علي بن جعفر

نوع اصطلاح :
عنوان :
علي بن جعفر
علي بن جعفر عليه‏السلام در بزرگواري و فضيلت به مقام والايي رسيد که کسي به آن دست پيدا نکرده است. وي در امانتداري و نقل حديث نيز به قدري مورد اعتماد بود که احدي در صداقت او اختلاف نظر ندارد و اگر کسي به کتب حديث بنگرد و اخبار فراواني که او از برادر خود، امام کاظم عليه‏السلام، نقل نموده است را ملاحظه کند به علم و دانش و معرفت او پي خواهد برد.
شيخ مفيد رحمة الله در کتاب «ارشاد» مي‏گويد: «علي بن جعفر از راويان حديث و مردي متين و بسيار باتقوا و با فضيلت مي‏باشد. او همواره ملازم برادر خود امام کاظم عليه‏السلام بوده و شديدا به او اعتماد و وابستگي داشته و در کسب علوم به او تمسک مي‏جسته و احاديث فراواني را از ايشان نقل نموده است.» سپس مي‏گويد:
«علي بن جعفر عليه‏السلام سؤالات فراواني از برادر خود نموده و امام کاظم عليه السلام به او پاسخ داده است. چنان که روايات مربوط به امامت حضرت کاظم عليه السلام نيز از علي بن جعفر و اسحاق بن جعفر عليهم‏السلام نقل شده است و فضيلت و تقوا و ورع اين دو برادر براي کسي پوشيده نيست.»
علي بن جعفر عليه‏السلام به قدري با تقوا بود که با وجود بزرگي و منزلت رفيع و کهولت سني که داشت، از اعتراف به امامت امامان ديگر، بعد از امام کاظم عليه السلام نيز خودداري ننمود؛ بلکه از امامان خود پيروي نمود و از ناحيه ي آنان بصيرت و بينش زيادي به دست آورد.
«يکي از واقفي‏ها [1] از علي بن جعفر درباره‏ي برادرش موسي بن جعفر سؤال نمود، علي بن جعفر گفت: موسي بن جعفر عليه‏السلام از دنيا رفت. مرد سائل گفت: از کجا مي‏داني که او از دنيا رفته است؟ علي بن جعفر گفت: از اين که اموال او تقسيم گرديد و همسران او ازدواج نمودند و امام بعد از او نيز به امامت رسيد. مرد سائل گفت: امام بعد از او کيست؟ علي بن جعفر گفت: فرزند او علي بن موسي الرضا عليه‏السلام. مرد سائل گفت: او چه شد؟ علي بن جعفر گفت: او نيز از دنيا رفت. مرد سائل گفت: از کجا مي‏داني که او نيز از دنيا رفته است؟ علي بن جعفر گفت: اموال او تقسيم شد و همسران او ازدواج نمودند و امام بعد از او به امامت رسيد. مرد سائل گفت: امام بعد از او کيست؟ علي بن جعفر گفت: فرزند او ابوجعفر جواد عليه‏السلام. مرد سائل به علي بن جعفر گفت: آيا تو با اين سن و مقام و منزلتي که داري و فرزند جعفر بن محمد عليه السلام هستي، چنين چيزي را درباره‏ي نوجواني مانند ابوجعفر جواد مي‏گويي؟ علي بن جعفر گفت: من تو را جز شيطاني نمي‏دانم. سپس محاسن سفيد خود را به دست گرفت و به طرف آسمان بالا برد و گفت: اگر خدا او را لايق اين مقام دانسته باشد و مرا با اين محاسن سفيد لايق آن ندانسته باشد، من چه مي‏توانم بکنم؟» [2] .
به خدا سوگند! اين همان معناي تقوا و ورع و اعتماد راسخ و سلامت از انحراف است که به سبب تکبر و غرور به شؤون ظاهري، مانند فضيلت و سن و... از بين نمي‏رود. علي بن جعفر فريفته‏ي چنين اموري نشد؛ و چه بسا افرادي که به پايين تر از آن نيز مغرور مي‏شوند.
علي بن جعفر همواره پيرو امام جواد عليه‏السلام بود و خود را مأموم و آن حضرت را امام خود مي‏دانست. وي منزلت و مقام امام جواد عليه‏السلام را مي‏شناخت و هرگز پيري و رابطه‏ي خويشاوندي - و اين که او عموي پدر حضرت جواد عليه السلام بود - مانع از اعتراف او به مقام امامت آن حضرت نمي‏شد؛ بلکه بسا آرزو مي‏کرد که جان خود را براي مولا و آقايش نثار کند.
روزي حضرت جواد عليه‏السلام تصميم گرفت که حجامت کند و چون طبيب آماده شد که از او رگي را قطع کند تا خون جاري شود، علي بن جعفر برخاست و گفت: «اي مولاي من، اجازه بدهيد اول طبيب مرا فصد کند تا تيزي تيغ قبل از شما بر من وارد شود.» و چون امام جواد عليه‏السلام برخاست، علي بن جعفر زودتر بلند شد و کفش آن حضرت را آماده نمود تا بپوشند. [3] .
روزي حضرت جواد عليه‏السلام وارد مسجد النبي صلي الله عليه و آله شد و علي بن جعفر عليه‏السلام چون آن حضرت را ديد، بدون عبا و کفش از جاي خود برخاست و دست آن حضرت را بوسيد و تعظيم نمود؛ پس حضرت جواد عليه‏السلام به او فرمود: «عمو بنشين خدا تو را رحمت نمايد.» علي بن جعفر گفت: «مولاي من، چگونه من مي‏توانم بنشينم در حالي که شما ايستاده ايد» و چون حضرت جواد عليه السلام به جاي خود بازگشت، اصحاب علي بن جعفر او را سرزنش نمودند و گفتند: شما عموي پدر اين نوجوان هستيد، براي چه اين گونه به او احترام مي‏گذاري؟ علي بن جعفر گفت: ساکت شويد و سپس دست به محاسن خود گرفت و گفت: «آيا اگر خداوند صاحب اين محاسن سفيد را لايق امامت امت ندانسته باشد و اين جوان را لايق آن دانسته باشد، من مي‏توانم آن را انکار نمايم؟» سپس گفت: «من از گفته‏ي شما به خدا پناه مي‏برم و خود را غلام اين جوان مي‏دانم.» [4] در حقيقت اين همان نفس قدسي و پاکي است که حق را پذيرفته و از آن پيروي نموده است و به دنبال تعصبات جاهلي و غرور نفساني نرفته است؛ زيرا اگر انسان به معناي صحيح حب نفس داشته باشد، بايد از خالق خود اطاعت کند و پيرو اولياي او باشد.
آنچه بيان شد تنها بخشي از احوالات علي بن جعفر عليه‏السلام بود که نشان دهنده ي نفس پاک و قدسي و بيانگر تعبد و ايمان و يقين او به خدا و ولي امر او بود.
علي بن جعفر (رضوان الله عليه) را عريضي نيز مي‏نامند. و عريض محلي در اطراف مدينه بود که وي در آنجا ساکن شده بود، برادر او اسماعيل نيز در همان محل از دنيا رفت. و شايد به همين علت بعضي از فرزندان علي بن جعفر عليه السلام را نيز عريضي مي‏نامند.

پی نوشت ها:
[1] واقفي‏ها از جمله کساني بودند که پس از موسي بن جعفر، امامت علي بن موسي الرضا عليه‏السلام را همان گونه که در اول اين کتاب بيان شد نپذيرفتند و به علت اهدافي که داشتند، مرگ حضرت کاظم عليه السلام را انکار نمودند.
[2] رجال کشي ص 429 / 803.
[3] رجال کشي 429، 804.
[4] کافي ج 1 / 322، باب النص علي ابن جعفر الثاني.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir