پاسخ‏هاي حضرت به گفتار ماديون

نوع اصطلاح :
عنوان :
پاسخ‏هاي حضرت به گفتار ماديون
روزي عده‏اي به خدمت حضرت صادق عليه‏السلام آمدند و گفتند که جعد بن درهم مقداري آب و خاک را در داخل ظرفي کرده و بعد از مدتي آن آب و خاک به کرمک‏ها و گزندگان تبديل شده است سپس جعد بن درهم مي‏گويد که من اينها را خلق کرده‏ام زيرا من مسبب وجود اينها هستم.
حضرت صادق عليه‏السلام فرمود: اگر راست مي‏گويد از وي بپرسيد که شماره‏ي اين حيوانات چند تا است و چند عدد نر و چند عدد ماده در ظرف وجود دارد و وزن هر کدام از آنها چقدر است و به او بگوييد اگر درست مي‏گويد دوباره اينها را به صورت ديگري درآورد.
ابن‏مجر نوشته است وقتي که اين بيان حضرت صادق عليه‏السلام را به جعد بن درهم رسانيدند جوابي پيدا نکرد و از مرام خود که مادي مذهب بود برگشت.
حضرت در جواب يکي از زنديق‏ها چنين مي‏فرمود که بدان مسلمين در وجود خدا ابدا شک ندارند زيرا که خورشيد و ماه و ستارگان و روز و شب را که مي‏بيني هميشه در گردش و به هم ديگر اصطکاک ندارند و با هم مخلوط نمي‏شوند و براي هر يک از آنها جاي معلوم و مکان معيني وجود دارد. اگر بر فرض آنها غروب کنند و هرگز طلوع نکنند شب و روز حاصل نمي‏شود آن قدرتي که شمس و قمر را به گردش واداشته قوي‏تر و بزرگ‏تر از شمس و قمر است. پس از سؤال و جواب‏هاي بسيار مرد به اشتباه خود اقرار کرد.
در همان کتاب نقل شده است که روزي ابن ابي‏العوجا و ابن‏مقفع که از رؤساي ماديون بودند در مسجدالحرام عده‏اي از مسلمين را ديدند که مشغول طواف هستند بدون مقدمه ابن‏مقفع اشاره به مسلمين کرد و به همکيشان خود گفت که اين همه افرادي که طواف مي‏کنند هيچ کدام آنها قابل مقام انسانيت نيستند مگر اين مرد بزرگ (اشاره به حضرت صادق کرد) که نشسته است اما بقيه آنها همه پشه‏کورند و چهارپا. در اين هنگام، ابن ابي‏العوجا از جاي خود برخاست و به خدمت حضرت آمد و صحبت‏هايي با حضرت کرد.
حضرت به ابن ابي‏العوجا در ضمن صحبت خود فرمود اگر در آخر کار امر طوري باشد که اين طواف کنندگان عقيده دارند اينان در رستگاري و تو و همکيشانت در گمراهي گرفتاريد اما اگر امر به صورتي باشد که شما مي‏پنداريد اين طواف کننده تو و همکيشان همه با هم برابريد و اينان
ضرري نکرده‏اند.
ابن ابي‏العوجا به حضرت گفت ما چه مي‏گوييم و اينان چه مي‏گويند؟
حضرت فرمود اينان عقيده دارند به معاد که روز کيفر و پاداش کردار است و مي‏گويند آسمان و زمين را آفريدگاري هست و در آسمانها مخلوقاتي وجود دارند. ولي شما پنداشته‏ايد که آسمانها خراب و جهان را آفريدگاري نيست.
ابن ابي‏العوجا گفت اگر حقيقت آن چنان است که شما مي‏گوييد پس چرا انسانها خدا را نمي‏بينند؟ چرا خدا خودش را به بندگان نشان نمي‏دهد و به پرستش خودش دعوت نمي‏کند که مردم با هم اختلاف نداشته باشند. چرا اصلا خدا ناپيدا است و چرا پيمبران را فرستاده است. اگر خدا خودش ظاهر مي‏شد بندگانش او را بهتر شناخته و بهتر عبادت مي‏کردند.
حضرت فرمودند خدا چطور ناپيدا است خدايي که تمام قدرت خود را در ذات تو آشکار کرده است. ابن ابي‏العوجا در جواب عاجز ماند و برگشت و به همکيشان خود گفت حضرت صادق عليه‏السلام قدرتهاي خدا را بر من شمرد به طوري دليل آورد که مرا ناتوان کرد و بر من ثابت کرد به حدي که گويا خدا را مي‏بينم و به همکيشان خود گفت اگر فرض شود در دنيا روحانيتي مجسم شده و با چشم ديده شود صاحب اين مقام اين بزرگوار (حضرت صادق) است.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir