امام صادق: رئيس مذهب شيعه

نوع اصطلاح :
عنوان :
امام صادق: رئيس مذهب شيعه
بي شک [رئيس] مذهب در عرف مسلمانان، همان مرجع احکام ديني است و اين معنا در بين همه‏ي ائمه عليهم‏السلام يکسان بوده و اختصاصي به امام صادق عليه السلام نداشته است؛ چرا که شيعيان اماميه، همه‏ي ائمه‏ي از اميرالمؤمنين عليه السلام تا حضرت مهدي عليهم‏السلام را مرجع ديني خود مي‏دانند و عمل نمودن به فرموده‏ي آنان را بر خود واجب مي‏شمارند. طبق اسناد روايي، علم و دانش ائمه عليهم‏السلام يکسان و از جانب رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‏باشد و آنان نيز بدون هيچ اختلافي به طور زنجيره اي علوم خود را منسوب به آن حضرت مي‏کنند بدون آن که از خود اجتهاد و تغيير و تحريفي در آن انجام دهند.
البته در اين ميان، هيچ کدام از ائمه عليهم‏السلام در نقل علوم و معارف از جد خود، به اندازه‏ي امام صادق عليه‏السلام فرصت پيدا نکرده اند و علت موفقيت امام صادق عليه‏السلام در نشر و تعليم معارف اسلامي براي مردم، وجود شرايطي بوده که مي‏توان چنين نام برد:
1- مدت امامت آن حضرت به طول انجاميد و بيش از سي سال ادامه يافت. گرچه جد آن حضرت، امام زين العابدين، و فرزند او حضرت موسي بن جعفر، و فرزند ديگر او، حضرت هادي عليه‏السلام نيز عمر طولاني داشتند و مدت امامت آنان نيز بيش از سي سال بود، اما فرصت‏هايي که براي امام صادق عليه‏السلام پيش آمد براي هيچ کدام از آنان پيش نيامد.
2- دوران امامت امام صادق عليه‏السلام دوران علم و فقاهت و کلام و مناظره بود و بدعت گذاران و منحرفين و صاحبان مذاهب گوناگون در آن زمان فراوان بودند؛ اين موقعيت اقتضا مي‏کرد که امام عليه‏السلام دانش خود را اظهار نمايد و از گمراهي‏ها و کج روي‏ها و انحرافات جامعه جلوگيري کند و حقايق را روشن و منتشر سازد.
3- در زمان امام صادق عليه‏السلام يک فرصت و آزادي مناسبي براي بني‏هاشم به وجود آمد و آن حضرت توانست معارف اسلامي را آزادانه و به طور آشکار براي مردم بيان نمايد، در حالي که براي ديگر ائمه عليهم‏السلام چنين فرصتي به وجود نيامد و آنان همواره در محدوديت بودند و حکام و خلفاي زمان به مردم اجازه نمي‏دادند که با ائمه عليهم‏السلام در ارتباط باشند. از سويي، هيچ کدام از ائمه عليهم‏السلام جز اميرالمؤمنين عليه‏السلام زمام حکومت و امور مسلمين به دست شان نيفتاد؛ اما همين دوران حکومت نيز بسيار کوتاه بود و در تمام آن دوران اميرالمؤمنين عليه‏السلام گرفتار جنگ و مبارزه با بدعت گزاران و منحرفين بود، و در چنين شرايطي امکان نشر معارف اسلامي همانند زمان امام صادق عليه السلام براي آن حضرت فراهم نبود؛ از سويي در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام هنوز مذاهب گوناگون و فرقه‏هاي مختلف به وجود نيامده بود.
و چون دوران امامت امام صادق عليه‏السلام هم زمان با حکومت مروانيان و عباسيان واقع شده بود، در آن دوران خطري از سوي اين حکومت‏ها امام عليه السلام را تهديد نمي‏کرد، چرا که شروع امامت ايشان هم زمان با پايان دولت مرواني و آغاز دولت عباسي بود. از سويي امويان و اهل شام با کشتن وليد بن يزيد زمينه‏ي ضعف و زوال حکومت شان را فراهم کردند و فرصتي براي به قدرت رسيدن بني‏هاشم فراهم شد، بنابراين مروانيان از توجه به امام صادق عليه السلام و محدود نمودن ايشان غافل ماندند. و با از ميان رفتن مروانيان، عباسيان روي کار آمدند، و آنان نيز در ابتدا مشغول از ميان برداشتن بني اميه و تأسيس حکومت جديد خود بودند - البته معلوم است که تأسيس حکومت جديد نياز به گذشت زمان دارد - بنابراين عباسي‏ها از فعاليت‏هاي امام صادق عليه السلام در زمينه‏ي نشر معارف و علوم ديني غافل ماندند؛ هر چند که سفاح از امام صادق عليه‏السلام غافل نبود؛ ولي چون از جانب ايشان خطري را احساس نمي‏کرد با آن حضرت کاري نداشت. آري هنگامي که منصور دوانيقي به حکومت رسيد و پايه‏هاي حکومتش را استوار کرد، به دشمني با آن حضرت پرداخت و پياپي ايشان را احضار مي‏نمود و اذيت و آزار مي‏کرد.
علامه‏ي بزرگوار محمد بن شهر آشوب در کتاب مناقب، در احوالات امام صادق عليه السلام از مفضل نقل نموده که گويد: منصور دوانيقي بارها قصد کشتن امام صادق عليه السلام را داشت و هنگامي که ايشان را احضار مي‏نمود با ديدن عظمت و هيبت آن بزرگوار از کشتن او صرف نظر مي‏کرد؛ ولي مردم را از ايشان دور مي‏کرد و اجازه‏ي کرسي سخن و بيان معارف به ايشان نمي‏داد و به هيچ وجه مردم نمي‏توانستند از وجود مبارک ايشان بهره مند شوند. تا جايي که اگر براي آنان مسأله اي در زمينه‏ي نکاح و يا طلاق و امثال آن به وجود مي‏آمد و حکم آن را نمي‏دانستند به ناچار مي‏بايست از همسر خود جدا مي‏شدند تا حکم مسأله روشن گردد. در حالي که اين براي آنان بسيار سخت و ناگوار بود؛ تا اين که خداوند به فکر منصور القا کرد که از آن حضرت تحفه اي طلب کند که ارزشمند باشد و کسي مانند آن را نداشته باشد. امام صادق عليه‏السلام عصايي که از رسول خدا صلي الله عليه و آله نزدشان بود و طول آن يک ذراع بيشتر نبود، براي او فرستاد و منصور بسيار خشنود گرديد و دستور داد آن را چهار قسمت کنند و در چهار گوشه‏ي قصر خود قرار داد، سپس به امام صادق عليه‏السلام گفت:
«پاداش شما جز اين نيست که من شما را آزاد نمايم تا علوم خود را بين شيعيان منتشر کني؛ پس بر کرسي فتوا بنشين و از کسي هراس مکن؛ ولي در هر شهري که من هستم اقامت مکن.» از اين رو، امام صادق عليه‏السلام علوم خود را بين مسلمانان رواج داد و منصور نيز از آن جلوگيري نکرد. به همين دليل و دلايل ديگر علوم اسلامي از جانب امام صادق عليه‏السلام بيشتر از ائمه ديگر به مردم منتقل شده است. و وجود کتاب‏هاي حديث، فقه، اخلاق، احتجاجات و حتي کتبي غير از اينها مثل کتاب‏هايي در زمينه‏ي معارف و علوم گوناگون گوياي اين حقيقت است. از سويي شاگردان آن حضرت و همچنين رواياتي که از ايشان نقل شده، بسيار زياد است؛ عده اي از مؤلفان - همچون ابن عقده [1] - تعداد شاگردان ايشان را بيش از چهار هزار نفر دانسته اند. حال اگر شاگردان ايشان چهار هزار نفر باشند، روايات منقول از ايشان چقدر زياد خواهد بود؟! و اگر يکي از راويان او سي هزار حديث از ايشان شنيده باشد حال بقيه چگونه خواهند بود؟ آري، علوم و معارفي که از آن حضرت منتشر شده بسيار فراوان مي‏باشد.
خلاصه‏ي سخن اين که ما به اين دليل امام صادق عليه‏السلام را رئيس مذهب شيعه ي اماميه مي‏دانيم که از ايشان معارف و علوم و احاديث فراواني نقل شده است، تا جايي که بيشتر احاديث موجود در کتب شيعه از آن حضرت روايت شده است.
البته تنها شيعيان از امام صادق عليه‏السلام روايت نکرده اند؛ بلکه بزرگان اهل سنت که معاصر با آن حضرت بوده اند نيز از ايشان احاديثي نقل کرده اند. مانند: مالک بن انس، ابوحنيفه، سفياني‏ها، ايوب، ابن جريح، شعبه و... تا جايي که ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه (ج 1 / 6) فقه مذاهب چهارگانه‏ي اهل سنت را منتهي به امام صادق عليه‏السلام مي‏داند.
و از وصيت‏هاي امام صادق عليه‏السلام چنين برداشت مي‏شود که انتساب عنوان شيعه‏ي جعفري به آن حضرت، در زمان حيات خود ايشان بوده است؛ چرا که ايشان به اصحاب خود مي‏فرمود: «اگر يکي از شما اهل تقوا و ورع در دين و صدق حديث و اداي امانت و خلق نيک باشد، مردم مي‏گويند: او جعفري است و من خشنود خواهم شد، و اگر جز اين باشد يعني او اهل تقوا و امانت و ورع در دين و راستگويي و اداي امانت و اخلاق نيک نباشد مردم مي‏گويند: او جعفري است و براي من سبب شرمساري و مصيبت خواهد بود».
در زمان امام صادق عليه‏السلام به قدري اين نسبت - يعني مذهب جعفري - معروف بود که هنگامي که دو نفر از شيعيان به نام‏هاي محمد بن مسلم - مردي معروف و مورد اعتماد - و به ابوکريبه ازدي نزد قاضي اهل سنت يعني «شريک قاضي» شهادت دادند؛ او در صورت آنان تأملي کرد و گفت: «اينها جعفري و فاطمي‏هستند». [2] .
از اين سخن به خوبي مي‏توان دريافت که اين نسبت براي امام صادق عليه‏السلام از همان زمان شرع شده و تاکنون باقي مانده است.

پی نوشت ها:
[1] ابن عقده: احمد بن سعيد کوفي است او زيدي و از گروه جاروديه است و صاحب شأن و جلالت و وثاقت بسيار است. وي به خاطر حفظ حديث، شهرت بسياري داشته است. از او چنين نقل مي‏کنند که مي‏گويد: «من يکصد و بيست هزار حديث مسند از امام صادق عليه السلام حفظ نمودم و سيصد هزار حديث از آن حضرت در اختيار دارم.» وي کتاب‏هاي فراواني داشت، از جمله کتاب «اسماء الرجال» که نام راويان حديث در آن ذکر شده و تعداد آن چهار هزار نفر مي‏باشد در اين کتاب اسناد احاديث آنان را ذکر نموده است. البته اين کتاب در حال حاضر موجود نمي‏باشد. وي در سال 233 در کوفه درگذشت.
[2] بحارالانوار ج 47 / 393.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir