کلمات حکيمانه امام

نوع اصطلاح :
عنوان :
کلمات حکيمانه امام
(1) آن اندازه دانستن کافي است که انسان را از خدا بترساند و آن اندازه جهل کافي است که انسان را مغرور و خود خواه سازد
(2) مرد مؤمن مدارات مي‏کند ولي مردم را گول نمي‏زند
(3) کسي که از دوست خود انتظار داشته باشد او را بر خود ترجيح دهد هميشه از او ناراضي خواهد بود
(4) کسي که عيب خود را نبيند هميشه ناقص و معيوب خواهد ماند و کسي که هميشه ناقص و معيوب است مردنش بهتر از زندگي است
(5) در کارهاي مردم تفتيش و بازجوئي نکن زيرا بي دوست و رفيق خواهي شد
(6) کسي که بدون قصد مرتکب گناهي شود شايسته‏ي عفو است
(7) کسي که خود را به مردم بچسباند قيمت و اعتبارش کم مي‏شود
(8) ترس از خدا ميراث و نتيجه‏ي علم است و علم پرتوي از معرفت و قلب ايمان است و کسي که از خدا نترسد عالم نيست ولو در متشابهات موي خود را سفيد کرده باشد
(9) هر کس که از او هر چه بپرسند جواب دهد ديوانه است
(10) هرکس که دو روز او يک جور باشد مغبون است و هر کس روزي که در آن هست بهتر از روز پيش او باشد مورد غبطه‏ي مردم مي‏گردد
(11) پنج نفرند که خواب ندارند 1- کسي که در فکر ريختن خون ديگريست 2- کسي که مال زيادي داشته و شخص اميني با او نباشد 3- کسي که به مردم زور گفته و بهتان بزند تا مالي به دست آورد 4- کسي که دوستي داشته و انتظار فراق او را دارد 5- کسي که قرض زيادي داشته و پولي ندارد بدهد
(12) سلامتي نعمتي است که انسان از شکرگذاري آن عاجز است
(13) بهترين صدقات آن است که دل سوخته‏اي را سرد مي‏کند و آن را به دست مي‏آورد
(14) نتيجه‏ي علوم اين چهار چيز است 1- اول آن که خداي خود را بشناسي 2- بداني خدا با تو چه کرده 3- آن که از تو چه مي‏خواهد 4- و چه چيز انسان را از دين دور مي‏سازد
(15) کمک آن چيزي است که بدون سؤال بدهي و اگر چيزي بعد از سؤال بدهي در مقابل آبروي سؤال کننده است و ياري نيست
(16) پنج چيز چنان است که من مي‏گويم بخيل راحتي ندارد - حسود لذت نمي‏برد - ملول و افسرده وفا ندارد - دروغگو مروت و مردانگي ندارد و مرد سفيه هيچ وقت به رياست و آقائي نمي‏رسد
(17) منت گذاردن خدمت را از بين مي‏برد
(18) هر کس در دل خود واعظي ندارد و در نفس خود مانعي نبيند و دوست راهنمائي هم نداشته باشد - دشمنش بر او مسلط مي‏گردد
(19) چهار چيز است که اگر زياد شد و رواج پيدا کرد چهار نتيجه‏ي قطعي از آن بروز مي‏کند - رواج زنا سبب بروز زلزله‏هاي بسيار مي‏گردد - امساک در زکوة سبب هلاک احشام و اغنام مي‏شود - اگر حاکم در قضاوت خود ظلم کند آسمان از باران امساک مي‏نمايد و اگر نقض عهد باب بشود مشرکين بر مسلمانان غالب مي‏گردند (زيرا اعتماد بين مردم از بين رفته و قلبا از هم متفرق مي‏باشند و دشمن بر مردم متفرق به زودي چيره خواهد شد)
(20) علامت تواضع اين است که انسان به هر کس برخورد به او سلام کند
(21) صبر و نيکي و حلم و حسن خلق از اخلاق پيغمبران است
(22) مدارات با مردم ثلث عقل است
(23) چهار چيز است که هدر مي‏شود خوردن بعد از سيري و چراغ در ماهتاب و زراعت در زمين شوره و خدمت به نااهل
(24) کسي بعد از مشورت گمراه و هلاک نمي‏شود (با تذکر فرمايش ديگر امام عليه‏السلام که بايد با ديندار مشورت کرد)
(25) مردم در اين دنياي فاني طالب چهار چيزند - بي نيازي - راحتي کمي گرفتاري - عزت - اما بي‏نيازي در قناعت نهفته است و کسي که آن را در زيادي مال بخواهد به دستش نمي‏رسد - و اما کمي گرفتاري در آن است که کارهاي شخصي و مشغله‏ي او زياد نباشد و کسي که براي خود مشغله‏ي زياد تهيه مي‏کند ناراحتي فکر و خيال او زياد است و اما عزت در خدمت به خدا است (بنا به فرمايش ائمه خدمت به خدا همان خدمت صادقانه‏ي به خلق است)
(26) نشانه‏ي دين دوستي برادر دوستي است
(27) با سه طايفه اگر دشمني کني ذليل خواهي شد با پدر - با سلطان با طلبکار -
(28) شرف مؤمن به اين است که نماز شب بخواند و عزت او در اينست که دست به آزار کس دراز نکند
(29) با مواسات با برادران ايماني خود به خدا نزديک شويد.
(30) من ضامن مرد مقتصد هستم که هيچ وقت فقير نشود.
(31) هر کس کاري را بي‏موقع شروع کند نتيجه‏اش بي‏موقع به او مي‏رسد
(32) مردم به سه وسيله سرشناس مي‏شوند بعضي به مال بعضي به مقام و بعضي به زبان خود و وسيله‏ي سوم از آن دو بهتر است (کنايه از علم است)
(33) هر کس در مقابل محبتهاي تو دشمني کرد صبر کن زيرا کسي که خدا را در مورد تو عصيان کند تو نمي‏تواني او را مکافات دهي
(34) هر کسي راضي به قضاء خدا شد قضاء او مي‏رسد و اجر مي‏برد ولي اگر راضي نباشد قضاء مي‏رسد و عمل او بي‏اجر خواهد ماند
(35) براي يکديگر هديه بفرستيد تا محبت شما نسبت به هم زيادتر شود و هديه کينه را از دل مي‏برد
(36) خدا را به بهترين وجه عبادت کنيد و آن در سکوت - و رفتن به خانه‏ي خداست
(37) از دو چيز تو را نهي مي‏کنم زيرا کساني با داشتن آن دو خصلت هلاک شده‏اند 1- پرستيدن خدا از راه باطل 2- فتوي دادن بدون علم
(38) حقيقت ايمان اين است که حق را بر هر چيز ترجيح دهي اگر چه بر ضرر تو باشد و باطل را از خود دور کني اگر چه بر نفع تو باشد و هيچ وقت اضافه بر آنچه مي‏کني نگوئي
(39) حريص از دو خصلت محروم است و دو چيز دامن‏گير او خواهد شد قناعت را از دست مي‏دهد و لازمه‏ي آن ناراحتي است و همچنين رضاي به موجود را از دست مي‏دهد و ناچار يقين او خواهد رفت
(40) در تأمل و تعقل سلامتي است و در عجله و دستپاچگي پشيماني است
(41) شايسته‏ترين افراد که بايد آرزوي بي‏نيازي مردم را بنمايند مردمان بخيل هستند زيرا اگر مردم بي‏نياز شوند از اموال خود منصرف گشته و به آنها مي‏رسد و شايسته‏ترين فرد که بايد آرزوي اصلاح حال مردم را بنمايند آنهائي بايد باشند که خود عيوبي دارند زيرا اگر مردم بي‏عيب شوند آنها هم از دنبال کردن عيوب مردم دست برمي‏دارند و شايسته‏ترين طبقه که بايد آرزوي حلم و بردباري براي مردم بنمايند مردمان طبقه‏ي سوم و ضعيف هستند تا از حلم مردم استفاده نمايند ولي مردمان بخيل تمناي فقر مردم داشته و مردمان معيوب ميل دارند که مردم هم معيوب باشند و مردم طبقه سوم و سفيهان آرزو مي‏کنند که مردم همه مثل آنها باشند و فرمود - فقر موجب ايجاد بخل و فساد موجب مي‏شود که مردم دنبال عيوب هم بروند و در هرج و مرج فکري (سفاهت) گناهان زياد خواهد شد
(42) کامل‏ترين مردم از حيث عقل کساني هستند که خلق آنها خوب است
(43) ثواب هر کس به قدر عقل اوست
(44) پايه و تکيه‏گاه انساني عقل است
(45) مطالعه‏ي زياد عقل انسان را زياد مي‏کند
(46) اگر بخواهي محترم باشي با مردم به نرمي رفتار کن و اگر بخواهي کسي به تو اعتناء نکند با مردم با خشونت معامله کن
(47) هر کس در هر کاري افراط کند بالاخره دچار انحراف مي‏گردد و کسي که از عاقبت بيمناک است از دخول در امري که نمي‏داند چيست پرهيز مي‏نمايد
(48) کسي که با شتاب و عجله در امري وارد شود بيني خود را به خاک ماليده است
(49) هرکسي به کاري که نمي‏داند شروع کند مثل کسي است که بيراهه مي‏رود و به سرعت رفتن در بيراهه راه و مقصد را دورتر خواهد کرد
(50) کمال عقل در سه چيز است - تواضع براي خدا و حسن يقين و سکوت مگر در موارد ضروري
(51) سه چيز دليل بر جهل است تکبر و خودسازي و خداناشناسي
(52) پنج خصلت شرط دوستي است و الا نمي‏توان کسي را که اين خصال در او نيست دوست دانست آنکه خوبي و آسايش دوست خود را خوبي و آسايش خود بداند و سروعلن خود را بر او معلوم دارد و مال و ثروت او را نسبت به دوست خود تغيير ندهد و او را شايسته تمام محبتهاي خود بداند و در گرفتاريها دوست خود را رها نکند
(53) چهار چيز است که هر شريف و آقائي نبايد از آن دوري کند بايد در مقابل پدر در موقع ورود او برخيزد و بايد شخصا از مهمانان خود پذيرائي کند و بايد شخصا مراقب اسب‏سواري خود باشد ولو يکصد غلام داشته باشد و بايد نسبت به معلم خود خدمتگذاري کند.
(54) نيکي هر کار نيک آنست که با سه چيز توأم باشد- زود انجام دهد و آن را کوچک بشمارد و آن را پنهان نمايد
(55) انسان هر چه را ديد به آن نمي‏رسد و به هر چه دسترس او بود موفق به تحصيل آن نمي‏گردد و هر کس که موفق به تحصيل آن شد نتيجه از آن نمي‏گيرد پس قصد و قدرت و توفيق و وصول به هدف اگر با هم جمع شد سعادت حاصل شده است
(56) چهار چيز است که کم آن هم زياد است آتش، دشمن، فقر، مرض
(57) هم‏نشيني بيست روز يک نوع خويشاوندي است
(58) هر کس در غياب ديگري حياء نکند، و در پيري در کارهاي خود رعايت سن و وضع خود را ننمايد و از خدائي که نديده است نترسد - خيري در او نيست.
(59) هر کس از تو احترام کرد تو هم از او احترام کن و هر کس تو را سبک شمرد خود را از او دور بگير و خود احترامت را نگاهدار
(60) مانع شدن از بخشش بدگماني به خداست
(61) عائله و خانواده‏ي شخص اسيران او هستند و کسي که خدا به او نعمت داده بايد بر اسيران خود وسعت دهد و اگر چنين نکرد ممکن است نعمت از او گرفته شود
(62) سه چيز است که اگر در شخص مسلماني بود خداوند عزت او را زياد مي‏کند، از ستمکار خود بگذرد و به کسي که از او امساک کرده عطاء کند و به کسي که از او بريده نزديک گردد
(63) مؤمن کسي است که اگر خشمگين شد از راه حق دور نشود و اگر از وضع خود راضي بود رضايت او او را به باطل نکشاند
(64) مکارم اخلاق ده چيز است مردم را راستگو بداند و خود زبان راستگوئي داشته باشد - امانت مردم را رد کند، صله رحم نمايد، و مهمان‏نواز باشد وسائل اطعام کند و در مقابل محبت محبت کند و از همسايه خود حمايت نمايد و نسبت به دوست خود غيرت بکشد، و در رأس تمام اين حالات حياء است
(65) از نشانه‏هاي صحت يقين در يک فرد مسلمان آنست که براي راضي نگاه داشتن مردم از خود خدا را به خشم نياورد و در چيزهائي که خدا نخواسته مردم را به آنها هدايت نکند و بداند که روزي اشخاص با حرص شخص فراهم نمي‏گردد و بي ميلي مردم مانع روزي آنها نخواهد شد، و اگر هر يک از شما از روزي خود مثل گرگ فرار کنيد او به شما خواهد رسيد
(66) بي‏نيازترين فرد آن کس است که اسير حرص خود نشود
(67) از خودنمائي دوري کنيد زيرا اين حال سبب از بين رفتن نعمت شده و عيوب انسان را ظاهر مي‏سازد
(68) در مقام اغفال مردم نباش زيرا ارزش تو را از بين مي‏برد و شوخي نکن زيرا شوخي مردم را بر تو جري مي‏نمايد
(69) دلهاي خود را به گذشته مشغول نسازيد زيرا از فکر کردن به آينده و مهيا کردن خود براي آن باز مي‏مانيد
(70) زنداني کسي است که دنياي او او را در خود نگاه داشته و از فکر آخرت حبس کرده است
(71) غيبت نکن تاغيبتت نکنند - و برادر خود را تحقير مکن تا تحقير نشوي زيرا هر طور با مردم رفتار کني مردم هم با تو همان رفتار را مي‏نمايند
(72) داناترين فرد به خدا کسي است که به قضاي الهي راضي‏تر باشد
(73) از کسي تعجب مي‏کنم که دنيا به او رو آورده و بخل مي‏کند و از کسي که دنيا از او برگشته و بذل مي‏نمايد زيرا نه انفاق در حال اقبال دنيا و نه بخل در حال ادبار دنيا هيچ کدام به نفع او نيست
(74) کسي که (بول) ادرار خود را نگاه مي‏دارد رأي ندارد اين مثل است (لا رأي لحاقن) يعني آراء او در آن حال مضطرب است و اشخاص افسرده و ملول دوست يا دوستاني نخواهند داشت و حسود هيچ وقت بي‏نياز نمي‏شود و کسي که عاقبت‏انديش نيست نمي‏تواند به طور قطع اظهار عقيده کند و مآل انديشي به منزله‏ي لقاح دلها است
(75) سخاوت و حسن خلق دو وسيله‏ي زينت مردان است همان طور که گردن‏بند زينت زنان است.
(76) چه بسا کساني که خداوند به آنها نعمت داده و مغرور شده‏اند و چه بسا گول خورده‏ها که خداوند پرده بر آنها کشيده و چه بسا مردمي که به مدح و ثناي ديگران مفتون شده‏اند
(77) عافيت و سلامتي نعمت پنهاني است که تا هست انسان آن را بياد ندارد و هر وقت از دست رفت انسان به ياد آن مي‏افتد.
(78) سه چيز موجب سعادت است، زوجه همراه و موافق، فرزند مهربان، و روزي به قدر کفايت که مرد صبح دنبال آن برود و شب آن را براي عائله و فرزندانش بياورد
(79) خواب موجب راحتي بدن و نطق موجب راحتي روح و سکوت موجب راحتي عقل است
(80) فال بد يا بدبيني در سه مورد است در زن در خانه در مال سواري در زن از آن جهت است که صداقش زياد و شوهر از او ناراضي باشد (چنين زني وجودش موجب ناراحتي و بدبيني است) و در مال سواري از آن جهت است که بد رکاب و چموش باشد و در خانه از آن جهت است که تنگ و کم فضا بوده و همسايگان بد و عيوب فراوان هم داشته باشد
(81) هنگامي مي‏شود کسي را دوست خود دانست که در سه چيز او را امتحان کرده باشد - اگر او را به خشم آورد از جاده‏ي مستقيم حق خارج نگردد و اگر حسابي با او پيدا کرد امانت به خرج دهد و در سفر مزاحم او نشود چنين شخصي را بايد دوست خود دانست
(83) اگر سوار به پياده بگويد راه بده اين عمل خود يک نوع عذاب و تعدي است
(84) چه بسا خداوند به بنده‏ي خود بدون آنکه او کاري براي رضاي خدا کرده باشد نعمتي مي‏دهد و چه بسا آرزوهائي که انساني دارد ولي به آن نمي‏رسد ولي به ديگران رسيده است و چه بسا کساني که براي نابودي خود تلاش مي‏کنند ولي به آرزوي خود يا به سهم خود دير مي‏رسند يا خوشبختي از آنها دور است
(85) به امام صادق عليه‏السلام عرض کردند چه خصلتهائي خوب است که در شخص باشد فرمود وقار بدون مهايت و گذشت بدون انتظار مکافات و اشتغال به امور غير دنيائي
(86) چه بسا يک ساعت صبر خوشي طولاني در دنبال داشته و بسا يک لذت دنباله‏اش اندوه بي حد باشد
(87) کسي که خشم او ظاهر شود کينه‏اش هم علني مي‏گردد و کسي که هواي نفس در او قوي است حزم و احتياط او کم است
(88) کسي که قبل از اعتماد به اشخاص آنها را امتحان ننمايد و کسي که قبل از اعتماد به مردم با آنان دوست شود دوستي چنين شخص پشيماني بار مي‏آورد
(89) هيچ جهل و ناداني بدتر و مضرتر از عجب و خودپسندي نيست
(90) با هم مصافحه نمائيد زيرا مصافحه دل چرکي را مي‏برد
(91) از خدا بپرهيز ولو در موارد معدود و بين خود و خدا حجاب و پرده رقيقي را نگاهدار
(92) مطالعه‏ي بسيار در حکمت لقاح عقل است (يعني عقل انساني را بارور مي‏سازد).
(93) صفت عدل را از امام عليه‏السلام پرسيدند فرمود مرد عادل کسي است که چشم خود را از محرمات و زبان خود را از گناهان و دست خود را از ستم‏گري بازدارد
(94) طرز نگاه کردن انسان قسمتي از شخصيت او است
(95) کسي که مستبد به رأي خود است بر پرتگاه لغزش ايستاده است
(96) کسي که از فضل خدا چيزي نخواهد فقير مي‏گردد
(97) نفوذ دعاء از نيزه بيشتر است
(98) وسيله‏ي رسيدن برادران به يکديگر در شهرها ديدار از هم و در حال مسافرت نامه‏نگاري است
(99) انسان بالفطره دوستدار کسي است که به او نفعي برساند و دشمن کسي است که به او ضرر زده است
(100) قرض موجب اندوه در شب و ذلت در روز است
(101) به پدران خود از طريق نيکي به فرزندان خود نيکي نمائيد و چشم از زنان مردم بپوشيد تا مردم به زنان شما نگاه نکنند
(102) مصاحبت و دوستي با کسي که آنچه براي خود مي‏خواهد براي تو نخواهد خير و فائده ندارد
(103) کسي که براي احدي برتري نشناسد مرد خودخواهي است
(104) هر کس ولو اسباب براي او از هر جهت فراهم باشد به خوشي زندگي نمي‏رسد مگر در خلال ناراحتيها و ناکاميها و کسي که به منظور به دست آوردن فرصت صبر کند و دنبال کاري نرود فرصت را هم از دست داده است زيرا رويه‏ي روزگار اين است که فرصت را از دست ابناء خود مي‏گيرد
(105) برادرت را در هنگام داشتن نعمت امتحان کن يا در گرفتاري
(106) سه دسته‏اند که آنچه به آنها مي‏رسد خير است - مردمان خاموش و کساني که دنبال بديها نمي‏روند و کساني که در ياد خدا هستند
(107) مردمان بدخلق اگر بدانند خود را آزار مي‏دهند اخلاق خود را اصلاح مي‏نمايند
(108) در مقابل هر مشکل و هر امر گيج کننده که موجب ناراحتي است و در برابر هر پيش‏آمدي که راه چاره بر انسان بسته شده باشد مدارات و ملايمت به منزله‏ي کليد تمام مشکلات است
(109) اگر کسي جز با اشخاص کم عيب رفاقت نکند دوستان او کم خواهند بود و کسي که از دوست خود ناراضي باشد مگر در صورتي که براي او از خود بگذرد هميشه از رفقاي خود در خشم خواهد بود - و آنکه هر کس را بر هر گناهي سرزنش کند بايد هميشه مشغول ملامت مردم گردد
(110) سينه‏ي تو براي اسرار خود جادارتر است
(111) راز تو جزء خون تو است آن را در رگهاي ديگران جاري نساز
(112) از نشانه‏ي اخلاق جاهل اين است که قبل از شنيدن جواب دهد و پيش از فهميدن مطلب با گوينده معارضه کند و حکم چيزي را که نمي‏داند بدهد
(113) زکوة نعمت‏هاي الهي کار نيک کردن - و شفاعت (در کارهاي خطاکاران) زکوة جاه و مقام است و دردها زکوة بدن و عفو و بخشش زکوة پيروزي است و کسي که زکوة خود را داده باشد از بي چيز شدن و از دست دادن نعمت مأمون و محفوظ است
(114) گذشت نيکو آنست که شخص بر گناه ديگران ملامت ننمايد و صبر جميل آن است که انسان از چيزي شکايت نکند
(115) دوستان خود را از بين مردمان راستگو انتخاب کن زيرا آن دسته از مردم در موقع سختي به منزله‏ي قوائي هستند که سپر بلاي تو خواهند شد
(116) پربهاترين چيزها فهم است و بهترين درجه‏ي فهم حلم و بردباري است و زينت حلم مهرباني و زينت مهرباني نرمي و ملايمت بوده و زينت نرمي و ملايمت سبک گرفتن کارهاست
(117) کار برادر خود را بر محمل درست و صحيح حمل کن و هر حرفي را از او شنيدي به بدي تعبير نکن و تا بتواني براي آن محمل صحيحي در نظر بگير
(118) اگر کسي خود را در معرض تهمت قرار دهد به کساني که به او بدگمان مي‏شوند نبايد بدگمان گردد
(119) هر کسي که سر خود را کتمان کند اختيار خود را به دست خود دارد و هر صحبتي که از دو نفر تجاوز کرد فاش مي‏گردد
(120) پرفائده‏ترين عمل شخص آنست که زودتر از مردم به عيب خود آگاه شود و مشکل‏ترين کار آنست که انسان فقر خود را مخفي کند و سخت‏ترين درجه‏ي تحمل آنست که انسان به اشخاصي نصيحت کند که به او گوش ندهند
(121) کسي که در بلاها صبر و در نعمت‏ها شکر نکند مرد عاجزي است
(122) نرسيدن به مقصود بهتر از آنست که از کسي حاجت بخواهي که شايسته و اهل نباشد و سخت‏تر از مصيبت سوء خلقي است که انسان بعد از مصيبت دچار آن مي‏گردد
(123) از امام عليه‏السلام پرسيدند مروت چيست فرمود آنکه خدا تو را در جائي نبيند که نهي کرده و جائي که مي‏خواهد باشي تو را ببيند
(124) از کسي که به تو محبت کرد تشکر کن و به هر کس از تو تشکر کرد محبت کن زيرا شکر بر نعمت نعمت تو را مي‏افزايد و اگر کفران نمائي نعمت از دستت خواهد رفت
(125) برادران و دوستان بر سه دسته‏اند بعضي در مقابل تو از خود مي‏گذرند و بعضي در مقابل تو از مال خود مي‏گذرند و اين دو دسته راستگو هستند و دسته‏ي سوم کساني هستند که از تو استفاده مي‏کنند و تو را براي استفاده خود مي‏خواهند نبايد به اين طبقه اعتماد داشت
(126) هر کسي که سه خصلت در او نباشد ايمان به درد او نمي‏خورد: حلم در مقابل جاهل و ورع از ورود در محرمات و حسن خلقي که بشود با مردم مدارات کند
(127) روزگار انسان سه قسمت شده روزي که گذشته و ديگر بر نمي‏گردد و روزي که در آن هستي که بايد آن را غنيمت شمرد و روزي که نيامده است
(128) مردم بر سه دسته‏اند عاقل و احمق و فاجر، عاقل کسي است که اگر از او چيزي پرسيدند جواب دهد و اگر صحبتي کرد درست بگويد و اگر ديگري صحبت کرد گوش بدهد و احمق کسي است که در صحبت کردن تند و عجول باشد و پرت و پلا بگويد و اگر او را به کار قبيحي واداشتند انجام دهد و فاجر کسي است که اگر به او امانت دهند خيانت کند و اگر به او محبت کنند بدگو باشد
(129) سه چيز است که انسان با داشتن آن صفات غريب نيست ولو در شهر غربت باشد، حسن ادب و بي‏آزاري و دوري از کارهاي مشکوک
(130) سه صفت است که دليل اصابت رأي و عقل مي‏باشد خوش برخوردي با مردم و گوش دادن به صحبت گوينده و جواب خوب دادن به اشخاص
(131) انساني در سه خصلت مسرور خواهد بود، در رفاهيت، و در رعايت حقوق مردم، و در وقتي که از مشکلي فارغ مي‏گردد
(132) فرزند بر پدر خود سه حق دارد، آنکه مادر او را از زنان شايسته انتخاب کند و نام او را مناسب تعيين کند و در تاديب او کوشا باشد
(133) حق پدر و مادر بر فرزند آنست که فرزند از آنها سپاسگذار بوده و از آنها اطاعت کند (در غير معصيت خدا) و نسبت به آنها در خفا و علانيه صميمي و مهربان و دلسوز باشد
(134) شجاعت بر سه اصل پايه‏گذاري شده که هر يک از اين اصول متضمن فضيلتي است که در صفت ديگر نيست از خود گذشتگي بيزاري از خواري - طلب خوش نامي اين سه صفت در هر کسي بود شجاع و پهلواني است که هيچ کس نمي‏تواند در راه او مانعي بتراشد و در عصر خود معروف به قدرت مي‏گردد و اگر يکي از اين سه خصلت بر ديگري فزوني گرفت در آن خصلت شجاع است
(135) انسان در خانه بين زن و بچه‏اش نيازمند به سه حالت و صفت است که اگر اين اوصاف طبيعي او نيست بايد خود را به آنها واوارد با زن و بچه‏اش به خوشي و مهرباني معاشرت کند، در زندگي آنها به قدر امکان وسعت دهد، و درباره‏ي آنها غيرت داشته باشد تا بتواند آنها را نگاهداري نمايد
(126) سه چيز است که اگر انسان به آن دچار شد عقلش را از دست مي‏دهد نعمتش از دست رفته باشد، زن فاسدي در خانه داشته باشد، دوستي که به او دلبستگي داشته از بين برود
(137) مردم هر شهر از سه چيز بي‏نياز نخواهند بود تا امر دنيا و آخرت آنها تأمين گردد و اگر اين سه چيز را نداشته باشند مانند طفيلي و حشرات زندگي خواهند کرد دانشمند با تقوي، حاکم مختار و مطاع، طبيب موثق و بينا
(138) مردم اگر از سه چيز دوري کنند از هر جهت سالم مي‏مانند: زبان بد، دست متعدي، کارهاي ناشايست
(139) مرد عاقل و محتاط از سه چيز دوري مي‏کند: خوردن سم براي تجربه ولو از آن نجات يابد، افشاء سر خود براي خويشاوند حسود ولو از شر او خلاص شود، دردر يا سفر کردن ولو او را به ثروت برساند
(140) اگر مردم دنبال سه چيز بدون استحقاق بروند از سه چيز محروم مي‏گردند کسي که دنيا را بدون استحقاق بخواهد از آخرت به استحقاق محروم مي‏گردد، کسي که بدون استحقاق طالب رياست گردد از او اطاعت نمي‏نمايند، کسي که بدون استحقاق طالب مال گردد مال در دست او نمي‏ماند.
(141) سه چيز انسان را محروم مي‏کند اصرار و سماجت در خواستن تمامي، مسخرگي
(142) سه خصلت را اگر کسي داشت مرد کاملي خواهد بود: عقل، زيبائي - فصاحت
(143) مسکن انساني نيکو نمي‏شود مگر با سه شرط: هواي خوب آب فراوان، زمين مسطح قابل کشت
(144) سه چيز زندگاني را تيره مي‏سازد: سلطان ستمکار، همسايه‏ي بد، زن بد دهن
(145) مردم به سه چيز احتياج دارند امنيت کامل عدالت، رفاه
(146) مرد عاقل هيچکس را سبک نمي‏شمارد خاصه سه دسته علماء و سلطان و برادران ديني و ملي خود زيرا کسي که به علما وقعي نگذارد ديانت او فاسد مي‏شود و کسي که به سلطان تحقير کند دنياي او و کسي که به برادران و همکيشان خود بي اعتنائي کند احترام او از بين مي‏رود
(147) پادشاهان بايد در سه چيز افراط نمايند در حفظ حدود و ثغور کشور در رسيدگي و تحقيق در مظالم مردم در انتخاب مردم صالح براي اداره‏ي مملکت
(148) بهترين پادشاهان پادشاهي است که مهربان و عادل و با سخاوت باشد
(149) کساني که اين سه کار را مي‏کنند دين و دنياي آنان فاسده مي‏شود بدگماني، زودباوري، اختيار خود به دست زنان دادن
(150) کسي که به سه چيز اعتماد کند گول خورده است - باور کند به چيزي که شدني نيست - و اعتماد کند به کسي که به او اعتماد حقيقي ندارد - طمع کند در چيزي که مال او نيست
(151) سه چيز دلالت بر کرم شخصي مي‏کند - نيکوئي خلق - فرو نشاندن خشم - و بستن چشم از چيزهائي که نبايد به آنها نظر کند
(152) هر انساني بايد از سه چيز دوري کند - دوستي با اشرار - درد دل با زنان - و همنشيني با اهل بدعت
(153) هر کس به سه چيز بي ميل شده از آنها دوري کند به سه چيز گرفتار خواهد شد - هر که از سلامت نفس دوري کند به خواري و آنکه از کارهاي نيک دوري کند به پشيماني و کسي که به داشتن دوستان بي رغبت باشد به خسارت و زيان مبتلا مي‏گردد
(154) انسان از سه چيز بي‏نياز نيست - مشورت با مردم ناصح - مدارات با حسودان - اظهار محبت به مردم
(155) دارنده‏ي سه خصلت بي‏نياز کامل است - قناعت به آنچه دارد بريدن طمع از مردم - به ترک اضافات
(156) انس و خوشي انسان در سه چيز است - زوجه‏ي موافق - فرزند خيرخواه و مهربان، دوست با صفا
(157) حزم و تعقل در سه کار لازم است، در خدمتگزاري سلطان، اطاعت پدر، خضوع نسبت به خدا
(3 (158 چيز مانع ترقي شخص مي‏گردد، کوتاهي همت، کمي حياء، سستي راي،
(159) انسان از سه چيز خسته مي‏شود، عوض کردن دوستان، مخالفت با مردم بدون دليل، تجسس در کاري که مربوط به او نيست
(160) در سه چيز بلاغت نهفته است، مقصود را نزديک کند و از مطالب غير لازم پرهيز نمايد - و کلمات مخصوص و پر معني اداء نمايد.
(161) در هر کس اين سه چيز باشد آقا و بزرگوار خواهد شد، فرو نشاندن خشم گذشت از کسي که بد کرده است و کمک کردن با مال و جان به مردم
(162) زنان بر سه دسته‏اند، يکي براي تو است و ديگري عليه تو، و سومي هم له و هم عليه تو است - زن مخصوص به تو دختر باکره است و زن عليه تو زني است که بيوه بوده و از شوهر سابق خود فرزند داشته باشد و زني که هم له و هم عليه تو است زن بيوه‏اي است که از ديگري فرزند نداشته باشد
(163) چهار دسته‏اند که پيري آنها زودتر مي‏رسد، خوردن قديد، نشستن در جاي مرطوب، و از پله بالا رفتن، و همخوابي با پيرزنان
(164) چهار چيز از چهار چيز سير نمي‏شود: زمين از باران، چشم از ديدن، زن از مرد، دانشمند از دانش
(165) هر کس در سه چيز افراط کند از آنها محروم مي‏گردد از مرد سخي و کريم اصرار در جلب کرم او کند، دانشمندي را از مصاحبت خود خسته کند، و نسبت به سلطان استمالت زياد مصرانه نمايد.
(166) سه چيز جلب محبت مي‏کند - ديانت، تواضع، بخشش
(167) سه چيز است که اگر از انسان دور شود به سه چيز مي‏رسد: هر کس از شر دوري کند به عزت مي‏رسد، و هر کس از تکبر دوري نمايد به کرامت و آقائي مي‏رسد و هر کس از بخل دوري کند به شرف مي‏رسد
(168) هر کس يکي از اين سه خصلت در او نباشد مرد شريفي نيست: کسي که عقلي نداشته باشد که او را زينت دهد يا مالي نداشته باشد که آبروي او را حفظ کند، يا عشيره و قبيله و خانواده‏اي نداشته باشد که تکيه‏گاه او باشند
(169) سه چيز انسان را مبغوض مي‏سازد: نفاق، عجب، ظلم
(170) سه چيز در مواقع معين آشکار مي‏گردد: مرد بردبار هنگام خشم، شجاعت در جنگ، صفاي در برادري در موقع نيازمندي
(171) سه چيز اگر در کسي جمع شد منافق است اگر چه نماز بخواند و روزه بگيرد، کسي که در حرف دروغ بگويد - و در وعده تخلف کند و چون امين کسي شد خيانت نمايد.
(172) از سه دسته مردم پرهيز بايد نمود - از خائن و نمام و ستمکار چون هر کس به نفع تو خيانت کند به ضرر تو هم خيانت خواهد کرد و اگر به نفع تو نمامي کند به ضرر تو هم خواهد کرد و اگر به نفع تو ستم نمايد به ضرر تو هم خواهد کرد
(173) امانت شخص سه مورد آشکار مي‏گردد - تأمين در مال و اولاد و ناموس
(174) با احمق مشورت نکن و از دروغ‏گو کمک نگير و به دوستي مردم افسرده اعتماد منما زيرا دروغ‏گو مطالب دور را نزديک و نزديک را دور مي‏کند و احمق خود را خسته مي‏کند و به مقصود نمي‏رسد و مردم افسرده تو را در موقع حاجت به حال خود مي‏گذارند
(175) سخاوت دليل هوشمندي است
(176) افشاء سر - سقوط و پستي است، و کم صبري موجب فضيحت است
(177) بدگوئي، دشمني است، و تفتيش در کار مردم موجب تفرقه
(178) اولين کسي مباش که طرف شور واقع شوي از رأي ناپخته پرهيز داشته باش
(179) شايسته‏ترين کس به عفو آنست که قدرت عقوبت دارد و بي عقل‏ترين فرد کسي است که به زير دست خود ستم نمايد و از کسي که از او عذر خواسته نگذرد
(180) کسي که بيش از استحقاق خود بخواهد محروم مي‏گردد
(181) جاهل سخاوتمند بهتر از ناسک عايد بخيل مي‏باشد
(182) کسي که حزم و احتياط نگهبان او و راستي قرين او باشد، خوشي و سرور او زياد شده و مردانگي او کامل مي‏گردد
(183) مرد متکبر نبايد از مردم طمع نيکي و از دوستان خود انتظار مهرباني داشته باشد و مرد بي‏ادب نبايد متوقع احترام از مردم باشد و مرد بخيل هم نبايد از خويشان خود صله‏ي رحم بخواهد و کسي که مردم را مسخره مي‏کند نبايد از مردم متوقع دوستي گردد و شخص کم فهم نبايد خود را براي قضاوت معرفي کند و هم چنين شخصي که از مردم غيبت مي‏کند نبايد منتظر سلامتي و راحتي باشد و حسود هم نمي‏تواند قلب آرام و راحت داشته باشد و هم چنين کساني که بر گناهان کوچک عقوبت مي‏کنند نمي‏توانند منتظر بزرگي باشند و کسي که کم تجربه و خودخواه است نمي‏تواند متوقع رياست گردد
(184) هفت طايفه‏اند که احوالشان را خود فاسد مي‏سازند دانشمند بردباري که خود را به اين صفات نشناساند - حکيم فهميده‏اي که مردمان دروغ‏گو را در کارهاي خود وارد کند کساني که از مکر و حيله‏ي سايرين بي اطلاع و به مردم خيانت‏کار اعتماد مي‏کنند و بزرگي که رحم و عاطفه ندارد و مادري که سر خود را از فرزندش پنهان مي‏کند ولي سر او را فاش مي‏سازد و کساني که از دوستان خود به زودي مي‏رنجند و گله مي‏کنند و کساني که دائما با برادران خود مجادله و طرفيت مي‏کنند
(185) مروت انسان يک نوع نسب شريف براي بازماندگان و قبيله‏ي او خواهد بود
(186) هيچ مالي از دادن صدقه و زکوة کم نمي‏شود - و هر مظلومي که قدرت مکافات دادن به ظالم خود را ندارد خداوند او را عزيز مي‏کند - و من قسم مي‏خورم که اينها حق است،
(187) نماز قرباني هر پرهيزگار و حج جهاد هر ضعيف است - و هر چيزي زکوة دارد، زکوة بدن روزه است و بهترين اعمال انتظار فرج از طرف خداست و کسي که بدون عمل دعا کند مثل کسي است که بدون گمان بخواهد تيراندازي کند.
(188) بهترين مردم کساني هستند که در آنها پنج خصلت باشد، اگر کار نيک کنند خوشحال مي‏گردند و اگر بد کردند استغفار مي‏نمايند و اگر چيزي به آنها داده شد شکر مي‏کنند و اگر مبتلا شدند صبر دارند و اگر ستمي به آنها شد مي‏گذرند
(189) هر کس که دشمني بکارد آن را درو خواهد کرد
(190) خشم محنت هر حکيم و کليد هر شر است
(191) کسي که نتواند به خشم خود مسلط شود عقل خود را هم نمي‏تواند نگه دارد
(192) حسد ايمان را مي‏خورد هم چنان که آتش چوب را
(193) آفت دين حسد و خودخواهي و فخرفروشي است
(194) هيچکس گمراه نمي‏گردد مگر از لغزش نفس خود
(195) چه قبيح است مؤمن علاقمند به چيزي باشد که او را ذليل مي‏نمايد
(196) سفاهت خوي بدي است که آدمي را نسبت به زيردست سرکش ساخته و نسبت به زيردست فروتن مي‏کند
(197) خدا دروغگويان را فراموش کار ساخته تا مفتضح شوند
(198) هرکس طالب رياست شود هلاک خواهد شد
(199) غيبت از شخصي که در معاشرت خود با مردم به آنها ستم نکند و در صحبت کردن به آنها دروغ نگويد و اگر وعده‏اي کرد، تخلف نکند حرام است زيرا چنين فردي کامل و عادل بوده و برادري با او لازم است
(200) کار نيکوئي که خدا دوست دارد اصلاح ذات‏البين و نزديک کردن دلها به هم است
(201) دليل اعتماد دوست به دوست خود آنست که حاجت خود را از او بخواهد
(202) کسي که دست را براي ستم به مردم بلند نکند دست ستم نکرده و دستهاي بسياري به کمک او بلند مي‏شود
(203) اگر فطرتا حليم و بردبار نيستي خود را به آن وادار
(204) بهترين ياور انسان حلم و بردباري است
(205) صله‏ي رحم خوي انسان را نيکو و نفس را پاک و مال را زياد مي‏کند و اجل را دور مي‏سازد.
(206) نيازمندي از مردم عزت و حياء انسان را مي‏برد و بريدن طمع از مردم سبب عزت مي‏گردد و طمع فقر مي‏آورد.
(207) شرف انسان به شب زنده‏داري و عبادت و عزت او در بي‏نيازي از مردم است
(208) کسي که درباره‏ي خود انصاف دهد مردم به حکميت او تن خواهند داد
(209) عدالت هر چه کم باشد نفوذش زياد است
(110) عدالت شريف‏تر و گواراتر از آبي است که به تشنه مي‏رسد و لازم‏تر است
(211) اگر آنچه داري تو را کفايت مي‏کند پس بي‏نيازت هم مي‏سازد و حتي کمتر از آن هم تو را بي‏نياز خواهد کرد و اگر برايت کافي نباشد زيادترش هم کفايت نخواهد کرد
(212) کسي که به آنچه خدا به او داده قانع باشد بي‏نياز از همه است
(213) هر کس داراي رفق و نرمي است آنچه از مردم توقع دارد به او مي‏رسد
(214) هر خانواده که به هم مهربان باشند خداوند روزي آنها را زياد مي‏کند مداراي در معيشت بهتر از وسعت در مال است و رفق با هر وضعي سازگار است و تبذير چيزي باقي نمي‏گذارد و خداوند رفيق است و رفق را دوست مي‏دارد
(215) هيچ حالي بهتر از خاموشي و هيچ دشمني بدتر از ناداني و هيچ دردي بدتر از دروغگوئي نيست
(216) سه چيز اگر در کسي بود هيچ چيز به او زيان نمي‏رساند، دعاء در هنگام سختي و استغفار در گناه و شکر در نعمت
(217) مؤمن خون گرم است و کسي که خون گرم نيست خيري در او نيست
(218) کسي که زبانش راستگو شد کارش پاکيزه مي‏گردد و کسي که نيتش خوب شد روزيش زياد مي‏شود و کسي که به خانواده‏اش نيکوئي کند عمرش دراز مي‏گردد
(219) حياء از ايمان است
(220) کسي که شرم داشت دانش او محکم خواهد بود
(221) سه چيز از مکارم دنيا و آخرت است گذشت از کسي که به تو ستم کند نزديکي با کسي که با تو قطع علاقه نموده باشد و بردباري در برابر کسي که تو را نشناسد
(222) اگر زمانه زمانه‏ي جور و ستم گشت و مردم خيانت‏کار شدند اعتماد به هر کس دليل عجز است
(223) جابجا کردن کوه آسان‏تر است از جابجا کردن دل
(224) امام صادق عليه‏السلام به مفضل بن عمر گفت تو را به شش خصلت سفارش مي‏کنم که به شيعيان من برساني اداء امانت و آنکه هر چه براي خود مي‏خواهي براي برادرت بخواهي و بدان که هر کاري عاقبتي دارد که آن را هميشه بايد در نظر داشت و در کارها پيش آمدهائي مي‏کند که هميشه بايد مراقب کار خود باشي و از راهي که رفتنش آسان و برگشتن از آن مشکل است نرو وعده‏اي نکن که انجام آن به دست تو نيست
(225) اگر خويشاوندان در سه چيز بين خود هم‏فکر نباشند به زودي در معرض از هم پاشيدگي و شماتت دشمنان قرار مي‏گيرند - به يکديگر حسد نبرند تا دسته دسته نشده و در نتيجه متفرق نگردند و همواره همديگر را ببينند تا الفت آنها زياد شود و به هم کمک نمايند تا عزت آنها افزوده گردد
(226) سه چيز در هر کس بود به زيانش تمام مي‏شود - مکر و حيله - ظلم - نقض عهد
(227) اي شيعه‏ي آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم هر کس در هنگام خشم نتواند خودداري کند از ما نيست و کساني که با مصاحبين خود به خوشي رفاقت نکنند و با دوستان خود هم‏صحبت خوبي نباشند و با هر کس با آنها در حال صفا است صفا نباشند و با هر کس با آنها مخالف است مخالف نباشند از ما نيستند اي شيعيان تا مي‏توانيد خدا را در نظر داشته باشيد

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir