جميل بن دراج‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
جميل بن دراج‏
ثقه و جليل‏القدر و وجه الطائفه، از اصحاب حضرت صادق و موسي بن جعفر عليهماالسلام و از اصحاب اجماع است. [1] .
شيخ کشي روايت کرده که فضل بن شاذان بر ابن ابي‏عمير وارد شد، در حالي که او در سجده بود و سجده را بيسار طول داد. چون سر از سجده برداشت صحبت طول سجده به ميان آمد. ابن ابي‏عمير گفت: اگر سجده جميل به دراج را مي‏ديدي سجده مرا طولاني نمي‏شمردي، همانا من روزي نزد جميل بن دراج رفتم و او را به حال سجده يافتم. او سجده خود را بسيار طول داد. چون سر برداشت گفتم: سجده را طولاني نموديد؟ جميل گفت: اگر سجده معروف به خربوذ را ديده بودي سجده مرا سهل مي‏شمردي. [2] .
نويسنده گويد: علامه مجلسي (ره)، در «صلوة بحار» بابي به عنوان - «باب فضل السجود و اطالته» - باز نموده و روايات بسياري در فضيلت سجده و سجده طولاني نقل کرده که ما به چند روايت آن اشاره مي‏کنيم:
طول دادن سجده از دين ائمه و اوابين است؛ و عملي است که بر شيطان بسيار گران است؛ و گناهان را مي‏ريزد، همچنان که باد برگ درخت را مي‏ريزد؛ و نزديک کننده بنده است به خدا.
از اميرالمؤمنين عليه‏السلام روايت شده که مردي خدمت رسول اکرم (ص) آمد و عرضه داشت: به من کاري بياموزيد که خداوند مرا دوست بدارد، و مردم نيز مرا دوست بدارند، و خداوند مالم را زياد و بدنم را سالم بگرداند و عمرم را طولاني سازد، و مرا با شما محشور فرمايد. حضرت فرمود: اين شش تقاضا است که احتياج به شش عمل دارد و در گرو شش چيز است:
اول - اگر بخواهي خدا تو را دوست بدارد، از او بترس و از معصيت و نافرماني او خودداري کن. دوم - اگر بخواهي مردم تو را دوست بدارند، به آنان نيکي کن و به مال و ثروتشان چشمداشت نداشته باش. سوم - اگر بخواهي مالت زياد گردد. زکات بده. چهارم - اگر بخواهي بدنت سالم باشد. صدقه بده. پنجم - اگر بخواهي عمرت طولاني گردد، صله رحم کن. ششم - اگر بخواهي با من محشور گردي، سجده در پيشگاه خداي واحد قهار را طولاني کن. [3] .
ابوبصير از حضرت صادق عليه‏السلام روايت کرده که حضرت به وي فرمود: اي ابومحمد! بر شما باد به ورع و جديت و راستگويي و رد امانت و خوشرفتاري با کسي که با شما رفاقت مي‏کند و طول دادن سجده که از سنن توبه کنندگان است. [4] .
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) روايت کرده که حضرت اميرالمؤمنين (ع) فرمود: سجده را طولاني کنيد که عملي بر شيطان دشوارتر از سجده نيست که ببيند فرزند آدم سجده مي‏کند و بدين وسيله اطاعت کرده و نجات يافته است، و خودش از سجده سرپيچي و نافراني کرده است. [5] .
شيخ صدوق (ره)، در مجالس، از ابي‏جعفر عطار از امام صادق (ع) روايت کرده که مردي خدمت رسول اکرم (ص) آمد و عرض کرد: يا رسول الله، گناهانم زياد شده و عملم ضعيف، رسول خدا (ص) فرمود: سجده زياد به جا آور که سجده گناهان را مي‏ريزد، همچنان که باد برگ درخت را مي‏ريزد. [6] .
از امام صادق (ع) سؤال شد که چرا پروردگار عالم، ابراهيم (ع) را خليل خودش قرار داد؟ فرمود: به واسطه زياد سجده کردن. [7] .
ابن ابي‏عمير، از معاوية بن عمار، روايت کرده که گفت: از حضرت صادق (ع) شنيدم که فرمود: هنگامي که بنده سجده را طولاني مي‏کند، در محلي که کسي او را نبيند شيطان‏ مي‏گويد: واويلاه، بني‏آدم اطاعت کردند، و من معصيت نمودم. آنان سجده کردند، و من از سجده امتناع ورزيدم. [8] .
ابن ابي‏عمير، از هشام، از حضرت صادق (ع) روايت کرده که حضرت فرمود: عده‏اي محضر رسول اکرم (ص) شرفياب شدند و عرضه داشتند: يا رسول الله، از طرف پروردگار بهشت را براي ما ضمانت فرما. رسول خدا (ص) فرمود: به شرط آن که به طول سجده با من همراهي کنيد. آنان قبول کردند، پيغمبر نيز بهشت را ضمانت فرمود. [9] .
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) روايت کرده که مردي بر پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله، هنگامي که آن حضرت مشغول به تعمير يکي از حجره‏هايش بود، وارد شد و عرضه داشت: يا رسول الله، اجازه مي‏فرمايي اين کار را من انجام دهم؟ فرمود: انجام ده. موقعي که فارغ شد، حضرت فرمود: حاجتت را بخواه. عرض کرد: بهشت پيغمبر (ص) سر به زير افکند و سپس فرمود: اي بنده خدا! با طول دادن سجده، به من کمک کن. [10] .
در روايتي آمده است که مردي خدمت امام هفتم (ع) رسيد، ديد غلام سياهي مقراض به دست گرفته، و گوشت زادي که بر پيشاني آن حضرت از کثرت سجده پيدا شده بود، قطع مي‏کرد. [11] .
در صلوات بر آن حضرت زائران مي‏خوانند: «حليف السجدة الطويلة و الدموع الغزيرة» - هم پيمان سجده‏هاي طولاني و اشک‏هاي بسيار -
در خبري، مأمون، چهره حضرت موسي عليه‏السلام را، به هنگام ورود بر هارون الرشيد، اين گونه تصوير مي‏کند: «اذ دخل شيخ قد نهکته العبادة کانه شن بال قد کلم السجود وجهه و انفه»، وارد شد بر پدرم، پيرمردي که صورتش از بيداري شب و عبادت، زرد و متورم شده بود و عبادات او را رنجور و لاغر کرده بود، به حدي که ماند مشک پوسيده شده بود، و کثرت سجده صورت و بيني او را مجروح کرده بود. [12] .
در طول سجده، عده‏اي از بزرگان اصحاب، مانند ابن ابي‏عمير [13] ، به آن بزرگوار اقتدا کرده بودند.
فضل بن شاذان گويد: وقتي به عراق وارد شدم. ديدم شخصي رفيقش را مورد سرزنش قرار داده بود و مي‏گفت: تو مردي هستي صاحب عيال و محتاج به کسب و کار و من بيم آن دارم که در اثر طول سجده نابينا گردي و از کار بيفتي. رفيقش به وي پاسخ داد: واي بر تو! چقدر مرا سرزنش مي‏کني؟ اگر بنا بود طول سجده باعث کوري کسي شود، بايد ابن ابي‏عمير نابينا شده باشد، چه او پس از نماز صبح براي سجده شکر، پيشاني بر زمين مي‏گذاشت و تا ظهر سر از سجده بر نمي‏داشت. [14] .
در کافي، از جميل بن دراج، روايت شده که گفت: شنيدم که امام صادق (ع) فرمود: چون جان به اينجا رسيد (و با دست به گلويش اشاره کرد)، براي عالم توبه نيست سپس اين آيه را قرائت فرمود: «انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة» [15] - قبول توبه بر خدا فقط نسبت به کساني است که از وي ناداني بدي مي‏کنند. [16] .
و نيز امام صادق (ع) فرمود: خدا به چيزي بهتر از اداء حق مؤمن عبادت نشود. [17] .
و همچنين جميل مي‏گويد که شنيدم که امام صادق (ع) مي‏فرمود: از جمله آن چه خداي عزوجل مؤمن را بدان اختصاص داده اين است که او را شناسا و قدردان احسان برادران خود نمايد، اگر چه کم باشد. و احسان به کميت زياد، نيست؛ از اين رو خداي عزوجل در کتابش فرمايد: «و يؤثرون علي انفسهم و لو کان بهم خصاصة و من يوق شح نفسه فاولئک هم‏ المفلحون» [18] - اگر چه تنگدست و در مضيقه باشند ديگران را بر خود ترجيح دهند و آنان که بخل خود را نگهدارند، آنان رستگارانند - و هر که را خداي عزوجل به اين خصلت شناخت، او را دوست دارد و هر که را خداي تبارک و تعالي دوست داشت، مزدش را روز قيامت بدون حساب دهد. سپس حضرت صادق (ع) فرمود: اي جميل! اين حديث را به برادرانت بگو که موجب تشويق آنان به احسان است. [19] .
جميل بن دراج برادري به نام نوح بن دراج داشت که قاضي بوده و به گفته عده‏اي، از اصحاب شمرده شده و داراي اعتقادي صحيح بوده است. [20] .
جميل در ايام حضرت رضا عليه‏السلام وفات کرد. از او اصل و کتابي به جا ماند که گروه بسياري آن را روايت کرده‏اند. [21] .
علامه مامقاني مي‏فرمايد: قبر جميل در طارميه، کنار دجله، محاذي سميکه، و معروف به جميل بن الکاظم است. [22].

پی نوشت ها:
[1] فهرست شيخ طوسي، ص 80 - رجال نجاشي، ص 92 - خلاصةالاقوال، علامه حلي، ص 18.
[2] رجال کشي، ص 217.
[3] بحارالانوار، ج 85، ص 164.
[4] بحارالانوار، ج 85، ص 166 - وسائل الشيعه، ج 4، ص 981.
[5] بحارالانوار، ج 85، ص 161 - وسائل‏الشيعه، ج 4، ص 980.
[6] امالي صدوق، مجلس 75، ح 11، ص 404 - بحارالانوار، ج 85، ص 162.
[7] بحارالانوار، ج 85، ص 163.
[8] بحارالانوار، ج 85، ص 163 - وسائل الشيعه، ج 4، ص 978.
[9] بحارالانوار، ج 85، ص 164.
[10] بحارالانوار، ج 85، ص 165 - وسائل الشيعه، ج 4، ص 978.
[11] بحارالانوار، ج 85، ص 166.
[12] بحارالانوار، ج 48، ص 130.
[13] جناب محمد بن ابي‏عمير دانشمندي عظيم المنزله و جليل‏القدر، و از اصحاب اجماع شمرده شده، و عامه و خاصه تصديق وثاقت و جلالت او را نموده‏اند. او عابدترين و پارساترين مردم زمانش بود، و او را افضل واقفه از يونس شمرده‏اند.
ابن ابي‏عمير درک محضرت حضرت موسي بن جعفر و حضرت رضا و حضرت جواد عليهم‏السلام را نموده است. او 94 کتاب تصنيف کرده و رنج‏هاي زيادي در زمان رشيد و مأمون ديده، و ساليان دراز در زندان بوده، و تازيانه بسيار خرده که قبول مسند قضاوت کند و نکرده. از او اسامي شيعيان عراق را خواستند، نگفت او را صد تازيانه زدند که آن اسامي را بگويد، نزديک شد که نام ببرد، ناگاه صداي محمد بن يونس بن عبدالرحمن در گوشش پيچيد که گفت: «يا محمد بن ابي‏عمير، اذکر موقفک بين يدي الله»، ابن ابي‏عمير! جايگاهت را در پيشگاه خدا ياد آر. لا جرم اسمي نبرد و زياده از صد هزار درهم داد تا از زندان خلاص شد. (تحفة الاحباب، ص 310).
[14] اختيار معرفة الرجال، جزء 6، شرح حال محمد بن ابي‏عمير، ص 591.
[15] سوره نساء، آيه 17.
[16] اصول کافي، ج 1، ص 37.
[17] اصول کافي، ج 2، ص 136.
[18] سوره حشر، آيه 9.
[19] اصول کافي، ج 2، ص 165.
[20] رجال کشي، ص 217 - رجال نجاشي ص 92 - فهرست شيخ طوسي، ص 65 و ص 80 - خلاصة الاقوال علامه حلي، ص 18.
[21] رجال نجاشي، ص 92.
[22] تنقيح المقال، ج 1، ص 232.

حارث بن مغيره نصري‏
از بني نصر بن معاويه بوده، و از اهل بصره است. او از حضرت باقر و صادق و موسي بن جعفر و زيد بن علي سلام الله عليهم اجمعين، روايت نقل کرده، و ثقه است [1] ، و کتابي در حديث دارد [2] ، و روايت شده که او اهل بهشت است. [3] در روايت است که چون حضرت صادق (ع)، دستور تجديد توبه و عبادت را به زيد شحام مي‏دهد، و او نزديکي مرگ خويش را احساس مي‏کند، اندوهگين مي‏گردد، حضرت در مقام تسلي، او را به بهشت بشارت مي‏دهد، و مي‏فرمايد: گوييا تو را، در درجه خودت، در بهشت مي‏بينيم؛ و رفيق هم درجه‏ات، در آن جا، حارث بن مغيره نصري است. [4] .
کشي از يونس بن يعقوب روايت کرده که گفت: ما محضر حضرت صادق (ع) بوديم، حضرت فرمود: آيا براي شما تکيه‏گاه و پناهگاهي نيست که در آن جا آرامش و آسايش داشته باشيد؟ عرض کرديم: نه. فرمود: چرا از حارث بن مغيره نصري، غافليد. [5] .
از اين روايت استفاده مي‏گردد که حارث بن مغيره نصري، پناهنگاه و ملجأ شيعه بوده است.
در کافي نقل شده که حارث بن مغيره گفت: امام صادق (ع) فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، چشم و آينه و راهنماي اوست؛ نسبت به او خيانت و نيرنگ و ستم روا ندارد، و او را تکذيب نکند، و از او غيبت ننمايد. [6] .

پی نوشت ها:
[1] خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 28.
[2] رجال نجاشي، ص 101 - فهرست شيخ طوسي، ص 82.
[3] تنقيح المقال، علامه مامقاني، ج 1، ص 247.
[4] رجال کشي، ص 286 - خرائج، ج 2، باب 15، ح 10، ص 714 - بحارالانوار، ج 47، ص 343.
[5] اختيار معرفة الرجال، ص 337.
[6] اصول کافي، ج 2، ص 133.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir