ربعي بن عبدالله بن جارود، ابونعيم بصري‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
ربعي بن عبدالله بن جارود، ابونعيم بصري‏
ثقه [1] و از اصحاب حضرت صادق و کاظم عليهماالسلام، و از خواص فضيل بن يسار [2] بوده [3] ، و از او بسيار حديث نقل کرده است.
ربعي بن عبدالله، راوي حديث «ابل» است، و آن حديث چنين است:
مردي از بني رياح به نام سحيم بن اثيل، با غالب (پدر فرزدق) منافرت داشت؛ در کوفه با هم قرار بستند، آن گاه که شتران براي خوردن آب مي‏آيند هر يک صد شتر از شتران ديگري را پي کند. زماني که شتران براي خوردن آب آمدند، آنان شمشيرها را کشيدند و شتران را پي کردند. مردم با الاغ و استر براي بردن گوشت شتران بيرون آمدند.
در آن وقت، اميرالمؤمنين (ع) که در کوفه مي‏زيست، سوار بر استر رسول خدا (ص) شد و بدان محل تشريف برد، و فرمود: اي مردم! از گوشت اين شتران نخوريد که اين‏ها به غير نام خدا کشته شده‏اند. [4] .
ربعي گويد: امام صادق (ع) فرمود: هر که براي خدا، برادرش را اطعام کند، همانند کسي است که صد هزار تن از مردم را اطعام کرده باشد. [5] .
ربعي بن عبدالله، کتابي دارد که عده‏اي، همچون حماد بن عيسي، از او روايت کرده‏اند. [6] .

پی نوشت ها:
[1] رجال کشي، ص 308.
[2] فضيل بن يسار بصري، ثقه‏اي جليل‏القدر، از راويان و فقهاي اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع)، و از اصحاب اجماع است. هر گاه حضرت صادق (ع) او را مي‏ديد، مي‏فرمود: به به، بشارت باد مخبتين را به بهشت! هر کس دوست دارد که ديده بر مردي از اهل بهشت افکند، پس نظر به سوي اين مرد کند. (تحفة الاحباب، ص 270).
به گفته صدوق (ره)، در امالي، او همراه و همرزم زيد شهيد بوده، و پس از شهادت زيد، به مدينه رفته و خدمت امام صادق (ع) رسيده و حضرت را در جريان قرار داده است. او در زمان امام صادق (ع) از دنيا رفت.
[3] خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 35.
[4] رجال نجاشي، ص 119 - وسائل الشيعه، ج 16، کتاب الصيد و الذبائح، ص 312.
ابن‏خلکان در تاريخ خود، داستان فوق را، اين گونه نقل کند: زماني کوفه دچار قحطي بود، غالب پدر فرزدق شاعر، شتري کشت و طعامي تهيه کرد و يک ظرف از آن را براي سحيم فرستاد. او عمل غالب را هتک خود پنداشت و گفت: حال که او شتري کشته، من نيز چنين مي‏کنم؛ پس رقابت بين آن دو آغاز شد. روز بعد غالب دو شتر کشت و سحيم نيز دو شتر. روز سوم غالب سه شتر و سحيم هم سه شتر. روز چهارم غالب صد شتر و سحيم آن تعداد شتر در اختيار نداشت حتي يک شتر هم نکشت. سحيم با قبول شکست در فکر جبران بود.
پس از دوران قحطي، و اعتراض قبيله‏اش به او براي قبول ننگ و بدنامي، يک روز سحيم سيصد شتر کشت، و در اختيار عموم قرار داد و اعلام نمود که همگي مي‏توانند آزادانه هر چه بخواهند از گوشت شتران استفاده کنند.
اين قضيه در زمان حکومت علي (ع) بود، از ايشان درباره حليت گوشت‏ها استفتاء شد، حکم به حرمت آن‏ها داد و فرمود: اين شتران براي تأمين نياز غذايي مردم کشته نشده‏اند، بلکه مقصود از اين کار مفاخره و مباهات بوده است.
پس لاشه شتران را در کنار شهر کوفه انداختند و طعمه سگ و عقاب و کرکس شد. (تاريخ ابن خلکان، ج 2، ص 334).
[5] اصول کافي، ج 2، باب اطعام مؤمن، ص 162.
[6] فهرست طوسي، ص 136 - رجال نجاشي، ص 119.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir