کرامت باب الحوائج عباس(ع)

 حاج شيخ مرتضي آشتياني  رضوان الله تعالي عليه فرمود:
كه حجة الاسلام حاج ميرزا حسين خليلي طهراني  اعلي الله مقاله فرمود:
خبر داد ما را شيخ جليل و رفيق نبيل كه با همديگر سر درس صاحب جواهر رضوان الله تعالي عليه حاضر مي شديم .
يكي از تجار كه رئيس خانواده الكبّه  بود، پسر جوان و خوش صورت و مؤ دبي داشت ، والده اش علوّيه محترمه همين يك پسر را داشتند كه اين هم مريض مي شود، بقدري مرضش سخت مي شود كه به حال مرگ و احتضار مي افتد. چشم و پاي او را مي بندند.
پدرش از اندرون خانه به بيرون مي رود، و به سر و سينه مي زند مادر علويه اش به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع ) مشرف مي شود و از كليددار آن آستان خواهش و تمنا مي كند كه اجازه دهد شب را تا صبح توي حرم بماند.
كليددار اول قبول نمي كند، ولي وقتي خودش را معرفي مي كند و مي گويد:
پسرم محتضر است و چاره اي جز توسل به ساحت مقدس حضرت باب الحوائج  ندارم  كليددار قبول مي كند و به مستخدمين دستور مي دهد كه علويه را درحرم شب بيتوته كند.

 

 41.jpg


شيخ جليل  فرمود:
بنده همان شب به كربلا مشرف شدم و اصلاً خبر از تاجر و مرض پسرش اطلاع نداشتم ، همان شب كه بخواب رفتم ، در عالم خواب به حرم مطهر حضرت سيدالشهداء (ع) مشرف شدم و از طرف مرقد مطهر حضرت حبيب بن مظاهر(ع ) وارد شدم ، ديدم بالاي سر حرم ، زمين تا آسمان مملو از ملائكه هاست و در مسجد بالا سر حضرت پيغمبر (ص ) و حضرت اميرالمؤ منين علي (ع) روي تخت نشسته اند.
  در همان موقع ملكي خدمت حضرت آمده فرمود:

السلام عليك يا رسول الله  سپس فرمودند:
حضرت باب الحوائج اباالفضل العباس (ع) فرمود:
يا رسول الله پسر اين علويه عيال حاجي الكبه  مريض است و به من متوسل شده ، شما به درگاه خدا دعا كنيد كه پروردگار او را شفا عنايت فرمايد:
حضرت رسول (ص) دستها را به دعا بلند كردند و بعد از چند لحظه فرمودند:
مرگ اين جوان رسيده و كاري نمي شود كرد. ملك رفت و بعد از چند لحظه ديگر آمد و پس از عرض سلام همان پيغام را آورد. حضرت رسول (ص) باز دستها را به دعا بلند كرده باز همان جواب را فرمودند:
ملك برگشت .
يك وقت ديدم ملائكه اي كه در حرم بودند، يك مرتبه مضطرب شدند، ولوله و زلزله اي در بين شان بوجود آمد، گفتم چه خبر شده ؟! خوب كه نگاه كردم ، ديدم خود حضرت باب الحوائج (ع) كه با همان حالي كه در كربلا به شهادت رسيده اند دارند تشريف مي آورند، به حضرت رسول (ص) سلام كردند و بعد فرمودند: فلان علويه به من متوسل شده و شفاي جوانش را از من مي خواهد شما از حضرت حق سبحانه بخواهيد كه يا اين جوان را شفا دهد و يا اينكه ديگر مرا باب الحوائج  نگوئيد. تا پيغمبر اين حرف را شنيد چشمان مباركشان پر از اشك شد و رو به حضرت امير (ع) نمود و فرمودند:
يا علي  تو هم با من دعا كن هر دو بزرگوار دست ها را رو به آسمان كرده و دعا فرمودند، بعد از لحظه اي ملكي از آسمان نازل شد و به محضر مقدس حضرت رسول اكرم (ص) مشرف شده و سلام كرد و فرمود: حضرت حق سبحانه و تعالي سلام مي رساند و مي فرمايد: ما لقب باب الحوائجي را از عباس نمي گيريم و جوان را هم شفا داديم . من فورا از خواب بيدار شدم و چون اصلاً خبري از اين ماجرا نداشتم ، خيلي تعجب كردم . ولي گفتم : اين خواب صادقه است و در آن حتما سِرّي هست . وقتي كه برخاستم ديدم سحر است و ساعتي به صبح نمانده چون تابستان هم بود، طرف خانه حاجي الكبه  براه افتادم .
وقتي وارد خانه شدم ، پدر آن جوان را در ميان خانه ديدم كه راه مي رود و به سر و صورت مي زند. به حاجي گفتم : چطور شده چرا ناراحتي ؟! گفت : ديگه مي خواهي چطور بشود. جوانم از دستم رفت .
    دست او را گرفتم و گفتم آرام باش و ناراحتي نكن ، خدا پسرت را شفا داده و ترس و واهمه اي هم نداشته باش ، خطر رفع شده ، تعجب كنان مرا به اطاق جوان مريض و مرده اش برد، وقتي كه وارد شديم بقدرت كامله حق جوان نشست و چشم بند خود را باز كرد. حاجي تا اين منظره را مشاهده كرد دويد و جوانش را بغل كرد. جوان اظهار گرسنگي كرد بعد از اینکه چیزی خورد گويا اصلاً مريض نبوده . (1)

پاورقي
1- الوقايع و الحوادث ، 3/42

 

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
غلام امیر امومنین
+2 #40 غلام امیر امومنین 1395-08-23 09:28
السلام علیک یا اباعبدالله وعباس بن علی
امیدوارم هر کسی هر غم واندوه وناراحتی وبیماری داره برطرف بشه بحق دودست بریده اقام ابوالفضل عباس
یا ابالغوث ادرکنی
 
 
زینب
+5 #39 زینب 1394-11-11 11:24
سلام دوستان
من هم یکی از کسانی هستم که زندگیم پراز مشگله وبه حضرت عباس متوسل شدم< حاجتم را بده یا نه در هر شرایطی دوستش دارم این کمال بی انصافیه بخاطر خواسته های خودمون ایشان را زیر سوال ببریم.
 
 
محمد
+1 #38 محمد 1394-09-14 11:00
11 ساله از خدا فقط یه چیز خواستم تموم
 
 
مسیح
+4 #37 مسیح 1394-09-13 00:16
سلام دوستان
این خوبه که حضزت عباس رو باب الحوائج میدونیم و قبولش داریم...
اما چند نکته:
یک: همه چی دست خداست
دو: اینکه خیلی از چیزیهایی که ما میخاییم به صلاحمون نیست؛ و چیزایی که نمیخاییم به صلاحمونه... این عین آیه قرانه
سه: اگه قرار باشه ما به خاطر برآرده نشدن حاجتمون و کمک نکردن حضرت عباس، دیگه بهش علاقه مند نباشیم... که کلاهمون پس معرکس...
چهار: اگه اینطوریه که بعضی از دوستان میفرمان، اهل بیت و اصحاب ابی عبدالله نباس خدا رو دوست داشته باشن؛ چون میتونست و کمک نکرد...
پنج: این طوری نیگاه میکنیم چون فقط دنیا رو میبینیم...
یعنی عشقتون تا این حده که اگه کمک نکرد، آبروشو ببرین؟
اگه اینجوری باشیم که اهل بیت رو فدای خودمون میکنیم نه خودمون رو فدای اهل بیت...


مثل اون آقای پنجاه و چند ساله ای باشین که همه ایل و تبارشو جلوی چشمش کشتن؛ اهل بیتشو اسیر کرده بودن؛ اما توی اون سن مثل شیر سوار اسب شد و مثل حیدر کرار جنگید:

آخرشم فرمود: الهی رضاً برضائک

عرض آخر: همه دردها و گرفتاریهاتون حل بشه انشاء الله؛ اگه نشد خدا صبرتون بده و کمکتون کنه و ذخیره آخرتتون کنه: اینم حدیث نبویه که فرمودن دردهاتون حتی اگه به اندازه درد خاری باشه،از گناهاتون کم میکنه.
راستی من آخوند نیستما... فلسفه غربم میخونم... شرمنده برادر کوچکتون ی کم منبر نصیحت رفت... ارادتمند شما...
 
 
فریب خورده
0 #36 فریب خورده 1394-08-25 16:30
من سه سال است دربدرشدنم متوسل ب حضرت ابوالفضل و مادرش و سید شهدا هرکه بخواهید شدن ابرویم رفت نتنها جوابم را ندادند زمینم زدن این بودمهنی باب الحوائجی که میگن اصلا انها انسانهای بدکاررا دوست ندارند چه برسد جوابشان را بدهند
 
 
یه دل شکسته
+4 #35 یه دل شکسته 1394-08-22 09:29
سلام به عاشقای ابل فضل
تروخدا برام دعا کنید من نامزدم سرطان داره
با هزار جور مشکل و مخالفت به هم رسیدم حالا این طوری شده
جون عزیزاتون برام دعا کنید :oops:
 
 
بدشانس
+2 #34 بدشانس 1394-07-27 21:33
سلام منم خیلی صداش زدم جواب نداد اما یه بار وقتی خیلی داغون بودم صداش کردم بعد ۶ماه جوابمو دادن اگر دیگه هیچ وقت جوابمو نده بازم دوسش دارم
 
 
مهدی بهروزی فر
+3 #33 مهدی بهروزی فر 1394-06-30 16:22
سلام اول شادی آقا اباالفضل صلوات. بنده زندگیم بیمه آقا است مشکلات زیادی آمده و به لطف ایشان حل شذه. التماس دعای زیاد دارم جهت رفع مشکل فعلی
 
 
گارسون امام حسین
+3 #32 گارسون امام حسین 1394-06-11 19:50
سلام
حضرت عباس همین که میتونم راه برم خدا رو شکر فقط ی سری گیرایی افتاده تو کارم ی. نگاهی هم به من بنداز نوکریم.
 
 
چای ریز مجلس حسین
+1 #31 چای ریز مجلس حسین 1394-05-06 13:35
سلام حضرت عباس خیلی ها به شما متوسل شدن تا حاجت روا بشن و مشکلشون حل بشه منم یک ساله متوسل به شمام نمیدونم چرا نگاهم نمیکنید آبروم کم رفته؟کم تحقیر شدم؟نوکری شمارو نکردم؟آقا عباس بن علی از زندگی خسته شدم به خدا امروز میخواستم کار خودمو تموم کنم ولی کاری نکردی.تصمیم گرفتم 2 روز دیگه متوسل باشم و صدات کنم فقط 2 روز ندادی واقعا تمومش میکنم.کتاب کرامتتون رو میخوندم نوشته بود شما شرمت میاد کسی که به شما متوسل شده حاجتش رو ندی رفتی پیش پیامبر و پدرت اشک ریختی و حاجت مردمو خواستی گفتی یا حاجت بدن یا لقب باب الحوائجی رو ازت بگیرن ولی الان که نوشته متوسلینت رو میخوانم خیلی ها دست خالی رد کردی.حضرت عباس به خدا اگر باب الحوائج نبودی مشکلاتمون رو به شما نمیگفتیم و اعتماد نمیکردیم چون شما باب الحوائجی.حاجت یهودی و مسیحی و سنی رو میدی جواب ما بچه شیعه هارو نه؟درسته بعضی از ما ها مثل من بنده های عای نیستن ولی اومدن در خونتون یا نه؟یاد شما کردن یا نه:؟راستش روزی که با شما آشنا شدم فکرشو نمیکردم انقد سختی بکشم سختی که نه زجر.من چایی ریز ظرف شور دستشویی شور مسجد بودم تو مجالس امام حسین نوکری کردم از فیلمبرداری گرفته تا چایی و جارو ووووو توی حرم امام رضا به زوار حرم ایرانی و عرب کمک کردم توی ساخت مسجد حضرت زهرا نوکری کردم کارگری کردم به امید کمک شما توی مسائل فرهنگی تلاشمو کردم که خدمت کنم در حد خودم.با امید حاجت روایی ازدواج کردم ولی چرا بامن این کارو کردین؟آقا با امید اومدم سمتتون الان نا امیدم کردین ایکاش دردشو متوجه میشدین.امید وارم تا فردا حاجت منو بدین.به حق پهلوی شکسته زهرا.ملت اگر فردا اومدم و پیغام حاجت روایی گذاشتم که متوسل بشید اگر ندادن بدونید من مردم و اعتماد نکنید شاید مثل من بدبخت بشید.یا علی
 
 
SIMA
0 #30 SIMA 1394-02-27 12:58
سلام
من خيلي متوسل شدم به حضرت عباس و قسمشون دادم به حضرت زهرا و دل داغ ديده حضرت زينب و سر بريده امام حسين و اهل بيت پيامبر چرا آقا جواب من رو نميدن ميدونم گناهكار و روسياهم ولي به خدايي خدا مگه بنده كجا رو داره بره غير از در خونه اهل بيت پيامبر چرا جواب من رو نميدن
 
 
مسعود
+2 #29 مسعود 1393-10-03 05:12
چند ماه که حاجت مهمی دارم که هم شرعیه و هم درسته، اون آقایی که شما بهش میگین باب الحواىج به هر طریقی که بگین صداش کردم و توسل کردم ولی هیچ نتیجه ایی نگرفتم، خاک بر سر من با این کسی که اسمشو گذاشتن باب الحواىج، همش...، شبها نخوابیدم، توی هر حالتی بهش توسل کردم، ازش خواستم به دختر ۴ ساله ام رحم کنه، ولی هنوز هیچی به هیچی، دیگه هیچی امیدی بهش ندارم... دلم خیلی شکسته و تنهام
 
 
رامین
+5 #28 رامین 1393-08-24 13:16
السلام عليک يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک. عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعل الله آخر العهد مني لزيارتکم. السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
یاباب الحوائج شمای مرا هم بده
 
 
رضا قزوینی
+4 #27 رضا قزوینی 1393-08-10 07:45
یا باب الحوائج ادرکنی
آقا جون یه نیم نگاهی کنی به ما همه مشکلاتمون حل میشه
السلام عليک يا اباعبدالله و علي الارواح التي حلت بفنائک. عليک مني سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النهار و لا جعل الله آخر العهد مني لزيارتکم. السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين
 
 
مریم
+2 #26 مریم 1393-05-10 01:54
سلام اقای من باب الحوایج ابالفضل نیومدم بگم حاجتم رو بدین چون خودتون نشونه هاش رو نشونم دادین امدم بگم لطفازودتر حاجتم رو بهم بدین
 
 
گدایی در خانه باب الحوائج
+4 #25 گدایی در خانه باب الحوائج 1393-04-31 10:37
یا باب الحوائج من حرف اون دونفر که در موردتون بی اعتقادی کردن بادیده گرفتم اقا جان من کتاب کرامات شما رو میخونم از حفظ ابرو گرفته از حاجت روایی مسیحی زردشتی کلیمی اهل تسنن وووووووووووووو خوندمو میخونم اقا جان یا بابا الحوائج التماست میکنمو ابرومو حفظ کم وثابت کن که من اون کار رو نکردم نزار کسانی که دروغ گفتن بگن دیدی خدا واماما واسش کاری نکردن نزار کسانی که این حرفها رو شنیدن باور کنند اقا جان یا مرگ منو برسون زودتر یا ازم رفع اتهام کن وحاجتمو بده اقا جان به خدا تا اخر عمر نوکریتو میکنم اقا جان تورو به برادرت حسین قسم میدم به مادرت فاطمه زهرا به مادرت ام البنین قسم میدمت یا باب الحوائج که انشالله بیام اینجا معجزت رو اعلام کنم وبدونند این که میگن باب الحوائج دروغ نیست انشالله
 
 
امين
+4 #24 امين 1393-04-02 00:41
مادر بزرگ پاركينسونيه من كه قسمت اعظمي از سلولهاي مغزيش از بين رفته بود و هوشياري نداشت و حافظه شو از دست داده بود رفت كما و دكترش گفت محاله ممكنه زنده بمونه چون مغز از بين رفته و سلولهاي مغزي و نخامي هيچ موقع ترميم نميشه، مگه اين كه معجزه بشه ولي معجزه شد و اين معجزه به قول ما اردبيليا معجزه گولسوز ابو الفضل بود كه دست مارو گرفت و دكترش مات و مبهوت بود و ميگفت از نظر علم پزشكي هيج توجيهي ندارم واسه اين قضيه و ميگفت پرونده شو بدين كتاب كنم. هر كي ميخواد حاجت بگيره از باب الحوائج بامداد چهارشنبه دو ركعت نماز توسل به حضرت ابو الفضل بخونه و ١٣٣ بار ذكر يا كاشف الكرب عن وجه الحسين، اكشف كربي بحق أخيك الحسين رو تكرار كنه و ١٣٣ بار با ذكر يا ابا الغوث أدركني صدام كنه و اينو هر بامداد چهارشنبه تكرار كنه تا به إذن خدا مريضش شفا پيدا كنه و هر روز به ازاي هر كدوم از أفراد زير يه تسبيح صلوات هديه كنه و خداييش اگه مريضش شفا گرفت مريض سرطانيه منم دعا كنه٠ امام حسين، حضرت عباس، امام زمان، حضرت علي اكبر و حضرت قاسم٠ يا علي التماس دعا٠
 
 
ناشناس
+9 #23 ناشناس 1393-04-02 00:14
واقعا انصاف نيست باب الحوائج رو استغفر الله نامرد ناميد. الان همه مريض سرطاني دارن من خودم مريض سرطاني جوون دارم و به خوده باب الحوائج متوسل شدم٠ اون بالاييه أوني كه خالق همه ماست بايد اذنش باشه تا شفاي مريضتو بگيري. سرطان امتحانه سختيه بأيد از خدا بخواهيم مارو سرافراز بيرون بياره. الهي آمين.
 
 
سایه
-11 #22 سایه 1393-02-12 16:06
بااقاکریم موافقم.چندسالی نوکریشوکردم به امید اینکه حاجتمو بده غیرازاینکه حالموگرفت اتفاقی نیفتاد.اخه توهم شدی باب الحوائج این اشکایی که من چندسال درخونه ی توریختم اگه برا سنگ میریختم اب میشد. اخرنامردی بود!!!!!!!!!!!!
 
 
کریم
-7 #21 کریم 1392-10-09 01:59
من مادرم سرطان داشت.خیلی به ساحتش توسل کردم اما شنبه فوت کرد.... هیچ وقت به او باب الحوائج دیگر نمی گویم.نذر کرده بودم کربلا برم....اما اگر رفتم فقط به حرم حضرت ابا عبدالله میرم...هیچ کاری برای مادرم نکرد....این قدر مطمئن بودم خوب میشه که بد تر شدن حالش را متوجه نمیشدم.
 
 
erp
-2 #20 erp 1391-12-26 17:27
شيخ ابن فهد در عُدَّة الدّاعى از حضرت امام رضا عليه السلام نقل كرده كه هر كه بگويد در عقب نماز صبح اين كلام را حاجتى طلب نكند مگر آنكه آسان شود براى او و كفايت كند حقّ تعالى آنچه را كه مهمّ او است :
التماس دعا
بِسْمِ اللَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ مَا شَاءَ اللَّهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ مَا شَاءَ اللَّهُ لا مَا شَاءَ النَّاسُ، مَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِنْ كَرِهَ النَّاسُ حَسْبِيَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبِينَ حَسْبِيَ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ حَسْبِيَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقِينَ حَسْبِيَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ حَسْبِي مَنْ هُوَ حَسْبِي حَسْبِي مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي حَسْبِي مَنْ كَانَ مُذْ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
به نام خدا و درود خدا بر محمد و آلش باد و واگذارم معبودى جز تو نيست ((منزهى تو كه من از ستمكارانم پس ما دعايش مستجاب كرديم و ازغم و اندوه نجاتش داديم اين چنين مؤ منان را نجات دهيم )) ((خدا ما را بس است و چه نيكو وكيلى است پس بانعمت خدا و فزونى كه ديگر بدى به آنها نرسيد بازگشتند)) آنچه خدا خواهد، نيست جنبش و نه نيرويى مگر بوسيله خدا آنچه خدا خواهد مى شود نه آنچه مردم خواهند آنچه خدا خواهد مى شود اگر چه مردم ناخوش دارند بس است مرا پروردگار از (بندگان ) پروريده شده ، بس است مرا آفريدگار از آفريدگان بس است مرا روزى ده از روزى خوران بس است مرا خدا پروردگار جهانيان بس است مرا آنكه او بس است مرا، بس است مرا آنكه هميشه مرا بس است بس است مرا آنكه از وقتى بودم هميشه بسم بوده بس است مرا خدا معبودى جز او نيست بر او توكل كنم و او است پروردگار عرش با عظمت










 
 
علیرضا
+2 #19 علیرضا 1391-11-04 23:06
سلام
خیلی مطلب جالب و زیبا بود
بخدا منو دوباره برد حرم
یادش بخیر...
انشاالل ه قسمت همه بشه
2ماه بیش توحرم آقا بودم
هیچ وقت یادم نمیره ضریح و گنبد آقا رو که دیدم این بیت رو زمزمه میکردم:علم اگر از دست علمدار زمین نمیخورد دگر کسی به زیر تازیانه ها نمیمرد___علمدار علمتو نگه دار
بخدا ندیدن حرم یک درده اما وقتی رفتی دیدی و برگشتی دلتنگیش صد درده
حسین جان دلم برای کربلایت تنگ شده....
بیچاره اونکه حرم رو ندیده/بیچاره تر اون که دید کربلاتو
التماس دعا
یاعلی
 
 
بنده ی خدا
+4 #18 بنده ی خدا 1391-10-20 20:24
یا باب الحوائج خیلی به کمک شما نیاز دارم لطفا به من بنده ی حقیر خود کمک کنید
 
 
ت
+6 #17 ت 1391-10-13 12:36
یا حضرت عباس یا باب الحوائج یه نگاهی هم به ماکن چندساله دارم صدات میکنم حاجتم بدی گره ازکارم بازکنی اما انگار لیاقت ندارم خواهش میکنم شمارابه دل شکسته امام حسین قسمت میدم حاجت من روسیاه روهم بده یا ابوالفضل العباس
 
 
...
+4 #16 ... 1391-07-02 16:49
برام دعا كنيد مشكلم حل شه:(
 
 
...
+5 #15 ... 1391-07-02 16:48
التماس دعا از همتون
يا ابوالفضل:(
 
 
هاجر
+2 #14 هاجر 1391-06-28 01:42
سلام خدا همه مریض ها را شفا بده.خواهش می کنم برای من هم دعا کنید چندسالی است حاجت مهمی دارم.التماس دعا
 
 
safir
+4 #13 safir 1391-05-30 18:47
یا باب الحوائج
میدونی که خیلی دوستت دارم آقا
خودت می دونی
نمی تونم چیزی بنویسم
با خوندن این این مطلب خیلی دلم شکست
آقا خودت می دونی و دلم
 
 
ز ح
+2 #12 ز ح 1391-04-15 07:59
با سلام و خسته نباشید ، خدا میدونه با خوندن این بخش چقدر گریه کردم ، انشااله که باب الحوائج عباس (ع) همه بیماران رو شفا بده
 
 
فیروزی
+2 #11 فیروزی 1391-03-31 03:48
خیلی جالب بود
 
 
علی رضایی
+2 #10 علی رضایی 1391-02-05 03:25
اقا واسم دعا کنین خیلی واسم دعا کنین
 
 
علی رضایی
+4 #9 علی رضایی 1391-02-05 03:16
انشالله خدا پدرت رو شفا بده واسه منم دعا کنید دست خالی از حرم این بزرگوارا بر نگردم شنبه دارم میرم کربلا نجف
یا ابولفضل حاجت منم بده دلم بد جور گرفته
 
 
رسول حاجی بنده
+3 #8 رسول حاجی بنده 1391-01-31 06:15
با سلام من خوشهالم کسانی در جمع اوری در مورد ائمه تلاش می کنند
 
 
ارش
+3 #7 ارش 1390-12-16 04:09
التماس دعا.
 
 
منوچهر رستمی
+3 #6 منوچهر رستمی 1390-12-09 16:33
من هم پدرم 26 سال پیش سکته مغزی کرده بود و خودش خواب حضرت ابوالفضل را دید و گفت شفا پیدا کردی
یک روز مادرم می گفت بعد از چند ماهی لال و فلج شدن ناگهان گفت چرا چادرت سرت نیست آقا اینجا ایستاده زود چادری یا چیزی سرت بیانداز مادرم از هول کنار پرده اطاق بود و همان را روی سرش انداخت و ناگهان به یادش امد شوهرش هم لال شده بود هم از نظر هوشی کسی را نمی شناخت و از آن به بعد تا به حال تقریبا خیلی خوبتر شده بود ولی الان به حالت مرگ افتاده و از دوستان التماس دعا دارم بخششش او از خدا و اولیایش طلب عفو برایش بکنید
خیلی در عذاب و زجر است
 
 
zahra
+1 #5 zahra 1390-11-05 18:42
خیلی زیبا بود مرسی
 
 
غلام
+3 #4 غلام 1390-09-10 05:36
خدا شما را در تمام مراحل زندگی موفق کند .ودر روز جزا هم شفیتان امام حسین (ع) باشد.
 
 
احسان
+3 #3 احسان 1390-08-27 23:23
سلام
مطالب بسیار زیبایی هستند
خسته نباشید :-*
 
 
علی اصغر
+1 #2 علی اصغر 1389-11-18 02:01
باسلام
مطالب مفیدی درسایت میباشد لذا خواهشمندم درمورد ولایت اقاامیرالمومنین و مصائب بعدشهادت حضرت رسول که اهل بیت متحمل شدند مطالب بیشتری درج نمایید
باتشکر
 
 
نادر غضنفری
+2 #1 نادر غضنفری 1389-09-24 18:26
خیلی از مطالبتان خوشم آمد سایت پرباری است ممنون از دست اندر کاران این سایت
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir