تا خواهشي کرده باشد. اميرکبير گفت: چه

سخاوت و بزرگواري امام حسين

  يکي از مسلمانان مدينه به کسي بدهکار بود و نتوانست بدهکاري خود را بپردازد از طرفي طلبکار با اصرار فراوان مي‏خواست طلب خود را بگيرد.  آن شخص براي چاره جويي، خدمت امام حسين عليه‏السلام آمد، هنوز مطلبي نگفته بود که امام حسين عليه‏السلام متوجه شد که او براي حاجتي آمده است، پس به او فرمود: آبروي خود را از سؤال روياروي نگهدار، نياز خود را در نامه‏اي بنويس که به خواست خدا آنچه تو را شاد

زخمي شدن ران ابن‏زياد از قطره خون امام حسين

  نقل شده است: وقتي سرهاي شهداي کربلا را نزد پسر زياد ملعون آوردند، آن ملعون سر مبارک حضرت را برداشت و روي ران خود گذاشت و يک قطره خون از سر مبارک آن حضرت بر قباي او چکيد و قبا و ازار و ران آن ملعون را سوراخ کرد و در زمين ناپديد شد و آن سوراخ در ران او ماند و هر چه مداوا کرد بهبودي حاصل نشد و از آن زخم، بوي تعفن

درد تب به برکت امام حسين رفع شد

  درد تب به برکت امام حسين رفع شد شخصي از مسلمانان که تب شديدي کرده بود بستري شد، امام حسين عليه‏السلام به عيادت او رفت. همين که ايشان وارد منزل بيمار شدند، تب از بدن بيمار خارج شد. امام حسين عليه‏السلام کنار بستر بيمار نشستند و احوال او را پرسيدند، شخص بيمار عرض کرد: از قدوم مبارک شما خشنود شدم و به برکت شما تب از من دور شد.  امام حسين عليه‏السلام فرمودند: «و الله ما

مشورت کردن مردي با امام حسين درباره زن گرفتن

  نقل مي‏کنند که در شهر مدينه، مردي که در کمال توانگري بود خدمت امام حسين عليه‏السلام رسيد و با آن حضرت درباره‏ي ازدواج مشورت کرد و گفت: مي‏خواهم با فلان زن که مال و منال زيادي دارد ازدواج کنم. امام حسين عليه‏السلام فرمودند: اگر با او ازدواج کني نيازمند و پريشان مي‏شوي. مدتي نگذشت که آن مرد با مشورت امام مخالفت کردو آن زن را به عقد خود درآورد و بعد از مدت کوتاهي همه

نجات فطرس ملک با دعاي امام حسين

  هنگامي که جبرئيل عليه‏السلام براي گفتن تهنيت و شادباش خدمت امام حسين عليه‏السلام آمد، در بين راه فرشته‏اي را ديد که ناله و فرياد مي‏کند، جبرئيل نزديک آن ملک که فطرس نام داشت آمد، جبرئيل عليه‏السلام از او پرسيد اي فطرس! براي چه اين طور مي‏نالي؟ فطرس گفت:اي جبرئيل عليه‏السلام! حق تعالي مرا به کاري امر کرد؛ ولي من سرپيچي کردم و اين طور پر و بالم سوخت. فطرس ملک به جبرئيل گفت: شما کجا

ميوه‏ ي بهشتي و هديه خداوند به امام حسين

  سلمان فارسي رضي الله عنه مي‏گويد: روزي نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيدم و خدمت ايشان سلام کردم، سپس به خانه‏ي حضرت زهرا سلام الله عليها رفتم. ايشان به من فرمودند. دو نور ديده‏ي پيامبر حسن و حسين عليهماالسلام گرسنه هستند، آنان را نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله ببر. سلمان مي‏گويد: من امام حسن و امام حسين عليهماالسلام را نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله بردم: رسول

شهادت دادن کودک به زناي مادرش

  در مناقب ابن شهر آشوب، صفوان بن مهران از امام صادق عليه‏السلام روايت کرده است: در زمان امام حسين عليه‏السلام دو مرد بر سر زني به نزاع و گفت و گو پرداختند، آقا امام حسين عليه‏السلام علت اين کار را از آن‏ها سؤال کردند. يکي از آنها گفت: اين زن در حباله‏ي نکاح من است. امام حسين عليه‏السلام به زن فرمودند: شما بنشينيد و روي مبارک خود را به آن زن کردند و فرمودند: قبل

عزاداري حضرت زکريا براي شهادت امام حسين

  حضرت زکريا عليه‏السلام از خداوند تعالي خواست که اسماء پنجگانه را به او بياموزد، خداوند متعال حضرت جبرئيل عليه‏السلام را به سوي او فرستاد تا اسماء پنجگانه را به او ياد دهد. وقتي حضرت زکريا عليه‏السلام نام مبارک رسول خدا صلي الله عليه و آله و علي و فاطمه و حسن عليهم‏السلام را بر زبان آورد، غم و اندوه از او برداشته شد، در اين هنگام وقتي نام حسين عليه‏السلام گفته شد، بغض گلويش را

نشان دادن معجزه به شيعيان خود

  از امام محمد باقر عليه‏السلام روايت شده است که بعد از امام علي و امام حسن عليهماالسلام جمعي از شيعيان خدمت آقا امام حسين عليه‏السلام آمدند و عرض کردند: يابن رسول الله! ايشان از عجايب به ما نشان مي‏دادند ما از شما  مي خواهيم که اين معجزات را به ما نشان دهيد. حضرت فرمودند: اگر پدرم را ببينيد او را مي‏شناسيد؟ گفتند: آري! ما خدمت آن حضرت رسيده‏ايم و آن آقا را مي‏شناسيم. سپس ايشان پرده

بي‏حرمتي به مهر تربت

  مرحوم حاج ميرزا حسين نوري (اعلي الله مقامه الشريف) فرمودند: يکي از برادرانم مهري از تربت آقا امام حسين عليه‏السلام داشت که با آن نماز مي‏خواند و بعد از تمام شدن نماز در جيب خود مي‏گذاشت. وقتي او قبا مي‏پوشيد جيب‏هاي آن به پشت ران او مي‏افتاد و والده‏ام اين  مطلب را به او گوش زد کرد و به او گفت: چرا به تربت آقا امام حسين عليه‏السلام بي‏حرمتي مي‏کني؟ شايد يک وقت روي جيب

مجلسي! روضه‏ي وداع بخوان

  مرحوم حاج شيخ عباسي ‏قمي رضي الله عنه در کتاب شريف منتهي الامال نوشته است: ميرزا يحيي ابهري علامه مجلسي رضي الله عنه را در عالم رويا در صحن مطهر حضرت امام حسين عليه‏السلام ديد که در پايين پاي حضرت در اتاق روضةالصفا نشسته و مشغول تدريس است، سپس مشغول موعظه شد و وقتي خواست مصيبت بخواند، شخصي آمد و گفت: حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: «اذکر المصائب المشتملة علي وداع ولدي الشهيد»؛ مصائبي را که

مصيبت امام حسين توسط جبرئيل براي حضرت آدم ابوالبشر

  هنگامي که حضرت آدم عليه‏السلام به عرش نگاه کرد و نام‏هاي پنج تن آل عبا را ديد جبرئيل آن‏ها را به او معرفي کرد و گفت: براي اين که توبه‏ات قبول شود اين مطالب را بگو: «يا حميد بحق محمد و يا عالي بحق علي و يا فاطر بحق فاطمه و يا محسن بحق الحسن و يا قديم الاحسان بحق الحسين». هنگامي که حضرت آدم عليه‏السلام پنجمين نام آل عبا را بر زبان آورد،  اشک

زنده شدن مرده با دعاي امام حسين

  يحيي ام‏طويل مي‏گويد: نزد مولايم امام حسين عليه‏السلام بودم که جواني در حالي که ناله و فرياد مي‏زد نزد آن حضرت آمد. حضرت امام حسين عليه‏السلام فرمودند: چرا گريه مي‏کني؟ جوان عرض کرد:اي مولا! مادرم در اين ساعت مُرد و ثروت زيادي بر جا گذاشت و به من وصيتي نکرد و نمي‏دانم او را در کجا دفن کنم. اکنون شما چه صلاح مي‏بيني؟ حضرت فرمودند: آيا دوست داري خداوند مادر تو را زنده کند و

فرياد عجيب حضرت جبرئيل در روز عاشورا

  امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد: در آن هنگام که آقا اباعبدالله عليه‏السلام به شهادت رسيدند، يک نفر از لشکر عمر سعد، شخصي را ديد که به شدت فرياد مي زند. گفتند:اي مرد! بس کن اين همه ناله و فرياد براي چيست؟ آن مرد گفت: چگونه ناله و فرياد نزنم در حالي که پيغمبر خدا را مي‏بينم که ايستاده و به آسمان نظر مي‏کند و مي‏ترسم که از خدا بخواهد و در حق ما نفرين کند و هلاک

گريه امام حسين براي بچه آهو

  شخص عربي به محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيد و عرض کرد: يا رسول الله! بچه آهويي را صيد کرده‏ام و براي فرزندانت امام حسن و امام حسين عليهماالسلام آورده‏ام، رسول خدا صلي الله عليه و آله آن بچه آهو را قبول کرد و در حق آن مرد عرب دعا کرد. در آن لحظه امام حسن عليه‏السلام نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و رسول خدا هم بچه آهو

ميهمان نوازي پيرزن

  ابوالحسن مدايني مي‏گويد: امام حسن و امام حسين عليه‏السلام و عبدالله بن جعفر به قصد زيارت خانه خدا رهسپار شدند. در بين راه تمام زاد و توشه‏ي آن‏ها که بر شتري حمل مي‏کردند از بين رفت و گرسنه و تشنه و بدون توشه به راه خود ادامه دادند تا به خيمه پيرزني رسيدند و از او کمک خواستند. پيرزن در جواب آن‏ها گفت: غير از يک گوسفند که در پيش من است چيز ديگري ندارم،

درخت، خون مي‏گريد

  حضرت حجةالاسلام و المسلمين آقاي شيخ علي موحد فرمودند: در ايام عاشورا به قصد نشر احکام دين به شهر لارستان رفته بودم. در اين چند روزي که در آنجا اقامت داشتم در روز تاسوعاي حسيني چند نفر از مردم خبر آوردند که شب گذشته از درخت سدري که در چهار فرسخي اين جا است نوري شبيه مهتاب ظاهر شده است. عده‏ي زيادي از مردم براي تماشاي آن درخت به آن محل آمده بودند. سپس روز

ايمان يهودي

  ابن شهر آشوب روايت کرده است که حضرت امام حسين عليه‏السلام فرمودند: بهترين اعمال بعد از نماز، داخل کردن سرور در قلب مؤمن است، در صورتي که متضمن گناهي نباشد.  روزي ديدم غلام با سگي طعام مي‏خورد، من از اين کار او  پرسيدم، گفت: يابن رسول الله! من مي‏خواهم او را شاد گردانم، شايد شادي و خوش حالي او موجب شادي و خوشحالي من گردد؛ زيرا مالکي يهودي دارم و مي‏خواهم از دست او نجات يابم.

شخصي که به خاطر غبار زوار کربلا، نسوخت

  مرحوم قاضي رضي الله عنه در مجالس المؤمنين مي‏نويسد: پدر جمال‏الدين خليعي موصلي حاکم شهر موصل بود. او ناصبي و يکي از دشمنان سرسخت اهل بيت عليهم‏السلام بود، مادرش هم ناصبيه بود و پسري براي او متولد نمي‏شد. او نذر کرد اگر خداي تعالي به او پسري عطا کند براي شکرانه‏اش پسرش را سر راه زوار امام حسين بفرستد تا وقتي آن‏ها از شام و جبل مي‏آيند آن‏ها را به قتل برساند. مدتي بعد جمال‏الدين
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir