جوانان و دين شناسي

نوع اصطلاح :
عنوان :
جوانان و دين شناسي
يکي از علل فاصله گرفتن جوانان از دين و مسايل مذهبي ناآگاهي آن‏ها از دين است. جوانان چون بصيرت و آگاهي کافي از دين ندارند، تحت تأثير تبليغات سوء دشمنان قرار مي‏گيرند. امام صادق عليه‏السلام به بشير فرمود:
«لاخيرَ في من لا يَتَفَقَّهُ مِن اَصْحابنا يا بشير اِنَّ الرَّجُلَ مِنْکُم اذا لَم يَسْتَغْنَ بِفِقْهِهِ اِحْتاجَ اِلَيْهم فَاِذا اِحْتاجَ اِلَيهم اَدْخَلُوهُ في بابِ ضَلالَتِهِم و هُوَ يَعْلِم»[1] ؛ خيري نيست در آن گروه از اصحاب ما که تفقه در دين نمي‏کنند. اي بشير! اگر يکي از شما به مسايل ديني‏اش آشنا نباشد به ديگران محتاج مي‏شود و زماني که به آن‏ها نيازمند شد آن‏ها ناخواسته او را در وادي گمراهي خود وارد مي‏سازند.
در اين زمان که همه ابزارها و راه‏هاي انحراف فکري از سوي دشمنان دين مهياست ـ از رسانه‏هاي صوتي و تصويري گرفته تا مطبوعات و کتاب‏هاي انحرافي و...ـ جوانان با طوفاني از تهاجم فرهنگي مواجه‏اند و اگر آمادگي‏هاي لازم ديني را نداشته باشند در برابر شبهات و القائات فکري مکاتب و فلسفه‏هاي مختلف تسليم مي‏شوند. امام صادق عليه‏السلام عنايت ويژه‏اي به بصيرت و بينش ديني جوانان داشت. آن حضرت فرمود: «لواُتيتُ بشّابٍ مِن شَبابِ الشّيعة لا يتفقَّهَ لاََدُّبتُهُ»؛ اگر به جواني از جوانان شيعه برخورد کنم که در دين تفقّه نمي‏کند او را تأديب خواهم کرد.
نيز فرمود: «اَلْعامِلُ عَليَ غير بَصيرَةٍ کَالسّائِرِ عَليَ غيرالطَّريق و لا يَزيدُهُ سُرْعِةُ السَيّرْ مِنَ الطَّريقِ اِلاّ بُعْداً»[2] کسي که بدون آگاهي و بينش به دين عمل مي‏کند همانند کسي است که از بيراهه مي‏رود و تند روي او جز دوري از راه نمي‏افزايد.
نيز فرمود: «اُنْظُر لِکُلِّ مِنْ لا يُفْيُدَکَ مَنْفَعَةً في دينک فَلا تَعْتَدَنَّ بِه و لا تَرْغَبَنَّ في صُحْبَتِهِ فَاِنَّ کُلَّ ماسِوَي اللّهِ تَبارَکَ و تعالي مُضْمَحلٌّ وخيم عاقِبَتُهُ»؛ هرکسي که مفيد به حال دين تو نيست به او اعتنا مکن و علاقه‏اي به رقابت با او نشان مده. هر آنچه غير الهي است نابود شدني است و عاقبت ناخوشايندي خواهد داشت.[3] .
نيز فرمود:
«بادِرُوا اَحْداثَکُم بالحديث قَبْلَ اَنْ يَسْبِقَکُم اَلَيهِمُ الْمرجئهَ»[4] نوجوانان را با حديث و فرهنگ اهل‏بيت عليهم‏السلام آشنا کنيد؛ قبل از آن که مرجئه[5] بر شما سبقت بگيرند.
فضيل بن يسار مي‏گويد: امام صادق عليه‏السلام به شيعيان فرمود:
«اِحْذَرو عَلي شَبابِکُم الْغُلاة لا يُفْسِدو هم فَاِنِّ الْغُلاةَ شَرُّ خَلْقٍ يَصْغرونِ عَظَمَة اللّه و يَدعون الرّبوبية لِعِبادِاللّه و اللّه اِنَّ الْغُلاةَ[6] لَشَرُّ مِنَ اليَهُود و النَّصاري وَالمَجُوس»؛جوانانتان را از غلات[7] برحذر داريد.مبادا آن‏ها را فاسد کنند. غلات بدترين خلق خدا هستند. آن‏ها عظمت خدا را کوچک به حساب مي‏آورند و ربوبيت را براي بندگان نيز اعتقاد دارند. به خدا قسم! غلات از يهود، نصاري و مجوس بدترند.
امام صادق عليه‏السلام به يکي از يارانش فرمود:
«يابن جُندب! بَلّغ مَعاشرَ شيعتنا و قُل لَهُم: لا تذهبَنَّ بِکُمُ الْمَذاهِبُ، فَوَاللّهِ لا تُنالُ و لا يتنا الاّ بالورعِ و الاجتهاد في الدنيا و مُوساةِ الاَخوان فياللّه»[8] ؛ اي پسر جندب! به شيعيان ما بگو: مواظب باشيد فرقه‏ها و گروه‏ها شما را منحرف نسازند. به خدا سوگند! هيچ کس به جرگه ولايت ما در نمي‏آيد، مگر با رعايت پارسايي و تلاش در دنيا و همياري با برادران ديني.

پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 1، ص 22؛ کافي، ج 1، ص 33.
[2] کافي، ج 1، ص 43؛ تحف العقول، ص 269؛ بحارالانوار، ج 1، ص 206.
[3] ميزان الحکمه، ج 5، ص 306.
[4] اصول کافي، ج 6، ص 47؛ وسايل الشيعه، ج 15، ص 196؛ مستدرک، ج 2، ص 353.
[5] مرجئه گروه منحرفي در زمان بني‏اميه بودند که صرف داشتن اعتقاد را کافي مي‏دانستند و عمل و تکليف را جزو ايمان به حساب نمي‏آوردند. (ر.ک: عدل الهي، ص 313؛ در کتاب الفرق بين الفرق آمده است: مرجئه مبلغاني داشتند که مردم را به عقايد مرجئه دعوت مي‏کردند.
[6] غلات کساني هستند که درباره حضرت علي(ع) غلو مي‏کنند و او را ربّ مي‏دانند و معتقدند که مصالح جهان به دست او انجام مي‏گيرد. آن‏ها براي پنج نفر از ياران آن حضرت چنين ربوبيتي را قائلند. (ر.ک: مجمع البحرين، ص 328.).
[7] تحف العقول، ص 33.
[8] بحارالانوار، ج 1، ص 17.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir