ديدار امام حسين در عالم خواب

 

جناب آقاي محمد شريف رازي نقل مي‏کند: پس از گذشت دو سال از سفر به عراق که ناموفق بودم، يک سال بعد از حادثه‏ي شهريور 1920 بود که براي زيارت عتبات عاليات شوق عجيبي به من دست داد به طوري که نمي‏توانستم يک لحظه اين جريان را از خود دور کنم. به  همين دليل به فکر دومين سفر افتادم. براي رسيدن به اين امر بزرگ، دست توسل به سوي امام حسين عليه‏السلام دراز کردم و براي خواندن زيارت عاشورا آماده شدم و هر روز علاقه‏ي من نسبت به اين کار بيشتر مي‏شد. اين علاقه و شور موقعي بود که به دليل جنگ جهاني دوم و ورود نيروهاي متفقين به خاک ايران و عراق و رابطه ميان دو کشور همسايه، اجازه‏ي مسافرت به کسي داده نمي‏شد؛ اما من به مرحله‏اي از بي‏قراري رسيده بودم که راحتي و آسايش خاطر را از دست داده بودم و همواره در انديشه سفر به کربلا و نجف و کاظمين بودم. در همان دوران، شبي در عالم خواب ديدم که به کربلا مشرف شده‏ام و در اوج سرور و شادماني به حرم پيشواي آزادگان حضرت امام حسين عليه‏السلام شرفياب شدم در آستان مقدس آن حضرت، يکي از خدمتگزاران دستم را گرفت و گفت: دوست عزيز! مي‏خواهي امام حسين عليه‏السلام را زيارت کني يا قبر و ضريح منور ايشان را، او من را به سرداب مقدس که زير ساختمان حرم مطهر بود، برد و قبر شريف امام حسين عليه‏السلام را نشانم داد و گفت: مولايت را زيارت کن. هنگامي که نگاه کردم: گويي قبر گشوده شد و امام حسين عليه‏السلام را ديدم که فرزند بزرگوارش علي اکبر عليه‏السلام پايين پاي مبارکش بود و طفل شش ماهه‏اش علي اصغر عليه‏السلام روي سينه‏ي پاکش. ناگاه از خواب بيدار شدم؛ اما ديدگانم گريان بود و قلبم سوزان و در همان حال اين شعر را سرودم. 

 

59.jpg

 

به جز حسين مرا ملجأ و پناهي نيست  

در اين عقيده يقين دارم اشتباهي نيست 

 

ره نجات حسين است و دوستي حسين 

به سوي حق به جز از اين طريق راهي نيست 

 

اگر تو حکم غلامي من کني امضا

به هيچ محکمه خوفم زد او گاهي نيست ( کرامات الصالحين، ص 25 - 26 به نقل از کتاب کرامات امام حسين عليه‏السلام. )

 

منبع: کرامات حسينيه و عباسيه  ؛ موسي رمضاني‏پور  نوبت چاپ: هفتم تاريخ چاپ: زمستان 1386 چاپ: محمد (ص) ناشر: صالحان  صفحات 80 تا 82

اضافه کردن نظر

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود خدمات رسانی پایگاه جامع عاشورا نقش کاملا موثری ایفا می کنند لذا صمیمانه از شما خواهشمندیم با عنایت به حدیث شریف نبوی که «مومن آیینه مومن است»، شما نیـز آیینه ما باشیـد و با یادآوری نقاط قوت و ضعف پایگاه جامع عاشورا، ما را از این فیض الهی محروم نفرمایید.

چند نکته:
• نظرات شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت منتشر خواهد شد.
• نظرات تکراری و تبلیغاتی(به جز وبلاگ ها) تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• در صورتی که نظر شما نیاز به پاسخ دارد، پاسخ خود را در ذیل همان موضوع دنبال فرمایید.

نظرات  

 
فائزه
+2 #47 فائزه 1395-09-08 13:50
سلام من خواب دیدم که مادربزرگ خیییلی پیر مادرم را پیاده دارم میبرم کربلا اون اصلا نمیتونه راه بده تو واقعیت ولی تو خواب من راحت و خوب خودش داشت راه میرفت و راه خیلی شلوغ بود خیلی ها بودند فکر کنم پیاده روی اربعین بود در ضمن در یک فاصله تقریبا دوری هم گنبد و بارگاه امام حسین رو دیدم.
شب قبلش خیلی ناراحت بودم و کلی گریه کرده بودم به خاطر حاجتی که سالهاست دارم و منتظرم خدا بهم بده و گفتم خدایا دیگه بده حاجتم رو.
لطفا تعبیر خوابم رو اگه امکانش هست لطف کنید بگید ممنون میشم
 
 
سعید
+7 #46 سعید 1395-07-23 11:50
خواب دیدم توی جنگ امام حسین هستم در بین همون 72تن بعدش شمر به سربازاش دستور داد که تیر هارو رها کنن بعدش که رها کردن همه رفتن طرف امام حسین تا ازش محافظت کنن و خیلی ها کشته شدن بعدش دیگه دونه دونه تیر میزدن که که بعد ده دوازده تا تیر که از طرف شمریان رها شد یکیش به کمر من برخورد کرد که فرو رفت داخل بعدش حس رهایی بهم دست داد و خوشحال بودم و در همون هنگام داشتم با دوستام خداحافظی میکردم که از خواب بیدار شدم
 
 
سعید
+1 #45 سعید 1395-07-23 11:46
سلام من دیشب یه خواب دیدم
 
 
Sarina
+9 #44 Sarina 1395-07-21 13:57
سلام ببخشيد من ديشب خواب ديدم كه با خانواده هستيم و من احساس ميكنم كه در حرم امام حسين هستم ولي هيچ كدام از افراد خانواده اون حرم و نمي بينن فقط من ميبينم و من هي ميگفتم چرا نمي بينيد ببينين اوناهاش اون حرم امام حسين هست و اونم ضريح ولي اونا هيچي نمي كفتن، تعبيرش چيه؟ خواهش جواب بدين ممنون ميشم
 
 
محمد سعید نکونام
+7 #43 محمد سعید نکونام 1395-07-17 13:58
سلام
من خواب دیدم سر امام حسین رو از راس الحسین بر داشتم و کربلا اوردم
و سر رو بروی تن امام گذاشتم
تعبیرش ؟چیه
خواهشا بهم خبر بدید09359712858
 
 
sara
+7 #42 sara 1395-07-11 20:03
سلام من خواب امام حسین رو دیدم که روی بدن مبارکشون پارچه ای سبز پهن شده بود و توسط مادرم که سید هستند و در آن لحظه گریان بودند کشیده شد و امام حسین ع با چهره ای مهربان و متشکر از خداوند زنده شدند و خودشان گفتند من به درگاه الهی رفته بودم و به دستور خداوند زنده (بیدار) شدم در آن زمان من . برادرم . مادرم . پدرم و تعدادی خانم که با لباس های مشکی گریان بودند حضور داشتیم من از آن زمان خیلی مشتاق دیدار ضریح امام حسین (ع) هستم
 
 
فاطمه
+3 #41 فاطمه 1395-03-26 09:29
سلام من تا حالا خواب امام حسینو ندیدم ولی خیلی دلم شکسته سر یه موضوعی خیلی دلم میخواد ببینمشون من یه بار خواب امام رضارو دیدم ک نصیحتم کرد و دستور داد ک فلان گناهوو نکنم ویک بارم خواب امام زمان قربونش برم رو دیدم ک انگار تو بستر بیماری بودن تو یه خیمه ک پر نور سبز بود دعا کنید برام تو این روزای عزیز بابت گناهام پشیمونم میخوام مثل قبل خدا یه نظر بهم بکنه دیگه نمیخوام تو این وضعیت گناه آلود بمونم من خدا و اهل بیت پیامبرو دوس درم انشاالله یه نظری بهم بکنن فقط اگه کسی اینجا میتونه به من یه راه قطعی واسه دیدن امام حسین یا امای دیگه تو خواب بهم بگه Mohammadiiiiiii iiiiiiiiiiiاین آیدی تلگرام منه بهم سر بزنه خدا خیرتون بده یاعلی
 
 
یاسر
+6 #40 یاسر 1395-03-22 14:01
سلام من خواب دیدم که یکی از یاران نزدیک امام بودم وعاشورا بود وامام فرمود که من ازخیمه ها مراقبت کنم که یکدفعه سپاه کفار حمله کردند ودست وپای مرا قطع کردند وسر امام حسین را وقتی سوار اسب بود زدند
 
 
رویا
+7 #39 رویا 1395-03-20 20:44
من یه شب قبل خواب دعای مشلول خوندم من مریضیه پوستی شدید داشتم,تو دعای مشلول نوشته بعد خوندن دعا پیامبرو تو خواب میبینی,من توجهی نکردم فقط دعارو همینجوری خوندم نه برا خواب دیدن پیامبر,ولی کلی گریه کردمو بعدش خوابیدم,شبش تو خواب امام حسینو حضرت ابوالفضلو تو خواب دیدم,حضرت ابوالفضل کنار اسب سفیدی وایساده بود افسار اسبو نگه داشته بود امام حسین منو بغل کرد من گریه میکردم بهش گفتم از خدا بخاه منو ببخشه,امام حسین بهم گفت خدا تو رو بخشید,بعدش که بیدار شدم داشتم بال در می آوردم که امام حسینو تو خواب دیدم منو بغل کرده,ولی بعدش شک کردم نکنه شیطان بوده آخه من آدم بدی هستم فکر نمیکنم امام حسین به خوابم بیاد,درضمن صورت امام حسین نورانی نبود ولی قیافشو نمیدیدم فقط میدونم یه پارچه سبزی سرش بود,شایدم امام حسین بود چون مریضی پوستیم خیلی بهتر شده,ولی کامل خوب نشدم
 
 
ثنا
+6 #38 ثنا 1394-12-21 12:46
سلام دیشب ی خاب عجیبی دیدم برای اولین بار
اول خاب دیدم ک خیلی ماهرانه دارم میرقصم جوری ک هیچ شباهتی ب رقص من نداره بلافاصله بد رقصم صحنه ای شبیه صحنه ی فیلم مختارنامه ک امام حسین حضرت غلی اصغر رو رو دسشون بالا میبرن رو دیدم خودم میدونستم دارم خاب میبینم و احساس تشنگی شدیدی بهم دس داد تصویر واضحی از چهرشون ندیدم ولی حس عجیبی داشت یجوری انگا وزنی ندارم نمیدونم چجوری بگم فکرم خیلی مشغوله من ادم خوبی نیسم ک لیاقت دیدن خاب این بزرگواررو داشته باشم خاهشا برام تعبیرش کنین
 
 
فروغ
+10 #37 فروغ 1394-12-09 09:34
قبل از اینکه خواب امام حسین رو ببینم یک شب هم خواب دیدم منو بردن تو یه خونه ی معمولی ولی خیلی مرتب و تمییز یه جایی از خونه رو بهم نشون دادن و گفتن اینجا جای حضرت فاطمه ست.اما انگار نیرویی نمیگذاشت بیشتر از چهار پنج قدمی به اونجا نزدیک بشم.من روی زمین نشسته بودم و اونقدر اونجا رو بوسیدم و گریه کردم که بیهوش شدم زبونم خشک شده بود و نفسم بالا نمیآمد انگار که داشتم میمردم تو این فکر بودم که باید اشهدان لا اله الی الله بگم که دوستم که سیده هم هست اومد وانگار یکم آب بهم داد و حالم خوب شد.تعبیرش چیه؟
 
 
فروغ
+9 #36 فروغ 1394-12-09 09:29
سلام دیشب خواب امام حسین رو دیدم. خواب دیدم تو یه دشت بزرگ وقشنگ بودیم با چندتا از دوستام .یه تفراومد اونجا یه آقای چهارشونه و قدبلند بودن.گفتن ایشون اما حسین هستن.من و دوستانم شروع کردیم اسلام علیک یا ابی عبدالله گفتن و ایشون هم همینجور که را میرفتند برامون دست بلند میکردند و جواب سلاممون رو میدادند.تا اینکه من گفتم اسلام علیک یا ابن فاطمه الزهرا اینو که گفتم ایشون ایستادند ومارو به سمت چاهی بردند سر پاه رو باز کردند و گفتند داخل این چاه رو نگاه کنید .ما که نگاه کردیم گفتن من هروقت این چاه رو نگاه کنم بارون میاد.همون موقع هم بارون شدیدی شروع به باریدن کرد.یهو از یه جا یه دختر بچه حدودا 7 ساله اومد پیش ما اونقدر این دختر بچه زیبا بود که هرچی بگم کم گفتم.من بغلش کردم و قربون صدقه ش میرفتم و اونم نگام میکردو میخندید.تعبیر خوابم چیه؟
 
 
قاسم ادیب زاده
+4 #35 قاسم ادیب زاده 1394-11-18 03:50
من خوابه امام حسین با ابولفظلل عباسو دیدم نکه دمه مسجد بهم سلام میکنن با اون که من از گناه برگشته بودم تمیدونم تعبیرش چیه لطفان کمکم کنید
نه که ادمه خوبی باشم نه از بد بترم ولی موندم چرا اومده تو خوابه من احله هیچیزی هم نیستم نه نماز نه روزا
 
 
مریم
+11 #34 مریم 1394-09-24 20:45
سالهاست آرزوی دیدن یکی از امامان مخصوصا امام رضا رو میکنم همیشه وقتی میخوام بخوابم منتظرم به امید دیدار با وضو میخوابم و یه روسری سرم میبندم که باحجاب باشم نمیدونم کی به آرزوم میرسم برام دعا کنین خواهش میکنم
 
 
فرهاد
+8 #33 فرهاد 1394-09-21 01:33
سلام بازم فرهادم که واستون دو خواب قبلیمو فرستادم چند وقت پیش خواب دیدم من ومادرم تو اتاق خونمون نشستیم در اتاق باز بود من به بیروه خونه نگاه کردم حرم حضرت ابوالفظل رو دیدم به مادرم گفتم حضرت ابوالفضل اومده انگام حرمش چند قدم تا خونمون فاصله داشت دویدم که برم زیارت ولی کم کم هوشیار شدم ومیفهمیدم دارم خواب میبینم همسش میخواستم بیدار نشم وضریحش رو بگیرم وارد حیاطش شدمو از خواب پریدم تورو خدا تعبیر سه خوابمو بگید ممنونم
 
 
فرهاد
+5 #32 فرهاد 1394-09-21 01:28
سلام من چند وقت پیش خوای دیدم زوز عاشورا شده دقیق یادم نیست زره امام حسین تو اتاقی بود منم بودم انگار کوفه بود امن به شدت گریه میکردم وبه زره خونی نگاه میکردم یه نفر میگفت پیکر امام حسین رو الان میارن کوفه من از پنجره به پشت بام یه خونه نگاه میکردم گریه میکردم پیکر امام حسین رو میدیدم که حضرت زینب داشت روش گریه میکرد وچند نفر دیگه هم بودن من همونیم که گفتم خواب دیدم امام حسین بهم یه لیوان شربت داده
 
 
فرهاد
+7 #31 فرهاد 1394-09-21 01:21
سلام من چند سال پیش خواب دیدم که تو اشپز خانمون یه دیگ نزی شربته وقتی وارد اشپر خانه شدم دیدم امام حسین داره همش میزنه یه لیوان از شربت بهم داد وبهم لبخند زد منم همش گریه میکردم سرمو گذاشتم رو شونهاشو گریه کردم بغلش کردم وگریه کردم از خوشحالی اینکه دارم میبینمش خیلی خوشحال بودم تعبیر خوابمو بهم بگین ممنونم لیوان شربت رو خوردم امام حسین هم خورد کمکم کنید تعبیر خوابمو بگید
 
 
همدانی
+4 #30 همدانی 1394-09-10 18:09
با سلام . چند شب پیش خواب عجیبی دیدم ...همش فکرم رو مشغول کرده .در خواب دبدم مرسم بزرگی دادیم غذا برنج بود مراسم برای آمدن امام حسین بود من مدام تکرار میکردم الان امام حسین میاد ایشون تشریف اوردن علی اصغرشونو دادن بغل من فرمودن نیم ساعت نگهش دار تا برم از مراسم بازدید کنم .دقیق سر نیم ساعت اومد و بچه رو ازم گرفت نیم ساعت تو یلحظه گذشت .خیلی مهربون بود و با ابوهت .بعد در حالی ک داشتم میگفتم الان امام حسین میاد از خواب پاشدم همش به همسرم میگفتم الان امام حسین میاد بلند شو اون اهمیتی به حرفام نداد خودم بلند شدم و تو حال پذیرای یه جا درست کردم برا علی اصغر شوهرم اومد گفت چی کار میکنی گفتم الان امام حسین میاد علی اصغر و میده بهم براش جا درست کردم هی بهم میگفبیدار شو چی کار میکنی منم هی میگفتم بخدا خواب نیستم الان امام حسین میاد .....اون اهمیتی به حرفام نداد ...بخاری رو زاد کردم گفتم بچه سرد میشه ..نشستم بال سره جای ک برا علی اصغر درست کرده بودم شوهرم اومد خوابید پیشم .همن جا ک نشسته بودم خوابم برد تو خواب دیدم امام حسین اومد خونمون داشت تو خونه میچرخید . منم تو فکر این بودم ک پاشم یکم شیر گرم کنم برا بچه با خودم میگفتم ما ک شیشه شیر نداریم هی با خودک کلنجار میرفتم ک شوهرمو بیدار کنم بره شیشه شیر بگیره ...تو فکرا بودم ک امام حسین اومد بچه شو ازم گرفت و گفت نمیخواد (من از لحنش فهمیدم ک منظورش اینه ک بچه من تشنه بود ) بچه رو گرفت رفت .............یل حظه از یادم نمیره
 
 
مریم
+6 #29 مریم 1394-09-04 20:28
لبیک یاحسین
 
 
حسن رجبی از قم
+11 #28 حسن رجبی از قم 1394-09-02 20:22
دوست دارم سالارشهیدان کربلا شفای من ضایع نخاعی را بدهد بلکه نظر ی کنه به امید ان شب
 
 
حسن رجبی از قم
+8 #27 حسن رجبی از قم 1394-09-02 20:18
خیلی به من ضایع نخاهی روحیه داد
 
 
فاطمه
+5 #26 فاطمه 1394-09-01 10:43
ساعت ۴دیشب خواب عجیبی دیدم خواب دیدم گریه میکردم وبایک خانوم ویک اقاکنارقبرهایی بودم چندتاجنازه دراوردن سرشان راقطع کردن وگفتن ایناقاتلای امام حسین هستند!یکی ازان هابنظرامام حسین بود من گریه میکردم وطلب بخشش میکردم تعبیر???
 
 
عاااشق حسین
+10 #25 عاااشق حسین 1394-08-30 00:39
بخدا راست میگم ...خواب دیدم تو روز عاشورا یکی از یاران امام حسینم که فقط یه نفر باهاش فاصله دارم و سوار اسب بودیم امام حسین یه کلاه خود سبز سرش بود ک ناگهان لشکر یزید حمله میکنه به امام حسین خودش قسم اینقد صحنهی وحشتناکی شد ک تصورش هم سخته بعد امام حسین ب سپاهش گفت ک حلقه بزنن....بعد از خواب پریدم....یا حسین قوربون لب تشنه ات دیگه چقد دلتنگی بین الحرمینو میشه تحمل کرد...اللهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود.......


یه خواب هم درباره حضرت محمد دیدم ک سیل اومده و همه جا پراز اب شده همه خودشونو ب یه جایه امن رسوندن ولی من هر کار میکنم نمیتونم از اب عبور کنم اخه اابش گود بود و گل الود بعد دیدم یه نفر منو کول کرده داره از اب رد میکنه و بدون اینکه خودش غرق شه من نمیشناختمش بعد شنیدم ک مردم بهش میگفتن ای رسول خدا....بعد از اینکه از اب ردم کرد منو گذاشت تو یه چادر ک یه دفعه یه جن بهم حمله کرد کاری از دستم بر نمیومد تا اینکه حضرت محمد ائمد اون کنو کشت و بازهم منو نجات داد.....
 
 
زهرا
+2 #24 زهرا 1394-08-29 18:44
شب تاسوعا بود خواب دیدم یه دسته داره میاد طرفم یه دفعه امام حسین و دیدم که علی اصغر تو دستاش داره میاد طرفم بیشتر از سه دفعه از خواب پریدم و بازم همین خواب تکرار شد تعبیرش چی میشه یعنی
 
 
امیرعرفان
+1 #23 امیرعرفان 1394-08-19 12:29
سلام دوستان،در خواب دوبار امام حسین در ضریح مبارکش دیدم،باور کنید دارم براتون میگم بغض گرفته گلوم،امیدوارم از پیروان ان حضرت باشیم و سعی کنیم راهی را بما توصیه کردن و بریم،لبیک یا حسین /لبیک یاحسین/لبیک یاحسین*بامید دیدار در بین الحرمین.
 
 
نرگس
+3 #22 نرگس 1394-08-17 05:26
سلام دوستان. خواب دیدم ب امام حسین آب میدم بخوره . خیلی حس عجیبی و ارومی داشتم از خواب پریدم.
بحق امام حسین قسمش میدم که خودش حاجت همه رو بده.
 
 
مهیار سلیمی
-1 #21 مهیار سلیمی 1394-08-15 18:21
سلتم من سیزده سالمه خواب دیدم در طهر عاشورد با امام حسین یکی از یاراش بودم ولی یزید همهرا کشت و یه تیر ور قلب من فرو کرد تعبیرش چیست؟ 8)
 
 
سارا
+6 #20 سارا 1394-08-05 18:29
خوش بحالتون بچه ها،،من ارزومه امام حسین رو تو خواب ببینم ولی نشده تا حالا.. شماها که امام حسین رو تو خواب دیدین چهره اش نورانی بود؟؟؟
 
 
ندا
+2 #19 ندا 1394-08-02 19:03
سلام دوستان من شب عید قربان خواب دیدم که یک خانومی توو خیابون داره بهم میگع بیاین امامراده من دارم میرم شمام بیاین خانومه خوشحال بود حاجت روا شده بود میخاست نذرشو ادا کنه.تعبیرشو میدونین ؟؟؟؟؟؟؟ من هرچقد گشتم تعبیر امامزاده رو پیداش نکردم.ممنونم اگه بتونین جواب منو بدین/
 
 
ندا
0 #18 ندا 1394-08-02 18:56
سلام دوستان .من یکم محرم خواب دیدم که امام حسین ع حضرت علی اصغر را به اغوشم داد در حالی که حضرت قنداقه بودند من و مادرم هم اب دادیم ب حضرت علی اضغر هم انار.میشه تعبیرشو برام بگین؟؟؟؟؟؟؟
 
 
ترنم
+3 #17 ترنم 1394-08-01 01:09
سلام دوستان
دیشب خواب عجیبی دیدم
خواب دیدم به زیارت کربلا مشرف شدم با ذوق و شوق رفتم به زیارت همینجور که میرفتم خودمو درست روبه روی ضریح شش گوشه آقام امام حسین دیدم همه جا نورانی بود و محو تماشای زیبایی حرم بوذم
دور تا رور ضریح هیچ کس نبود همه جا خلوت خلوت فقط یه زن کنار ضریح دستش رو به میله ها گرفته بود و داشت گریه میکرد
حالت ایستادن زن دقیقا شبیه صحنه ای بود که بانو حضرت زینب اسب ذوالجناح رو گرفته در نقاشی ظهر عاشورا استاد فرشچیان . به نظرم اومد که حضرت زینب ضریح آقام امام حسین گرفته و زیارت میکنه . به نظرتون تعبیر این خواب چی میتونه باشه
 
 
jupiter
+6 #16 jupiter 1394-07-29 16:15
سلام...منم مثل شماها خواب امام حسینو دیدم ولی روم سیاس.همه وقتی خواب امام حسینو میبینن خوشحال میشنو میگن ما کجاهو امام حسین کجا.تو عالم خواب دیدم ک روز عاشوراستو دسته های سینه زنی تو خیابون ب راه افتادنو منم تو دسته بودم.همینطور ک داشتم میرفتم دیدم از توی دیوار امام حسین و یاراش اومدن بیرون.وقتی از کنار من رد شد سرشو برگردوندو.جوری نگاهم کرد ک دلم اتیش گرفتو تز خجالت مردم.هی دنبال اقا میرفتمو گریه میکردم ولی کسی اقارو نمیدیدو فقط من بودم ک ناگهان از خواب پریدمو وقتی بیدار شدم فقط اشک میریختم...نمیدو نم چ گناهی کردم ک لایقش بودم...تا میتونین ادم خوبی باشینو نیکی کنین.سینه زدن خوبه ولی مهم راه امام حسینه.....یا حق
 
 
sh.b
+6 #15 sh.b 1394-07-01 10:39
سلام من خواب دیدم تو یه حیاطم شبم بود یهو یه اسب که قدش دوبرابر در حیاط بود ظاهر شد تو هیبت قد اسب بودم
که یهو کسی که سوار بر اسب بود دلم و لرزوند و کلی زوق زده شدم تو خواب بهم الهام شد ایشون امام حسین (ع)هستن یه صورت نورانی یه کلاه خود اگه اشتباه نکنم پرچم داشتن با شوق فریاد میزدم یا حسین یا حسین یا حسین ایشون سواره بر اسب بین زمین و اسمان به من نزدیک و نزدیکتر شدن و همچنان با شوق یا حسین میگفتم تا اینکه وقتی فاصله ای نداشتیم یکم ترسیدم که خوابم یا بیدار و اراده کردم بیدارم شدم :( البته تو همون خوابم یچیزایی دیدم که روم نشد عنوان کنم ولی با توجه به اینکه چند روز توبه کردم از یسری گناه شاید مفهومش فرو ریختن اون گناهها و پاک شدن از اون نجسات بوده از طرفی من چند روزه دارم صلوات و به نیت همه ی رفتگان عالم و اسیران خاک شفای بیمارا برا دوری از فشار قبر ترس قبر و برا پیامبرو اماما میفرستم ایت الکرسیم در روز میخونم ...قبل این خوابمم تقریبا 1 هفته پیش دیدم با مادرم و یه دختر بچه رفتیم بیه امام زاده نزدیک خرم اباد من دختر بچه و بغل گرفته بودم و وایسادم به امام زاده سلام کردن و صلوات فرستادن ....
خیلی خیلی مشتاقم تعبییر خوابام و بگییین....یه دنیا سپاسگذارم ....اجرتون با امام حسین (ع) و اقام امام زمان (عج)
در ضمن من 25 سالمه....
 
 
sh.b
+2 #14 sh.b 1394-07-01 10:27
سلام من خواب خوب و عجیبی دیدم خواب دیدم تو یه حیاطم شب بود یهو یه اسب که قدش از اون سمت در بالاتر از در بود ظاهر شد در حالی که تو حیرت قد اسب بودم یهم شخصی که بر اسب بود من و دچار شوق کرد حسم گفت ایشون امام حسین (ع)هستن ایشون صورت نورانی داشتن کلاه خود به سر و اگه اشتباه نکنم پرچمم داشتن یهو بین زمین و اسمون با اسبشون بهم نزدیک و نزدیکتر میشدن و من همچنان با شوق داد میزدم یا حسین یا حسین ولی یهم وقتی که قدمی باهام نداشتن اراده کردم بیدار شم میخواستم ببینم خوابم یا بیدار و متاسفانه خوابم نیمه ماند البته قبلشم یسری چیزا تو خواب دیدم که روم نشد بگم ولی بنظرم مفهومش این بود که دارم از گناههام پاک میشم از نجاسات پاک.....چون چند روزه توبه کردم از یسری گناهها و سعی کردم راه و درست تر برم و فک کردن به اخرت برام پررنگ تر شده من 25 سالمه ....و از طرفی جدیدا هر روز صلوات و دارم به نیت رفتگان خاک ...شفای بیماران ...خانواده و پیامبر و اماما میفرستم.....حتی یه هفته قبل هم خواب رفتن به یه امام زاده و زیارت ایشون و سلام دادن و صلوات فرستادن تو امام زاده و دیدم ...لطفا برام تعبیرشو به ایمیلم بفرستین بشدت مشتاقم جواب خوابام و بگیرم ....یه دنیا سپاسگذارم....اج رتون با اقا امام زمان *عج*
 
 
امیرعلی
+9 #13 امیرعلی 1394-06-16 21:09
الان که دارم این موضوع رومینویسم بدجوری بغضم گرفته .منم یه شب خواب امام حسین رودیدم خواب دیدم توحیاط حرم وایسادم دویدم سمت حرم وقتی داخل شدم یه بوی خوشی میدادکه بخداهنوزم یادش میفتم اون بو انگارتوذهنمه هی داشتم تندتندراه پیرفتم داخل حرم کسی نبودتنهابودم فقط بدوبدوداشتم میرفتموتوخواب نفس نفس میزدم رسیدم به ظریح درظریح بازبود رفتم داخل هی داشتم گریه میکردم اول یه قبرکوچیک دیدم انگاریکی بهم گفت این قبرعلی اصغره این قبرعلی اکبره سرموگذاشتم روسنگ قبرشون وهی داشتم ازخوشحالی گریه میکردم یدفعه بلندشدم دنبال قبرامام حسین میگشتم که یدفعه ازگوشه ایی یه نوری بلندشدجوری که چشاموبستم رفتم طرفش ببینم چیه یدفعه یه تشت دیدم که توش خونه ویه سربریده داخل تشته رفتم جلوتردستوپام هی میلرزید دستموبردم جلو سربریدروبرگردون دم دیدم سرامام حسینه دیدم داره بهم میخنده ازخوشحالی انقدگریه میکردم بهم گفت خوش اومدی من باهاش حرف زدم خییییلی حرف زدم ولی هیچی انگاریادم نیس بهم چی گفت فقط یه جمله یادم موند اونم اینوبهم گفت که نمازموبخونم یدفعه ازخواب بیدارشدم دیدم چشام پراشکه بادکرده بود ازصبح تاشب فقط کارم شده بودگریه خوانوادم هرچی میپرسیدن بخدانمیتونسم حرف بزنم فقط گریه میکردم ازخوشحالی ..الانم این رونوستم بدجوری گریم دراومد یادش میفتم گریم میاد...بهترین خوابم بود.انشاالله هممون کربلایی بشیم .یاعلی
 
 
سمیه
+1 #12 سمیه 1394-04-30 09:07
من توی خواب یکیو دیدم توی خیمه بود بعد خیلی نورانی بود جوری ک نمیتونستم جلوتر برمممممم ی لحظه حس کردم امام حسین باشه اخه خیلی دوسشششششششششششش ش دارم
:cry: :cry: :cry: ولی فک میکنم ی توهم بوده اخه من بنده خوبی نیستم اونام دوسم ندارن :cry: :cry: :cry:
 
 
بیتا
+5 #11 بیتا 1394-04-24 15:18
سلاممن چندین بار خواب امام دیدم خواب دیدم که در شهر اب نداشتیم امام حسین برای همهدعا کرد
 
 
راضیه
+2 #10 راضیه 1394-04-09 13:28
سلام من چندین بار خواب دیدم که به زیارت حرم امام حسین رفتم یک بارم خود امام شخصا به خوابم اومد. دیشبم خواب دیدم از راه دریا به زیارت حرم رفتم اول به یه حرم دیگر رفتم که میگفتن حرمی برای اسب امام حسین هستش بعد از زیارت به حرم امام حسین رفتم ضریح آقا رو دیدم واقعا نمیدونم تعبیرش چیه میشه کمکم کنین؟
 
 
امید
+5 #9 امید 1394-03-29 15:45
عاشق امام حسینم ولی بنده خوبی نیستم واسم دعا کن امام حسین
 
 
خادم الحسین
+2 #8 خادم الحسین 1394-03-19 16:53
عالی بود.عالی
 
 
سارا
+6 #7 سارا 1394-02-20 12:12
سلام
در خواب دیدم که شخصی بچه کوچکی را بهم نشان داد و گفت اسم این شخص امام حسین است همین که دیدمش فقط و فقط گریه میکردم و قطعه کاغذی (بلیط) که برای یک نفر دیگر بود بهم دادن و گفتن این کاغذ فقط برای تو هست و الان باید بروی به کربلا؛ من آنرا گرفتم و گفتم آخر این مال من نیست آماده نیستم و با شوق گفتم چطور باید الان بروم به کربلا! مادرم بهم کمک کرد تا فورا وسایم را آماده کنم و فورا عازم سفر شوم در حین جمع آوری وسایل یادم آمد که زیارت عاشورا و مفاتیح و جا نمازم را بردارم در نهایت عازم سفر شدم-میشه لطف کنید ببینید تعبیرش چیه؟ تعبیرشو به ایمیلم بفرستید. ممنونم
 
 
داش علی
+5 #6 داش علی 1394-02-05 12:52
حال کردم
 
 
آیدا
+15 #5 آیدا 1394-01-14 16:28
ببخشید من دیشب خواب عجیبی دیدم که در نزد امام حسین عیله سلام هستم برای او مشکلاتم میگم او هم به من گفت که به خدا توکل کن تعبیرش چیست خواهش میکنم بهم بگید هر چه گشتم تو ایرترنت چیزی ننوشته لطفا تعبیرش به ایمیلم بفرسید
 
 
نعیمه قره باغی
+6 #4 نعیمه قره باغی 1393-12-22 00:29
باسلام . من خواب دیدم تو حرم حضرت رقیه بودم و رفتم وضو گرفتم ونماز خوندم ونماز حاجت و دبدم تاکسی مارو جای دیگه برد که من گفتم نه منو برگردون حرم و ضریح رو زیارت کنم اونم برگردوند دیدم حرم امام حسین ودرحالیکه داشتم نماز میخوندم یک نفر توت سیاه تعارف کرد من 2 عدد برداشتم خوردم )البته توت سیاه بود نه خارتوت( .میشه لطف کنید تعبیرشو برام بگید
 
 
مریم
+12 #3 مریم 1393-10-04 15:28
خواب دیدم که علی اصغر رابغل گرفتم ونمیگذارم که به او تیر بزنن یک شب قبل هم خواب دیدم که قبر میکنن ودر این قبر امام حسین رو میخاستن بذارن امام بزرگوار هم خودشان در انجا ایستاده بودن تعبیر خوابم چی میشه
 
 
همدانی
+7 #2 همدانی 1393-08-30 16:58
در علم خواب امام حسین سوار بر اسب خود بو دو حدود دویست تا زن چادر به سر ومهجبه او را همراهی میکردند امام برای لحظه ای از اسب بلند شد در اسمان بالای سر اسب خود چرخی زد و نشست بر روی اسب یکدفعه اسمان سرخ شد وصدایی از اسمان بلند شد ومن به همراه در خواهرم در خواب ترسیدم وذکر میگفنم که مبادا امام حسین از دست ما ناراحت باشد خواهشمندم راهنمایی کنید
 
 
داودمحمدی
+14 #1 داودمحمدی 1393-04-09 18:10
باسلام شب تاسوعای حسین بودکه درمسجدمحل نوحه میخواندم سالهابرای همچین شبی اماده بودم بالاخره خوندم وخودم راخالی کردم اخرشب هنگام خروج از مسجدجمعی باخودمیگفتن تیپ مداح رونگاه کن این سوسول روببین که مداحی میکنه حرفهای انها راشنیدم خیلی ناراحت شدم وبابغض به سمت خونه درحرکت بودم گفتم من به چی فکرمیکنم واینها به چی نگاه میکنن.قصدکردم فرداصبح عاشورا تمام کتابهای مداحی که جمع کردم بسوزانم ودیگر سمت مسجد نروم وبرای اهل بیت مداحی نکنم وبااین خیال خوابم برد توخواب دیدم که درحسینیه ام ودرطبقه بالا شخصی مشکی پوش که صورتش نمایان نیست در حال قدم زدنه با غضب راه میرفت ومن التماسش میکردم که من به کسی کاری نداشتم وبرای رضای حسین نوحه خوندم چرا بامن این کار را میکنن لحظه ای بعدپایین امدومن پشت سرش تودسته سینه زنی راه میرفتم وگریه میکردم نمیدانم شاید امام حسین بود شایدهم حضرت عباس امابه هرحال من منقلب شدم وکتاب را که نسوزوندم هیچ همچنان در بهت وحیرت ایشانم ...
 
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir