جعفر بن عفان طائي‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
جعفر بن عفان طائي‏
شيخ‏کشي فرموده: او همان است که وارد شد بر حضرت صادق (ع) هنگامي که زيد شحام و جمعي از شيعيان کوفه حاضر بودند، حضرت او را نزديک طلبيد و به او فرمود: شنيده‏ام در مرثيه حضرت امام حسين (ع) شعر مي‏گويي، و نيکو مي‏گويي. عرض کرد: آري، فدايت شوم. فرمود: بخوان. او خواند، امام صادق (ع) و حاضرين گريستند، و اشک چشم امام به صورتش جاري شد، سپس فرمود: اي جعفر! به خدا سوگند، ملائکه مقربين در اينجا حاضر بودند و اشعار تو را، براي امام حسين (ع)، شنيدند و گريستند، چنان که ما گريستيم، بلکه بيشتر؛ و خداوند واجب گردانيد براي تو بهشت را در اين ساعت به تمامه، و تو را آمرزيد، مي‏خواهي زيادتر بگويم؟ گفت: آري، اي آقاي من. فرمود: هر کس براي امام حسين (ع) شعري بگويد: و بگريد، و بگرياند، خداوند بهشت را بر او واجب مي‏گرداند. و او را مي‏آمرزد. [1] .
علامه مجلسي (ره)، در بحار، اشعار زير را از جعفر نقل کرده:

ليبک علي الاسلام من کان باکيا
فقد ضيعت احکامه و استحلت‏

غداة حسين للرماح ذرية
و قد نهلت منه السيوف و علت‏

و غودر في الصحراء لحما مبددا
عليه عناق الطير باتت و ظلت‏

فما نصرته امة السوء اذ دعا
لقد طاشت الاحلام منها و ضلت‏

الا بل محوا انوارهم باکفهم‏
فلا سلمت تلک الاکف و شلت‏

و ناداهم جهدا بحق محمد
فان ابنه من نفسه حيث حلت‏

فما حفظوا قرب الرسول و لارعوا
و زلت بهم اقدامهم و استزلت‏

اذاقته حر القتل امة جده‏
هفت نعلها في کربلا و زلت‏

فلا قدس الرحمن امة جده‏
و ان هي صامت للاله و صلت‏

کما فجعت نبت الرسول بنسلها
و کانوا حماة الحرب حين استقلت [2] .

در کتاب اغاني، از محمد بن ابي‏مره تغلبي، نقل شده که گفت: روزي جعفر بن عفان طائي را ديدم، درب خانه‏اش نشسته بود، به او سلام کردم؛ گفت: بنشين. نشستم. گفت: از ابن ابي‏حفصه ملعون تعجب نمي‏کني که گفته:

اني يکون و ليس ذاک بکائن‏
لبني البنات وراثة الاعمام [3] .

گفتم: به خدا سوگند از او تعجب مي‏کنم و لعن فراواني به او مي‏نمايم؛ سپس از او پرسيدم: آيا در رد او چيزي گفته‏اي؟ گفت: آري، و اين اشعار را خواند:

لم لا يکون و ان ذاک بکائن‏
لبني البنات وراثة الاعمام‏

للبنت نصف کامل من ماله
و العم متروک بغير سهام‏

ما للطليق و للتراث و انما
صلي الطليق مخافة الصمصام [4] .

پی نوشت ها:
[1] رجال کشي، ص 246.
[2] بحارالانوار، ج 45، ص 286.
ترجمه: بگذار بگريد بر اسلام، آن کس که گريان است؛ زيرا که احکام آن ضايع شده و حرامش حلال گشته است - همان روزي که حسين (ع) با نيزه قطعه قطعه شد، و آن گاه که شمشيرها از خونش سيراب گشتند - و در آن دشت او به جا ماند همچون تکه گوشتي جدا شده، و شب، پرندگان جسد مبارکش را در پناه گرفتند - ياري‏اش نکردند آن امت زشتکار آن گاه که آنان را صدا زد، به درستي که صبر و بردباري کم رنگ شد و از بين رفت - آنان با دست خود نورشان را خاموش و کردند، اين چنين دستاني سالم نباد و نابود باد - با تلاش هر چه بيشتر آنان را خواند به حق محمد، که اوست فرزند محمد، از جان محمد - نگه نداشتند حرمت خويشاوندي با پيامبر را و رعايت آن را ننمودند، و پاي آنان لغزيد، و لغزانيد - امت جدش به او سوز مرگ چشاندند، و پاپوش اين امت در کربلا باعث سقوط آنان شد - پاکيزه نگرداند خداوند امت جدش را، هر چند که روزه بدارند و نماز بخوانند - که دخت پيامبر را به سوگ فرزندانش نشاندند، آناني را که به هنگام جنگ پابرجا و پشتيبان بودند آن‏گاه که ديگران کوچ مي‏کردند.
[3] چگونه مي‏شود، و اين شدني نيست، که دختر زادگان ورثه به جاي عموها شوند.
[4] چرا نمي‏شود، و اين شدني است، که دخترزادگان ورثه به جاي عموها شوند.
دختر نصف کامل از مال را به ارث مي‏برد، در حالي که عمو را سهمي نيست.
آزاد شده (يعني آل‏ابوسفيان) را چه به ميراث خواري، آن که از ترس شمشير نماز خواند.
- کتاب الاغاني، ج 10، ص 94.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir