سود و زيان

نوع اصطلاح :
عنوان :
سود و زيان
فرزندانش را مي‏ديد و رنج مي‏کشيد؛ همسرش را؛ بايد از اين تنگدستي، خلاص مي‏شد. هزار دينار فراهم کرد و به دربانش «مصادف» داد. او نيز به «مصر» شتافت و با بازرگاني چند همراه شد. هنگام ورود به آن کشور به قافله‏ي ديگري از تاجران برخوردند، که عزم خروج داشتند. مصادف، ازاين ديدار، بسيار خشنود گرديد؛ زيرا کالاهاي او و دوستانش در مصر، بسيار کمياب و بازار خوبي يافته بود! آنان نيز پيمان بستند کالاهاي‏شان را به سودي کم‏تر از صد درصد نفروشند. [1] و چنين شد.
مصادف با هزار دينار سود خالص به مدينه شتافت و در محضر امامش بار يافت. شادمانه. دو کيسه را به حضرتش سپرد، که در هر يک هزار دينار بود. امام عليه‏السلام با شگفتي پرسيد:
- اين‏ها چيست؟
مصادف با خوشحالي گفت:
- يکي: اصل سرمايه، و ديگري: سود خالص.
- اين همه سود، چه گونه فراهم آمده است؟
مصادف، تمام ماجرا را گفت و امام عليه‏السلام سخت برآشفت:
- شما چنين کرديد؟ سوگند براي ساختن بازار سياه، ميان مسلمانان؟! من چنين تجارت و سودي را هرگز نمي‏پسندم.
سپس يکي از کيسه‏ها را برداشت و فرمود:
- اين، سرمايه‏ام است؛ به کيسه‏ي ديگر، کاري ندارم.
و باز فرمود:
«شمشير زدن از گردآوردن مال حلال، بسي آسان‏تر است.» [2] .

پی نوشت ها:
[1] يعني از هر دينار، ديناري سود برند!.
[2] برگرفته از: داستان راستان؛ با تلخيص و تصرف بسيار.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir