جابر بن حيان‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
جابر بن حيان‏
کنيه‏اش ابوعبدالله و يا ابوموسي [1] ، معروف به صوفي [2] ، شيمي دان بزرگ اسلامي است که در اصل خراساني، ليکن محل تولدش تحقيقا معلوم نشده، ولي تمام مورخين معتبر تقريبا متفق‏اند که او يا در طوس خراسان، در شمال شرقي ايران، يا در حران عراق متولد شده. بعضي از مستشرقين که به شرح حال او پرداخته‏اند، احتمال مي‏دهند، طوس مسقط الراس او باشد. تمام ثقات متفق‏اند که او قسمتي از زندگي خويش را در شهر کوفه گذرانيده و با برامکه و وزراء هارون الرشيد دوست بوده.وستنفلد [3] مستشرق، يا ديگري وي را از صائبي‏هاي حران مي‏داند. در بلو [4] يکي ديگر از مستشرقين، در کتاب «کتابخانه شرقي»، نيز همين عقيده را دارد.
غريب‏ترين مطلبي که از اقوال اروپايياني که به شرح زندگاني جابر پرداخته اند به‏ دست مي‏آيد، منسوب داشتن او به اشبيليه اندلس است. آنان فقط اين يک اشتباه را ننموده‏اند؛ بلکه گاهي از او به عنوان مشهورترين امراء و فلاسفه عرب و در جاي ديگر يک نفر عرب، بدون هيچ صفت ديگر، و در جاي ديگر پادشاه عرب و يا پادشاه عجم و حتي پادشاه هند، نام برده‏اند. اين اختلاف حکايت مي کند که اروپاييان، تا چندي قبل، شخصيت جابر را تحقيق نکرده بودند و تمام معلومات آنان راجع به وي، منحصر به اين بوده که او شرقي، و غالبا عقيده داشته‏اند که او عرب بوده است؛ در صورتي که جابر ايراني است و فقط به مکتب شيمي عرب انتساب دارد. [5] .
حيان، پدر جابر، اصلا خراساني و در طوس داروخانه داشته، و طرف اعتماد همگان بود، و پيوسته به کار داروگري سرگرم، اما در عين حال مرد سياست هم بوده چون با ابومسلم خراساني، همکاري محرمانه داشته است. عمال بني‏اميه وي را مي‏شناختند و مي‏دانستند که او عقيده شيعي دارد، و از پيروان خاندان نبوت است؛ ولي تحت تعقيب قرار نگرفته، فقط وقتي روابط محرمانه او را با ابومسلم، دريافتند غافلگيرش نموده و به قتلش رسانيدند.
حيان در خراسان کشته شد و پسرش جابر که بسيار جوان بود، با سپاهيان شيعه از خراسان به کوفه آمد، و از آن جا به مدينه طيبه به خدمت حضرت باقر عليه‏السلام شرفياب شد. اما اين شرفيابي چندان طول نکشيد که امام پنجم (ع) از اين جهان به ملکوت اعلي رحلت فرمود و مسند امامت را به پسرش حضرت صادق عليه‏السلام سپرد.
جابر بن حيان در رديف شاگردان امام صاق (ع) قرار گرفت، و بنا بر سوابق شيعه زادگي و ارادت موروثي خانوادگي لطف و محبت امام را بيش از ديگران به خود معطوف ساخت، تا آن جا که مانند يک خانه زاد، در خانه حضرت صادق (ع) به سر مي‏برد.
دائرة المعارف بريتانيا، درباره جابر بن حيان چنين مي‏نويسد: از مشهورترين علماي طبيعي در قرن دوم هجري، جابر بن حيان است. او علوم پنهاني را از امام صادق (ع) فرا گرفت، ولي بعيد نيست که علم شيمي [6] را از آن محضر نياموخته باشد.
روشن نيست که دائرة المعارف بريتانيا اين نظريه را بر اساس چه مدرکي بيان کرده، در حالي که خود جابر اعتراف مي‏کند که هر چه فراگرفته از حضرت صادق عليه‏السلام است و جز او استادي نداشته است. [7] .
در کتاب «دائرة المعارف دانش بشر» آمده است که ابوموسي جابر بن حيان بن عبدالله کوفي، فيلسوف و شيمي‏دان معروف، معروف، متولد کوفه بوده، وليکن اصلا از خراسان است.
وي با برامکه درآميخت و با جعفر بن يحيي برمکي دوست شد. تصنيفات جابر را تا پانصد جلد گفته‏اند، ولي بيشتر آن‏ها از دست رفته است. از تأليفات او اسرار الکيميا و تصحيحات کتب افلاطون و الخواص و صندوق الحکمه است.
جابر در کشورهاي اروپايي به واسطه‏ي کتبي که در آغاز رنسانس [8] ترجمه شد، شهرت فراوان دارد، وي کسي است که الکل را کشف کرد و آن را «زيت الزاج» ناميد. کتب جابر مقداري از ترکيبات شيميايي را در بردارد که قبل از وي مجهول بوده است؛ و جابر نخستين کسي است که عمل شيميايي «تقطير» و «تبلور» و ساير خواص فيزيکي را نوشته و شرح داده است.
جابر در طوس درگذشت. او در نوشته‏هايش چنين تصريح کرده که در اين علوم شاگرد حضرت امام جعفر صادق (ع) بوده است، و در همه جا امام را به عنوان «(قال) سيدي جعفر الصادق»، و امثال اين عبارات و با تجليل فراوان نام برده است. [9] .
جابر در عداد شاگردان مکتب امام صادق عليه‏السلام ياد مي‏گردد، و او خود در پاره‏اي از آثارش، بدين نکته تذکر مي‏دهد که اطلاعات مبسوط علمي خويش را از محضر آن معلم کبير فراگرفته است.
دکتر زکي نجيب محمود مي‏گويد: حقيقت مطلب آن است که جابر، هم شيعه هم فيلسوف و هم شيمي‏دان بوده است. او در سياست، شيعه، در بحث و استدلال، فيلسوف، و در علم و دانش، شيمي‏دان بود.
درباره‏ي نام «جعفر» که در نوشته‏هاي جابر فراوان آمده و با عنوان «سيدي» (سرورم) به او اشاره شده است، گروهي ادعا کرده‏اند که منظور او همان جعفر بن يحيي برمکي است. اما، به اعتقاد شيعيان، منظورش امام جعفر صادق (ع) مي‏باشد. گفته دوم درست‏تر به نظر مي‏رسد، زيرا جابر شيعه بوده است، و هيچ استبعادي ندارد که به سيادت و سروري يک امام شيعه‏اعتراف کند. به علاوه، بسياري از منابع تاريخي نيز اين شخص را، بي‏هيچ ترديدي، امام جعفر صادق (ع) دانسته‏اند. مثلا، حاجي خليفه، در کتاب کشف الظنون، همه جا، نام جابر را با عبارت «شاگرد امام جعفر صادق (ع)» ذکر مي‏کند و جابر، خود، در مقدمه کتاب «الحاصل» مي‏گويد:... اين کتاب را الحاصل ناميدم زيرا، سرورم جعفر بن محمد، صلوات الله عليه، روزي به من فرمود: حاصل و سود اين همه کتاب (کتاب‏هاي نوشته شده به وسيله جابر) چيست؟... لذا، من اين کتاب را نوشتم و سرورم آن را الحاصل ناميد... پر واضح است که اين همه احترام و بزرگداشت نمي‏توانسته نسبت به شخصي برمکي ابراز شده باشد؛ زيرا جابر خود در دستگاه هارون الرشيد مقام و موقعيتي ممتاز داشت و از اين جهت همپايه برمکيان بود. بنابراين، چنين احترام و بزرگداشتي جز از جانب يک نفر شيعه نسبت به امام خود نمي‏تواند باشد. [10] .
جابر بن حيان از آن عده انگشت شمار تاريخ است که در نبوغ و عبقريت ممتاز و سرشناس بوده است. تاريخ بشريت، در طول اعصار و قرون از انسان‏هاي بسياري، سخن مي‏گويد، ولي از ميان اين گروه عظيم ممتاز، عده معدودي را به عنوان «اعجوبه» نام مي‏برد، و يکي از آن اعجوبه‏هاي دوران، همان جابر بن حيان است.
جرجي زيدان در مجله الهلال مي‏گويد: جابر از شاگردان معروف امام صادق عليه‏السلام بوده است. اين نابغه بزرگ از کبار علماي شيعه از و نوادر زمان حضرت صادق (ع) است و شهرت بسياري دارد. جزء مفاخر علمي آن دوره بوده، و اهميت او بيشتر به تجربه او در دانش شيمي تکيه دارد، و اين شهرت با ترجمه پاره‏اي از آثار او به زبان‏هاي خارجي از محدوده جهان عرب و دنياي اسلام، فراتر رفته و به مغرب زمين نيز کشيده شد. [11] .
و همچنين در کتاب تاريخ هيئت مي‏نويسد: در ميان يونانيان يک نفر هم پيدا نشد که در علم شيمي از طريق تجربه وارد شود، ولي در اسلام صدها از اين قبيل اشخاص يافت شده‏اند.
آقاي دهخدا آورده است: جابر ميان فرنگيها به اسم «جبر» (Geber)، معروف به کتابي (لاتيني کتاب الخالص) مشهور مي‏باشد. جابر در لاتيني مؤلفات بسيار دارد که به نام «جبير» منسوب شده است.
اختلاف ميان جابر و جبير باعث شده که بعضي از مؤلفين اخير گفته‏اند که اين دو اسم‏متعلق به دو نفر است؛ ولي پروفسور هلميارد [12] ، ثابت نموده که جابر بن حيان همان است که در ميان فرنگيها به نام جبير معروف مي‏باشد و تمام کتبي که در لاتيني به نام دومي منسوب است، ترجمه يا اقتباساتي از مؤلفات دانشمندي (جابر) است که اصلا ايراني بوده و به عرب نسبت دارد.
در قرن هشتم مسيحي (قرن دوم هجري) جابر بن حيان در دربار خليفه وقت، هارون الرشيد، در بغداد مي‏زيسته و با برامکه روابط صميمانه داشته و از شرح حالش معلوم مي‏شود که علاقه وي به آنان، بيش از علاقه او به خليفه بوده است. چه برامکه به علم شيمي اهميت فراوان مي‏دادند، و اين علم را با دقت و تحقيق، تحصيل مي‏کردند. جابر در کتاب «خواص» خود بسياري از محاوراتي که ميان او و برامکه در شرح و تفصيل اين علم به عمل آمده، ذکر کرده و «قفطي» در شرح حال جابر، در «تاريخ الحکماء» گويد: او در تمام رشته‏هاي علوم عصر خود، خصوصا علم شيمي سرآمد گرديد. و ظاهرا از علم طب و طريق معالجات هم بهره‏اي داشته، چون در زمان او علم شيمي در اعمال طبي به کار مي‏رفته است.
در «مطارح الانظار» مي‏نويسد: جابر بن حيان مکني به ابوموسي بوده، و از حکماي سده دوم هجري، و از شاگردان امام به حق ناطق حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه‏السلام مي‏باشد؛ و در کتاب رسائل و مخترعات او را نام برده است.
پروفسور برتلو [13] شيمي‏دان معروف فرانسوي، و صاحب کتاب تاريخ شيمي در قرون وسطي، اسم جابر را نسبت به تاريخ شيمي، مثل اسم ارسطو نسبت به تاريخ منطق مي‏داند. گويا جابر نزد برتلو، نخستين شخصي باشد که براي علم شيمي قواعدي علمي، وضع کرده است که همواره در تاريخ دنيا با نام او مقرون است. [14] .
ابن‏نديم در الفهرست گفته: ابوعبدالله جابر بن حيان کوفي که معروف به صوفي است، مردم درباره‏ي وي اختلاف کرده‏اند. شيعه معتقدند که او از بزرگان ايشان و يکي از ابواب است، و وي را از اصحاب حضرت صادق عليه‏السلام، و از اهل کوفه مي‏دانند؛ و دسته‏اي از فلاسفه او را از خود دانسته‏اند، و در منطق و فلسفه مصنفاتي دارد؛ و زرگران و نقره‏سازان مي‏گويند که رياست آنان در آن عصر به وي منتهي شده، و کار وي پوشيده بوده و در شهرها مي‏گشته و از خوف سلطان در جايي مستقر نمي‏شد. و نيز گفته‏اند که جابر در زمره برامکه بود و با جعفر بن يحيي برمکي مربوط بوده، و کساني که اين عقيده ارا دارند، مي‏گويند که مقصودش از کلمه «سيدي جعفر»، جعفر برمکي است؛ و شيعه مي‏گويند که مقصودش حضرت صادق عليه‏السلام است. و يکي از ثقات اهل صنعت، براي من حکايت کرد که جابر در شارع باب الشام در درب معروف به درب «الذهب» نزول کرده بود. و همين مرد گفت که بيشتر اوقات جابر در کوفه بوده و در آن جا، به مناسبت پاکي هوا، مشغول کيمياگري بود؛ و همين شخص نقل کرد: خانه‏اي که در آن، هاون طلايي که در حدود دويست رطل وزن داشت، يافتند، خانه جابر بن حيان بوده است. و در آن خانه جز همان هاون طلايي چيز ديگري يافت نشد. و اين واقعه در زمان عزالدوله پسر معزالدوله واقع شد. و ابوسبکتکين دستار گفت: کسي که آن را تحويل گرفت، من بودم.[15] .

پی نوشت ها:
[1] در لغت نامه دهخدا در ذيل حالات جابر بن حيان در پاورقي چنين آمده است: «يکي از مورخين اسم او را ابوعبدالله، و ديگران مي‏گويند ابوموسي بوده است، و هر گاه اين دو روايت صحيح باشد دلالت دارد که جابر دو پسر داشته يکي عبدالله و ديگري موسي».
نويسنده گويد: گمان نمي‏کنم اين پاورقي از مرحوم دهخدا باشد، چون ايشان مردي فاضل، محقق، و متتبع بودند و بدون شک اين مقدار تفاوت بين نام و کنيه را مي‏گذاشتند، و از طرفي ايشان مي‏دانستند که عرب براي کودکانشان نام و کنيه و لقب تعيين مي‏کردند، و اگر کسي را ابوموسي يا ابوعبدالله مي‏گفتند، دليل بر اين نبود که بايد فرزندي به نام عبدالله يا موسي داشته باشد.
احتمال مي‏دهم که اين اشتباه از هيئت نشر و تصحيح لغت نامه باشد.
[2] دکتر فيليپ خليل حتي مي‏گويد: اول کسي که عنوان صوفي يافت جابر بن حيان بود که در کار زهد روش خاص داشت، و در علوم غريبه مشهور بود. (تاريخ عرب، ص 554).
[3] Wustenfeled.
[4] D,herbelot.
[5] لغت نامه دهخدا، حرف ج، ذيل جابر بن حيان.
[6] شيمي، علمي است که از خواص داخلي و خصوصي اجسام بحث مي‏کند.
[7] دانشمندان نامي اسلام ص 94.
[8] رنسانس: در اواخر قرن پانزدهم و اوايل قرن شانزدهم ميلادي يکي از مهم‏ترين وقايع تاريخ پديد آمد، که تولد آن در ايتاليا، و نمو آن در فرانسه و آلمان، و انتشار آن به همه نقاط اروپا رسيد. در صنايع و ادبيات و هنر تغييرات شگرفي پديد آمد که تاکنون آثاري چون شاهکارهاي دوره‏ي رنسانس به وجود نيامده است. در اين دوره هنر هنرمندان به کمال رسيد، و يادگارهاي ارزنده‏اي از ادبيات جهان کهن کشف شد. با اختراع چاپ، انديشه‏هاي بشر، منتشر گرديد و آثار علمي و ادبي و هنري بديع به جا ماند.
[9] دائرة المعارف دانش بشر، ص 120.
[10] تحليلي از آراي جابر بن حيان، صفحات 18 و 19 و 20.
[11] مجله الهلال، ج 8، سال دهم.
[12] Holmyard.
[13] Berthelot.M-,(1907 - 1827 م) شيمي‏دان معروف و سياستمدار مشهور فرانسوي، مؤلف آثاري در باب ترکيب مواد آلي درباره ترموشيمي.
[14] لغت نامه دهخدا، حرف ج، ذيل جابر بن حيان، نقل شده از آقاي محمود عرفان، مترجم مقاله اسماعيل مظهر.
[15] فهرست ابن النديم، ص 498.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir