پندی از گفتار

نوع اصطلاح :
عنوان :
پندی از گفتار
1- «ان المسلم اذا جاء اخوه المسلم فقام معه في حاجته کان کالمجاهد في سبيل الله عزوجل؛ [1] هر مسلماني که به هنگام مراجعه‏ي برادر مسلمانش، در انجام خواسته‏ي او بکوشد چون کسي است که در راه خدا جهاد نمايد».
2- «قال الله عزوجل: الخلق عيالي فاحبهم الي الطفهم بهم و اسعيهم في حوائجهم؛ [2] خدا فرموده است: مردم مانند عائله‏ي منند، کسي نزد من محبوبتر است که به مردم بيشتر لطف دارد و در رفع نيازمندي‏هايشان کوشاتر است».
3- «وجدت علم الناس کلها في اربع: اولها ان تعرف ربک، و الثاني ان تعرف ما صنع بک، و الثالث ان تعرف ما اراد منک، و الرابع أن تعرف ما يخرجک من دينک؛ [3] تمام دانش‏ها و آگاهي‏هاي - [سودمند] - مردم را در چهار چيز يافتم: اول: آنکه پروردگارت را بشناسي، دوم: بداني خدا با تو چه کرده و چه نعمت‏هايي به تو داده است، سوم: بداني که خداي تو چه مي‏خواهد و وظيفه‏ي تو چيست، چهارم: بداني که چه چيزي تو را از دينت بيرون مي‏برد».
4- «اربعة من اخلاق الانبياء: البر و السخاء و الصبر علي النائبة و القيام بحق المؤمن؛ [4] چهار خصلت از اخلاق پيامبران است: نيکي کردن، سخاوت، صبر و مقاومت در برابر گرفتاريها، رعايت حقوق مؤمنان».
5- «المؤمن بين مخافتين: ذنب قد مضي لا يدري ما يصنع الله فيه، و عمر قد بقي لا يدري ما يکتسب فيه من المهالک؛ فهو لا يصبح الا خائفا و لا يمسي الا خائفا و لا يصلحه الا الخوف؛ [5] مؤمن ميان دو ترس قرار دارد: گناه گذشته که نمي‏داند خدا درباره‏ي آن با او چه مي‏کند، و عمر باقيمانده که نمي‏داند چه گناهاني از او سر خواهد زد و در چه مهلکه‏هايي خواهد افتاد؛ به همين جهت شب را به روز نمي‏آورد مگر با ترس و روز را به شب نمي‏رساند مگر با ترس، و چيزي جز همين خوف [از خدا] او را اصلاح نمي‏کند».
6- «لا يستکمل عبد حقيقة الايمان حتي تکون فيه خصال ثلاث: الفقه في الدين و حسن التقدير في المعيشة و الصبر علي الرزايا؛ [6] هيچ بنده‏اي به کمال حقيقت ايمان نمي‏رسد مگر آنکه اين سه خصلت در او باشد: فهم و بصيرت در دين، اندازه گيري درست در معيشت، شکيبائي در گرفتاري‏ها و مصيبت‏ها».
7- «ثلاثة لا تعرف الا في ثلاث مواطن: لا يعرف الحليم الا عند الغضب و لا الشجاع الا عند الحرب و لا اخ الا عند الحاجة؛ [7] سه نفر در سه جا شناخته مي‏شود: بردبار به هنگام خشم، دلير به هنگام جنگ، برادر به هنگام نياز».
8- «لا يستغني اهل کل بلد عن ثلاثة يفزع اليه في امر دنياهم و آخرتهم، فان عدموا ذلک کانوا همجا: فقيه عالم ورع، و امير خير مطاع، و طبيب ثقة؛ [8] اهل هر شهر از سه نفر که در کار دنيا و آخرتشان به آنان پناه برند، بي نياز نيستند: فقيه دانشمند پارسا، زمامدار خيرخواه که مردم مطيع او باشند، پزشک حاذق و مورد اطمينان».
9- «ريشه‏ي هر خوبي و نيکي مائيم، و تمام نيکي‏ها از شاخ و برگ ما است؛ توحيد، روزه، فرو خوردن خشم، گذشت از کسي که به انسان بدي کرده است، ترحم به مستمند، رسيدگي به همسايه و اعتراف به فضيلت صاحبان فضيلت، همه از نيکي‏ها به شمار مي‏رود.
و دشمنان ما ريشه‏ي هر شر و بدي هستند، و همه‏ي زشتي‏ها شاخ و برگ آنهاست، از آن جمله: دروغ، بخل، سخن‏چيني، قطع رحم، ربا خواري، خوردن مال يتيم، تجاوز از حدودي که خدا تعيين فرموده است، ارتکاب جنايات پنهان و آشکار، زنا، دزدي و مانند اينها.
دروغ مي‏گويد کسي که خود را با ما و از شيعيان ما مي‏داند، در حاليکه به شاخ و برگ دشمنان ما چنگ زده و آويزان است». [9] .

پی نوشت ها:
[1] مستدرک، ج 2، ص 407.
[2] کافي، ج 2، ص 199.
[3] ارشاد مفيد، ص 265.
[4] تحف العقول، ص 375.
[5] تحف العقول، ص 377.
[6] تحف العقول، ص 324.
[7] تحف العقول، ص 316.
[8] تحف العقول، ص 237.
[9] الامام الصادق، ج 3، ص 138.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir