ابان بن تغلب بن رباح بکري کوفي‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
ابان بن تغلب بن رباح بکري کوفي‏
ابان بن تغلب (وزان تضرب) از آل بکر بن وائل و اهل کوفه است. او که درک محضر حضرت زين العابدين، حضرت باقر، و حضرت صادق عليهم‏السلام را نمود، ثقه‏اي جليل القدر، فقيه، قاري [1] ، لغوي و مقدم در هر فني بوده است. از مصنفات او کتاب غريب القرآن است. کتاب فضائل و کتاب احوال صفين نيز از مؤلفات اوست. [2] .
مرحوم سيد صدر گويد: ابان بن تغلب اول کسي است که در «غريب القرآن» و «معاني القرآن» کتابي تصنيف نموده است. [3] نجاشي (ره) مي‏گويد: ابان بن تغلب در قران و فقه و حديث و ادب و لغت و نحو مقدم بر ديگران و مخصوصا د علم عربيت، سرآمد اقران بوده است. [4] .
هشام بن سالم مي‏گويد: ما به عده‏اي از اصحاب در محضر حضرت صادق (ع) بوديم که مردي از اهل شام وارد شد امام صادق عليه‏السلام به او رخصت نشستن داد و او نشست. امام فرمود: چه مي‏خواهي؟ عرض کرد: به ما خبر رسيده که شما عالم و دانايي، اينک آمده‏ام تا با شما بحث و مناظره نمايم. فرمود: در چه موضوعي مي‏خواهي بحث کني؟ عرض کرد: در بحث قرآن وارد شويم. حضرت صادق عليه‏السلام او را به حمران راهنمايي کرد. شامي عرض کرد: من با شما مي‏خواهم بحث کنم نه با حمران. حضرت فرمود: اگر بر حمران غلبه کردي بر من غالب شده‏اي و اگر مغلوب حمران گشتي، مغلوب مني. مرد شامي با حمران وارد بحث شد و آن قدر بحث کرد که خسته و ملول گرديد. امام صادق عليه‏السلام فرمود: چگونه يافتي حمران را؟ گفت: او را حاذق و استاد ديدم و از هر چه پرسيدم مرا پاسخ داد. حضرت فرمود: حمران! تو هم از شامي سؤال کن. سپس مرد شامي عرض کرد: مي‏خواهم با شما در بحث علم عربيت وارد شوم. حضرت او را به ابان بن تغلب هدايت کرد. [5] .
از اين روايت معلوم مي‏گردد که جناب ابان بن تغلب در اين رشته تخصصي داشته است که حضرت صادق عليه‏السلام او را به آن مرد شامي معرفي معرفي است.
ابن‏داود در کتاب رجالش مي‏گويد: ابان سي هزار حديث از امام صادق (ع) آموخته و محفوظ بود. [6] .
در کتاب خلاصه علامه (ره)، نيز مسطور است که ابان در ميان اصحاب ما ثقه و جليل القدر و عظيم الشأن است و به خدمت امام سجاد و امام باقر و حضرت صادق عليهم‏السلام مشرف گرديده است. [7] حضرت باقر عليه‏السلام به او دستور داد که در مسجد مدينه بنشيند و فتوي دهد و مي‏فرمود: دوست دارم که در ميان شيعيان من مانند تو را ببينند. [8] در روايت ديگر، به ابان فرمود: با اهل مدينه مناظره کن، دوست دارم که مانند تو، کسي از روات و رجال مي‏باشد. [9] .
امام ششم به ابان بسيار علاقه‏مند بود، هرگاه به خدمت امام مي‏رسيد، امر مي‏فرمود براي ابان و ساده‏اي مي‏افکندند و با وي مصافحه و معانقه و احوال‏پرسي مي‏کرد و از وي احترام بسياري مي‏نمود. [10] .
شيخ نجاشي روايت کرده موقعي که ابان به مدينه مي‏رفت اهالي مدينه به جهت استماع حديث و استفاده از محضرش جمع مي‏شدند به طوري که در مسجد جاي خالي جز کنار ستوني که به آن تکيه مي‏کرد، باقي نمي‏ماند. [11] .
مرحوم پدرم، در سفينة البحار، در باب نهي امام رضا (ع) از متعه در مکه و مدينه، داستاني از ابان بن تغلب نقل مي‏کند که طالبين مي‏توانند به آن جا رجوع فرمايند. [12] .
مرحوم ابن‏قولويه، نقل کرده که حضرت صادق عليه‏السلام به ابان فرمود: چه وقت به زيارت قبر حضرت حسين (ع) مشرف شدي؟ ابان عرض کرد: تا به حال مشرف نشده‏ام، حضرت فرمود: سبحان ربي العظيم و بحمده [13] ، شگفت آور است، تو از رؤساي شيعه و تا به حال حسين را زيارت نکرده و ترک کرده باشي. بدان، هر کس حسين را زيارت کند، به هر قدمي که بر مي‏دارد، خداوند برايش حسنه‏اي مي‏نويسد، و گناهي از صحيفه عملش محو مي‏کند و گناه گذشته و آينده‏اش را مي‏بخشد.... [14] .
در کافي، از ابان بن تغلب، روايت شده که گفت: با حضرت صادق (ع) طواف مي‏کردم که مردي از اصحاب به من برخورد و درخواست کرد تا همراه او بروم که حاجتي دارد. او به من اشاره و من کراهت داشتم امام صادق (ص) او را ديد و به من فرمود: اي ابان! اين مرد تو را مي‏خواهد؟ عرض کردم: آري. فرمود: او کيست؟ گفتم: مردي از اصحاب ما است. فرمود: او مذهب و عقيده تو را دارد؟ عرض کردم: آري. فرمود: نزدش برو. عرض کردم: طواف را بشکنم؟ فرمود: آري. گفتم: اگر چه طواف واجب باشد؟ فرمود: آري.
ابان گويد: پس همراه او رفتم، و سپس خدمت امام رسيدم و درخواست کردم که حق مؤمن را بر مؤمن به من خبر دهد. فرمود: اي ابان! اين موضوع را کنار بگذار و پي گيري مکن. عرض کردم: چرا، قربانت گردم؟ پس تکرار کردم و اصرار نمودم تا اينکه حضرت فرمود: اي ابان! نيم مالت را به او دهي. آن گاه به من نگريست و چون ديد که چه حالي به من دست داده، فرمود: اي ابان! مگر نمي‏داني که خداي عز وجل، کساني را که ديگران را بر خود ترجيح داده اند، ياد فرمود؟ (و يؤثرون علي انفسهم و لو کان بهم خصاصه - حشر / 9 - در مايحتاج ضروري نيز ديگران را بر خود مقدم مي‏دارند). عرض کردم: آري، قربانت گردم. فرمود: بدان که چون تو نيمي از مالت را به او دهي، او را بر خود ترجيح نداده‏اي، بلکه تو و او برابر شده‏ايد، ترجيح او بر خودت زماني است که از نصف ديگر به او دهي. [15] .
و نيز در کافي از ابان بن تغلب روايت شده که گفت: شنيدم امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمود: هر کس هفت مرتبه گرد خانه کعبه طواف کند، خداي عز وجل، برايش شش هزار حسنه نويسد، و شش هزار سيئه از او بزدايد، و شش هزار درجه برايش بالا برد. [16] سپس امام فرمود: روا ساختن حاجت مؤمن بهتر است از طوافي و طوافي، و تا ده طواف شمرد.[17] .
نجاشي، از عبدالرحمن بن حجاج، روايت کرده که گفت: روزي در مجلس ابان بن تغلب بودم که ناگاه مردي از در درآمد، و گفت: اي ابوسعيد (کنيه ابان)، مرا خبر ده که چند کس از صحابه پيغمبر صلي الله عليه و آله، از حضرت اميرالمؤمنين (ع) متابعت نمودند؟ ابان گفت: گويا مي‏خواهي فضل و بزرگي علي عليه‏السلام را به آن دسته از اصحاب پيغمبر که متابعت آن حضرت را نمودند بازشناسي؟ آن مرد گفت: مقصود من همين است. پس ابان گفت که والله ما فضل صحابه را نمي‏شناسيم الا به متابعت حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام. [18] .
در جلالت قدر ابان گواهي مخالفين، براي او، سند پرارزشي به حساب مي‏آيد. ابراهيم نخعي که از علماي عامه است، درباره ابان مي‏گويد: «کان ابان مقدما في کل فن العلم في القرآن و الفقه و الحديث و الادب و اللغة و النحو»، ابان در هر فني از فنون علمي از علم قرآن و حديث و ادبيات و لغت و نحو بر همه مقدم، و پيشوايي داشته. [19] .
ذهبي در ميزان الاعتدال درباره ابان مي‏گويد: «شيعي صلد [20] لکنه صدوق»، او سخت شيعي است اما بسيار راستگوست. [21] .
ياقوت حموي او را ثقه‏اي عظيم المنزله و جليل القدر خوانده است. [22] .
ابان به سال 141 هجري وفات کرد. او قبلا به وسيله حضرت صادق عليه‏السلام از نزدکي مرگش مطلع شده بود. همين که خبر مرگ او را به حضرت دادند، بر او رحمت فرستاد و سوگند ياد فرمود که مرگ ابان دلش را به درد آورده است. رحمه الله و رضوانه عليه. [23] .
موسي بن عقبه - از رجال صحاح ششگانه - و شعبة بن الحجاج و حماد بن زيد و محمد بن خازم و عبدالله بن المبارک - از رجال صحاح ششگانه - از شاگردان ابان بن تغلب بودند. [24] .

پی نوشت ها:
[1] ابان قرائت را از سليمان اعمش و عاصم و ديگران فراهم گرفت، و کساني که يکي از هفت قاري مشهور است، قرائت را از او فرا گرفته است (تأسيس الشيعه ص 343).
[2] فهرست طوسي، ص 45 (چاپ دانشگاه مشهد که افستي از روي چاپ اسپرنگربمبئي است). - مولفوالشيعه، ص 34.
[3] تأسيس الشيعه، ص 320.
[4] رجال نجاشي، ص 7 (چاپ بمبئي).
نجاشي، ابوالعباس، احمد بن علي النجاشي (450 - 372 هجري)، صاحب کتاب رجال معروف که مورد اعتماد علماي شيعه مي‏باشد، و عده‏اي آن را بهترين کتاب رجال مي‏دانند. او معاصر شيخ طوسي (ره) بوده است. (رجوع شود به تأسيس الشيعه ص 267 و الکني و الالقاب ج 3 ص 207).
[5] اختيار معرفة الرجال، ص 267.
[6] رجال ابن‏داود، جزء اول، باب الهمزه - تنقيح المقال، ج 1، ص 4.
[7] خلاصة الاقوال في معرفة الرجال، علامه حلي، ص 12.
[8] رجال کشي، ص 280، (چاپ کربلاء).
شيخ کليني، محمد بن عمر بن عبدالعزيز، مردي فاضل و بصير به اخبار و رجال، و ثقه و جليل القدر است. نام کتاب رجالش، معرفة الناقلين عن الائمة الصادقين عليهم‏السلام، بوده است، ليکن چون اغلاط بسياري داشته، شيخ طوسي (ره)، آن را ملخص کرده و آن را اختيار معرفة الرجال، ناميده، و از زمان علامه تابه حال آن چه در دست است. همان اختيار الرجال است، و عده‏اي آن را مرتب کرده‏اند.
کشي در نيمه اول قرن چهارهم هجري، همزمان با مرحوم شيخ کليني، مي‏زيسته، و در بسياري از استادان و شاگردان با وي شريک بوده است.
کش، شهري از شهرهاي ماوراءالنهر است. (رجوع شود به تأسيس الشيعه ص 264، الکني و الالقاب ج 3 ص 100).
[9] خلاصه علامه حلي، ص 12 - تنقيح المقال، ج 1، ص 4.
[10] رجال نجاشي، ص 8 (چاپ بمبئي).
[11] رجال نجاشي، ص 8) چاپ بمبئي).
[12] سفينة البحار، ج 2، ص 522.
[13] در نسخه‏اي، سبحان الله العظيم، ثبت شده است.
[14] کامل الزيارات، ابن‏قولويه قمي (متوفي به سال 368 يا 367)، باب 108، نوادر الزيارات، ص 331 - بحارالانوار ج 101، ص 7.
[15] اصول کافي، ج 2، ص 137.
[16] اسحاق بن عمر، افزوده که شش هزار حاجت او را هم روا کند.
[17] اصول کافي، ج 2، ص 155.
[18] رجال نجاشي، ص 9.
[19] تنقيح المقال، ج 1، ص 4.
[20] در نسخه‏اي، جلد، به جاي، صلد، ذکره شده است.
[21] ميزان الاعتدال، ج 1، ص 4.
[22] معجم الادباء، ج 1، ص 107.
[23] رجال کشي، ص 208.
[24] الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 3، ص 55.

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir