ابان عبدالله ابي عياش، فيروز بصري‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
ابان عبدالله ابي عياش، فيروز بصري‏
شيخ طوسي (ره) در رجالش گفته: ابان نامش فيروز و اهل بصره است؛ و از تابعين شمرده شده و از اصحاب حضرت سجاد و امام باقر و امام صادق عليهم‏السلام است [1] و از ضعفاء بوده است. [2] .
بان غضائري [3] مي‏گويد: اصحاب گفته‏اند که کتاب «سليم بن قيس» [4] از ساخته‏هاي اوست. [5] .
سيد علي بن احمد عقيقي در رجالش مي‏گويد: ابان بن ابي‏عياش فاسد المذهب بوده و سپس به وسيله سليم بن قيس هلالي به مذهب حق برگشته و داستان او چنين است:
هنگامي که حجاج در تعقيب سليم بود و قصد کشتن او را داشت، سليم به ناحيه فارس گريخت و به ابان پناهنده شد. هنگام مرگش که فرا رسيد، به ابان گفت: تو بر من حقي پيدا کرده‏اي. سپس گفت: همانا بدان بعد از رسول خدا (ص) چنين و چنان شد و شرحي از سقيفه براي او نقل کرد. آن گاه کتابي را به او سپرد؛ و اين کتاب را غير از ابان ديگري نقل نکرده است. [6] .
ابان درباره سليم بن قيس هلالي مي‏گفت: سليم بن قيس پيرمردي متعبد و نوراني بود.
ابان گويد: بعد از وفات حضرت سجاد (ع) به حج مشرف شدم و با امام باقر (ع) ملاقات کردم و حديث سليم را در محضرش از آغاز تا پايان خواندم. حضرت باقر (ع) گريست و فرمود: سليم راست گفته است. [7] .
نويسنده گويد: کتاب سليم از اصول شيعه است و بزرگان مشايخ مانند: برقي و صفار و کليني و صدوق و نعماني به آن اعتماد داشتند.
علامه مامقاني بعد از نقل گفته‏هاي ابن‏غضائري و شيخ طوسي (ره) و ديگران مي‏گويد: بعد از آن که سليم کتاب را به ابان تسليم کرده و از او تعبير به برادر زاده مي‏کند، نمي‏توان ابان را ضعيف شمرد و نسبت جعل کتاب سليم را به او داد، به علاوه اين که عده‏اي بزرگان مانند: ابن‏اذينه و ابراهيم بن عمر يماني و حماد بن عيسي و عثمان بن عيسي از او روايت کرده‏اند، و وثاقت ابان از وثاقت سليم معلوم مي‏گردد و به طور مسلم ابان شيعه و ممدوح است [8] و شايد تضعيف او به دست مخالفين و معاندين صورت گرفته باشد.
مرحوم کليني از حماد بن عيسي از عمر بن اذينه از ابان بن ابي‏عياش از سليم خداوند بن قيس هلالي نقل کرده که گفت: شنيدم اميرالمؤمنين (ع) را که حديث مي‏کرد از پيغمبر (ص) که آن حضرت در سخنش فرمود: دانشمندان دو قسمند: دانشمندي که علم خود را به کار بندد، پس اين رستگار است؛ و دانشمندي که علمش را کنار گذارد، و اين به هلاکت افتاده است. همانا دوزخيان از بوي گند عالم بي عمل در رنجند، و به درستي که پشيمان‏ترين و حسرتمندترين دوزخيان، آن کسي است که در دنيا بنده‏اي را به سوي خدا خوانده، و آن بنده از او پذيرفته و اطاعت خدا نموده، و خدا به بهشتش در آورده، و خود دعوت کننده را به سبب عمل نکردن و پيروي هوس و آرزوي دراز، به دوزخ برده است. اما پيروي هوس، از حق باز دارد و درازي آرزو آخرت را از ياد برد. [9] .
و نيز به همين طريق از ابان بن ابي‏عياش از سليم بن قيس روايت شده که گفت: شنيدم اميرالمؤمنين (ع) مي‏فرمود که رسول خدا (ص) فرمود: دو خورنده هستند که سير نمي‏شوند: خواهان دنيا و خواهان علم. کسي که از دنيا به آن چه خدا برايش حلال کرده قناعت کند، سالم ماند و کسي که دنيا از راه غير حلال به دست آورد، هلاک گردد مگر آن که توبه کند (و مال حرام را به صاحبش بر گرداند). و کسي که علم را از اهلش گيرد و عامل به آن باشد، نجات يابد و هر که منظورش از طلب علم مال دنيا باشد، بهره‏اش همان است (و در آخرت او را نصيبي نيست). [10] .


پی نوشت ها:
[1] رجال الطوسي، ص 83 و ص 152.
[2] رجال الطوسي، ص 106 - خلاصة الاقوال علامه حلي، ص 99.
[3] ابوالحسن، احمد خداوند الحسين بن عبيدالله الغضائري، از مشايخ بزرگ و ثقات عظيم الشاني است که بزرگان رجال گفته‏هاي او را ذکر کرده و از او تعبير به استاد مي‏نمايند. او معاصر با شيخ طوسي بوده است. (رجوع شود به تأسيس الشيعه ص 269 و الکني و الالقاب ج 1 ص 365).
[4] سليم بن قيس هلالي از اصحاب اميرالمؤمنين و حسنين عليهم‏السلام است و صاحب کتاب معروف بين محدثين و علما، و ابان، از او، آن کتاب را نقل کرده است. چنانکه در متن ذکر شد ابن‏غضائري آن کتاب را مجعول مي‏داند و دليل او اين است که در آن کتاب آمده که ائمه سيزده تن مي‏باشند، و ديگر آن که محمد بن ابي‏بکر پدرش را هنگام مرگ پند داد در حالي که محمد در حجة الوداع متولد شد و زمان مرگ پدر کودکي بيش نبود.
صاحب رجال کبير اين دو اشکال را اين گونه جواب داده که آن چه از نسخ کتاب سليم به دست ما رسيده و ملاحظه کرديم نديديم که گفته باشد ائمه سيزده تن مي‏باشند؛ بلکه گفته ائمه با رسول خدا سيزده تن‏اند. و ديگر آن که مي‏گويد: عبدالله وقت مرگ پدرش، او را موعظه کرد، نه محمد. [(تعليقات علي) منهج المقال (رجال کبير)، ص 15 - تحفة الاحباب، ص 134].
[5] قاموس الرجال، ج 1، ص 71.
[6] خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 99 - تنقيح المقال علامه مامقاني، ج 1، ص 3.
[7] اختيار معرفة الرجال، ص 105، (چاپ دانشگاه مشهد).
[8] تنقيح المقال، ج 1، ص 3.
[9] اصول کافي، ج 1، ص 35. (چاپ اسلاميه).
[10] اصول کافي، ج 1، ص 36.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir