زرارة بن اعين بن سنسن شيباني کوفي‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
زرارة بن اعين بن سنسن شيباني کوفي‏
نام اصلي‏اش عبد ربه و کنيه‏اش ابوالحسن و ابوعلي است. او از اصحاب اجماع و از بزرگ‏ترين فقهاء و اجلاي محدثين و متکلمين اماميه شمرده شده، [1] و يکي از برجسته‏ترين اصحاب حضرت ابوجعفر محمد باقر و ابوعبدالله امام صادق و حضرت ابوالحسن موسي کاظم صلوات الله عليهم اجمعين بوده است. [2] .
جلالت شأن و عظمت قدرش زياده از آن است که ذکر شود. در او جميع خصال نيکو: از علم و فضل و فقاهت و ديانت و وثاقت جمع شده بود. به علاوه او مردي اديب و شاعر و متکم و قاري، و در زهد و پارسايي کم نظير بود.
مرحوم علامه حلي، در خلاصه، درباره زراره مي‏فرمايد: «شيخ من اصحابنا في زمانه و متقدمهم و کان قاريا فقيها متکلما شاعرا اديبا قد اجتمعت فيه خصال الفضل و الدين ثقة صادقا فيما يرويه»، (زراره) مرد بزرگي از ما (اماميه)، در زمان خود است که بر امثال و اقرانش تقدم داشت. او قاري، فقيه، متکمل، شاعر و اديب بوده و در او خصلت‏هاي فضل و دين جمع گرديده، و در شمار موثقين شمرده شده، و در آن چه نقل مي‏کرده، راستگو بوده است. [3] .
شيخ نجاشي نيز، به همان گونه که از کتاب خلاصه نقل شد، زراره را تصويف نموده است، جز آن که لفظ ثقه در عبارت نجاشي ذکر نشده؛ ليکن عبارت زيرا را در اين زمينه اضافه کرده، و مي‏گويد: «قال ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه رحمه الله: رايت له‏ کتابا في الاستطاعة و الجبر، مات زرارة سنة خمسين و مأة»، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين بن بابويه قمي گفت: من از مصنفات زراره، کتابي در مسئله جبر و استطاعت ديده‏ام، زراره به سال يکصد و پنجاه وفات کرد. [4] .
شيخ طوسي (ره) در کتاب رجالش، در باب اصحاب حضرت موسي بن جعفر (ع) گفته: «ابن‏اعين شيباني، ثقه، روي عن ابي‏جعفر و ابي‏عبدالله عليهماالسلام» - زرارة بن اعين شيباني، در شمار موثقين به حساب آمده، و از حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) روايت مي‏کند. [5] .
و نيز شيخ طوسي در فهرست گويد: نام زراره عبدربه و کنيه‏اش ابوالحسن و ابوعلي است و زراره لقبي است که بدان ملقب گرديده است. سپس مي‏گويد: وي را مصنفاتي است که از آن جمله کتاب استطاعت و جبر [6] است، و ما را ابن ابي‏جيد، از ابن‏وليد، از سعد و حميري، از برقي، از پدرش، از ابن ابي‏عمير، از بعض اصحابش از زرراه، از وجود چنين کتابي آگاه ساخت. [7] .
ابوغالب زراري در رساله‏اي که براي فرزند فرزندش، محمد بن عبدالله، نوشته؛ درباره زراره چنين مي‏گويد: «او چهره‏اي سپيد گون و پيکري درشت و فربه داشت و بر پيشاني‏اش نشان سجود نقش بسته بود. هر روز جمعه که به قصد اداي نماز از خانه بيرون مي‏رفت، مردم در راه وي مي‏ايستادند، و از ديدار سيماي روحاني و شکوهمند وي منبسط مي‏گشتند.
او در فقه و حديث از نام آوران رجال شيعه اماميه بود و در علم کلام نيز دستي قوي و پايه‏اي رفيع داشت، و هيچ کس را قدرت آن نبود که در مناظره او را مغلوب سازد؛ ليکن مداومت وي به امر عبادت او را از اشتغال به کلام باز داشته بود.
گروه بسياري از متکلمين شيعه در سلک شاگردان وي به شمار رفته‏اند. او هفتاد (يا نود) سال عمر کرد. از براي آل اعين فضايل بسياري است، و آن چه در حق ايشان گفته شده، زيادتر از آن است که براي تو بنويسم». [8] .
ذهبي، در کتاب ميزان الاعتدال، در شرح حال زراره، چنين گفته: زرارة بن اعين از مردم کوفه و برادر حمران بن اعين است که بر طريق رفض و تشيع بوده. آن گاه مي‏گويد: عقيلي گفته که زراره جزء ضعفاء شمرده شده. و خبر داد ما را يحيي بن اسماعيل که گفت: حديث کرد ما را يزيد بن خالد ثقفي که گفت: روايت کرد ما را عبدالله بن جليد صدي [9] از ابي‏الصلاح [10] ، از زرارة بن اعين، از محمد بن علي، از ابن عباس که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: يا علي! مرا جز تو کسي غسل ندهد و تو بايد مرا غسل دهي. [11] .
نويسنده گويد: درباره زرراه دو دسته روايات از اهل بيت عصمت و طهارت (ع) وارد شده: يک دسته از روايات، مشتمل بر مدح، و دسته دوم مشعر بر ذم و قدح اوست. محدثين عاليقدر شيعه روايات دسته دوم را حمل بر تقيه نموده و گفته‏اند که صدور اين گونه اخبار براي حفظ جان زراره بوده است. و اين مطلب از خلال بعضي از آنها استفاده مي‏شود. از آن جمله روايت زير است که ذهبي در ميزان الاعتدال نقل مي‏کند.
حدثنا يحيي بن ابي‏سره، حدثنا سعيد بن منصور، حدثنا ابن‏السماک قال: حججت فلقيني زرارة بن اعين بالقادسيه فقال: ان لي اليک حاجة و عظمها فقلت: ما هي؟ فقال: اذا لقيت جعفر بن محمد (ص) فاقرأه مني السلام و سله ان يخبرني انا من اهل النار ام من اهل الجنة؟ فانکرت ذلک عليه فقال لي: انه يعلم ذلک و لم يزل بي‏حتي اجبته. فلما لقيت جعفر بن محمد (ع) اخبرته بالذي کان منه فقال: هو من اهل النار فوقع في نفسي مما قال جعفر (ع) فقلت: من اين علمت ذلک؟ فقال: من ادعي علي علم هذا فهو من اهل النار. فلما رجعت لقيني زرارة فاخبرته بانه قال لي انه من اهل النار [12] قال: عمل معک بالتقية - حديث کرد ما را يحيي بن ابي‏سره و گفت: حديث کرد براي ما سعيد بن منصور و گفت: حديث کرد براي ما ابن‏السماک که گفت: مرا به تو حاجتي است، و حاجتش را بزرگ توصيف نمود. گفتم: حاجتت چيست؟ گفت: هر گاه جعفر بن محمد (ع) را ديدار کردي سلام مرا به او برسان و از او بخواه تا مرا خبر دهد که از اهل دوزخ يا که از اهل بهشتم؟ من اين امر را بر او انکار کردم. زراره گفت: آن حضرت اين را مي‏داند. و همچنان بر حاجت خود پافشاري‏ کرد تا او را اجابت کردم.
ابن‏السماک گويد: پس چون جعفر بن محمد (ع) را ملاقات کردم، حاجت زراره را مطرح نمودم. آن حضرت در جواب فرمود: زراره از اهل جهنم است. فرمايش حضرت بر من گران آمد، عرض کردم: از کجا دانستي که زراره جهنمي است؟ فرمود: هر کس درباره‏ي من دانش چنين چيزي را (چه کسي جهنمي و چه کسي بهشتي است) ادعا کند، از دوزخيان است. در مراجعت زراره به ملاقاتم آمد. و من به او گفتم که حضرت فرمود: زراره از اهل جهنم است. زراره گفت: حضرت با تو از در تقيه وارد شده است. [13] .
در اين زمينه آن چه بهترين گواه بر اين توجيه که روايات حاکي از دم زراره، به منظور حفظ وجود او و دور کردن شر دشمنان از او بوده است، فرمايش خود حضرت صادق (ع) است که به عبدالله بن زراره فرمود: به پدرت سلام برسان و بگو که عيبجويي و نکوهش من نسبت به تو از نظر دفاع و صيانت تو مي‏باشد؛ زيرا که دشمنان ما نسبت به کسي که محبوب و مقرب ما باشد، از هيچ گونه آزاري فروگذار نمي‏کنند، و او را در دوستي و نزديکي به ما سرزنش مي‏نمايند، و آن را که ما نکوهش نماييم، ستايش مي‏کنند؛ و چون تو در بين مردم به دوستي و گرايش به ماشهرت پيدا کرده‏اي و از اين جهت مورد توجه دشمن و سرزنش مردم هستي، خواستم تا با نکوهش تو، مردم، در امر دين، تو را ستايش کنند و افکار دشمنان از تو منصرف گردد؛ زيرا خداي تعالي در کلام مجيدمي‏فرمايد: «اما السفينة فکانت لمساکين يعملون في البحر فاردت ان اعيبها و کان وراء هم ملک ياخذ کل سفينة غصيا» [14] .
- اما کشتي از آن مستمنداني بود که در دريا کار مي‏کردند، پس من خواستم معيوبش کنم تا از چشم طمع پادشاه ستمگري که در راهشان بود و تمام کشتي‏هاي سالم را به غضب مي‏گرفت، محفوظش دارم - اين مثل را بفهم، خداي تو را رحمت کند، به درستي که تو در نزد من، از تمام مردم دوست داشتني‏تر، و از تمام اصحاب پدرم محبوب‏تري، چون تو بهترين کشتي درياي بيکران امامتي و پشت سرت پادشاه ستمکار غاصبي قرار گرفته که مراقب گذشتن کشتي‏هاي نيکويي است در اختيار خود قرار دهد. رحمت خدا بر تو باد، در زندگي، سرنشينانش را از روي ستم در اختيار خود قرار دهد. رحمت خدا بر تو باد، در زندگي و حياتت، و رحمت و خشنودي خدا بر تو باد، در حال مماتت. همانا پسرانت حسن و حسين رسالت تو را به من رساندند، خداوند ايشان را رعايت کند و به سبب نيکويي پدرشان در حفظ خود نگاه دارد... [15] .
کشي گويد: محمد بن قولويه، به سند خود، از حسين بن زراره نقل کرده که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم که پدرم به شما سلام مي‏رساند و مي‏گويد: خدا مرا قربان تو گرداند، اشخاصي که از محضر مبارکت مي‏آيند، خبر مي‏دهند که درباره من چيزهايي فرموده‏ايد، و اين اخبار مرا ناراحت کرده است. حضرت فرمود: به پدرت سلام برسان و بگو، به خدا سوگند، من براي تو خير دنيا و آخرت را مي‏خواهم، و به خدا سوگند، من از تو راضي مي‏باشم؛ پس از اين به گفته مردم توجه مکن. [16] .
نويسنده گويد: اخبار در مدح زراره از ائمه اطهار (ع) به حد تواتر است که گاهي از او تعبير به يکي از اوتاد زمين و اعلام دين، و گاه به يکي از سابقين و مقربين، و گاه به يکي از مخبتين، و گاه به نگهبان دين و امين بر حلال و حرام شرع مبين نموده‏اند که ما به چند روايت از اين دسته روايات مطلب را پايان داده، و از اخباري که مشعر بر قدح و مذمت اوست صرف‏نظر کرده، و طالبين را به کتب ارجاع مي‏دهيم.
از يونس بن عمار روايت شده که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم که زراره از پدرت حضرت باقر (9) روايت کرده که آن حضرت فرموده، با بودن پدر و مادر و دختر کسي جز زن و شوهر (زوج و زوجه)، ارث نمي‏برد، امام صادق (ع) فرمود: آن چه را که زراره از حضرت باقر (ع) نقل کرده، جايز نيست که ما رد کنيم، اما رد قرآن، در سوره نساء خداوند عزوجل مي‏فرمايد:... [17] .
و روايت شده که امام صادق (ع)، به فيض بن مختار، فرمود: هر وقت حديث ما را خواستي، از اين شخص نشسته اخذ کن، و اشاره به زراره نمود. [18] .
و نيز از آن حضرت مروي است که درباره زراره فرمود: «لولا زرارة لقلت ان احاديث ابي‏ستذهب» - اگر زراره نبود، مي‏گفتم که احاديث پدرم از بين خواهد رفت. [19] .
جميل بن دراج از امام صادق (ع) روايت کرده که حضرت فرمود: وزنه‏هاي زمين و پرچم‏هاي دين چهار نفرند: زرارة بن اعين، محمد بن مسلم... [20] .
حمدويه، از جمعي از رجال حديث، نقل کرده که امام صادق (ع) فرمود: خداي رحمت کند زرارة بن اعين را، اگر او و امثال او نبودند احاديث پدرم کهنه مي‏شد. [21] .
و نيز حمدويه، از يعقوب، از ابن ابي‏عمير، از هشام بن سالم، از سليمان بن خالد، از مام صادق (ع) روايت کرده که حضرت فرمود: نمي‏يابم کسي را که ذکر ما و احاديث پدرم را زنده کرد، جز: زراره، ابوبصير، محمد بن مسلم و بريد بن معاويه عجلي، اگر اينان نبودند، کسي نبود که روايات پدرم را استنباط کند، و ذکر ما را زنده کند. ايشان حفظ کننده‏ي دين، و امناء پدرم بر حلال و حرام الهي مي‏باشند، و اينان سقت گيرنده به سوي ما، در دنيا و آخرت، خواهند بود. [22] .
از جميل بن دراج روايت شده که گفت: شنيدم امام صادق (ع) فرمود: بشارت ده مخبتين را به بهشت: بريد بن معاويه عجلي، ابوبصير ليث بن بختري، محمد بن مسلم و زراره. اين چهار تن امناء خداوند بر حلال و حرام او، و اگر ايشان نبودند، هر آينه آثار نبوت منقطع مي‏گرديد. [23] .
داود بن سرحان از امام صادق (ع) نقل کرده که حضرت فرمود: ياران پدرم همگي خوب و زينت ما مي‏باشند، چه زنده، چه مرده، ايشان، زراره، محمد بن مسلم، ليث مرادي و بريد عجلي هستند. اين چهار تن بر عدل و راستگويي پايدار و استوارند؛ و اين جماعت سبقت جويندگان و از مقربين مي‏باشند. [24] .
فضل بن عبدالملک گويد: شنيدم امام صادق (ع) فرمود: محبوب‏ترين مردم، از زنده و مرده، نزد من، چهار نفرند: بريد بن معاويه عجلي، زرارة بن اعين، محمد بن مسلم و احول (مؤمن طاق). [25] .
شيخ کشي از محمد بن قولويه روايت کرده که گفت: حديث کرد براي من سعد بن عبدالله بن ابي‏خلف که گفت: حديث کرد براي من علي بن سليمان بن داود رازي که گفت: حديث کرد براي من علي بن اسباط از پدرش اسباط که گفت: حضرت موسي بن جعفر (ع) فرمود: روز قيامت که مي‏شود منادي فرياد مي‏کند: کجايند حواريون محمد بن عبدالله، رسول الله (ص)، کساني که نقض عهد نکرده و از او پيروي نموده‏اند؟ ناگاه سلمان، ابوذر و مقداد برمي‏خيزند. پس منادي فرياد مي‏کند: کجايند حواريون علي بن ابيطالب وصي رسول الله (ص)؟ عمرو بن حمق خزاعي، محمد بن ابي‏بکر، ميثم تمار و اويس قرني برمي‏خيزند. باز منادي ندا مي‏کند: کجايند حواريون حسن بن علي ابيطالب، فرزند فاطمه زهرا دختر رسول الله (ص)؟ سفيان بن ابي‏ليلي همداني و حذيفة بن اسيد غفاري به پا مي‏خيزند. سپس منادي فرياد مي‏کند: کجايند حواريون حسين بن علي (ع)؟ شهيدان کربلا بر مي‏خيزند. باز منادي ندا مي‏کند: کجايند حواريون علي بن الحسين (ع)؟ جبير بن مطعم، يحيي بن ام‏الطويل، ابوخالد کابلي و سعيد بن مسيب به پا مي‏خيزند. آن گاه منادي ندا مي‏کند: کجايند حواريون محمد بن علي و جعفر بن محمد (ع)؟ عبدالله بن شريک عامري، زرارة بن اعين، بريد بن معاويه عجلي، محمد بن مسلم، ابوبصير، عبدالله بن ابي‏يعفور، عامر بن عبدالله، و حمران بن اعين بر مي‏خيزند... [26] .
جميل بن دراج گويد: در ورود به محضر امام صادق (ع)،با يکي از شيعيان اهل کوفه، که از نزد حضرت خارج مي‏گشت، برخورد کردم. چون حضور امام رسيدم، فرمود: آيا آن را که خارج مي‏شد ديدي؟ گفتم: اري، او شخصي از اصحاب ما و از اهل کوفه است. فرمود: خدا روح او و امثال او را پاکيزه نگرداند، او از گروهي به بدي نام برد که امناء پدرم بر حلال و حرام خدا و نيز مخزن علم او بودند؛ و همچنين امروزه، اينان همان مقام را نزد من دارند، و امانتگاه اسرار من، و اصحاب حقيقي من و پدرم مي‏باشند. زماني که مردم مستحق بلا گردند، خداوند به واسطه ايشان، بدي را از آنان دور گرداند. اينان، چه زنده، چه مرده، ستارگان شيعيان من‏اند. ايشان، ياد پدرم را، زنده نگه مي‏دارند. به دست اينان خدا هر بدعتي را از ميان برمي‏دارد. ايشان نسبت‏هاي دروغ باطل کنندگان دين و تأويل‏هاي از حد گذرندگان را خنثي مي‏سازند. آن گاه گريست. پس من پرسيدم که اينان کيستند؟ فرمود: آنان که درود و رحمت خدا بر زنده و مرده آنان باد: بريد عجلي، زراره، ابوبصير و محمد بن مسلم... [27] .
وقتي امام صادق (ع) به زراره فرمود: اسم تو در نام‏هاي اهل بهشت بي‏الف است. گفت: آري، فدايت شوم، اسم من، «عبدربه»، است ليکن ملقب به زرارة گشته‏ام. [28] .
زراره خود مي‏گفت: به هر حرف که از امام صادق (ع) مي‏شنوم ايمانم افزون مي‏گردد. [29] .
از ابن ابي‏عمير که از بزرگان فضلاي شيعه است، نقل شده که وقتي به جميل بن دراج از اعاظم فقهاء و محدثين اين طايفه است، گفت: چه نيکو محضري است محضر تو چه زينتي دارد مجلس افتاده تو! گفت: آري، ليکن به خدا سوگند که ما، در برابر زراره، همچون کودکان دبستاني که در نزد معلم خود باشند، بوديم. [30] .
بيشتر محدثين وفات زراره را در سال 148 بعد از وفات امام صادق (ع)، به فاصله دو ماه، يا کمتر، دانسته و گفته‏اند که زراره به هنگام وفات آن حضرت مريض بود، و به همان مرض از دنيا رفت. [31] ليکن پاره‏اي از محدثين وفات زراره را در سال 150 ذکر کرده‏اند. [32] .
بيت اعين از بيوت شريفه است و غالب ايشان اهل حديث و فقه و کلام بوده‏اند، و اصول و تصانيف و روايات بسيار از ايشان نقل شده است. زراره را چند پسر بوده که از آن جمله، رومي و عبدالله که هر دو تن از ثقات رواتند؛ و ديگر حسن و حسين‏اند که از اصحاب امام صادق (ع) بودند، [33] و امام صادق (ع) در حق ايشان دعا کرد، و فرمود: «احاطهما الله و کلاهما و رعاهما و حفظهما بصلاح ابيهما کما حفظ الغلامين».[34] .
برادران زراره به غير از مالک و قعنب تمامي از اجلاء مي‏باشند، چنان که به مجملي از شرح حال بکير و حمران، پيش از اين اشاره رفت.
عبدالرحمن بن اعين نيز يکي از برادران زراره است که مشايخ، شهادت بر استقامت او داده‏اند. [35] .
برادر ديگر زراره، عبدالملک است که امام صادق (ع) قبر او را زيات نمود و براي او طلب رحمت کرد. [36] فرزند عبدالملک، به نام ضريس، از ثقات روات است. [37] .


پی نوشت ها:
[1] فهرست ابن‏النديم، ص 309 - 308.
[2] رجال مامقاني، ج 1، ص 438، رديف 4213.
[3] خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 38.
[4] رجال نجاشي، ص 125.
[5] رجال الطوسي، ص 350.
[6] «الاستطاعة و الجبر و العهود».
[7] فهرست طوسي، ص 143 - 141.
[8] شرح رساله ابوغالب زراري ص 27 - تاريخ آل زراره ص 35 - سفينة البحار، ج 1، ص 548.
[9] در نسخه‏اي، خليد الصيدلي.
[10] در نسخه‏اي، ابي‏الصباح.
[11] ميزان الاعتدال، ج 1، ص 347.
[12] در نسخه‏اي، «فقال: کان لک من جراب النوره، قلت: و ما جراب النوره؟ قال: عمل معک باتقيه»، پس از «من اهل النار»، آمده است.
[13] ميزان الاعتدال، ج 1، ص 347.
[14] سوره کهف، آيه 79.
[15] رجال کشي، ص 125 - مجالس المؤمنين، ج 1، مجلس پنجم، ص 344 - نامه دانشوران، ج 9، ص 87.
[16] رجال کشي، ص 128.
[17] رجال کشي، ص 122.
[18] رجال کشي، ص 124.
[19] فهرست طوسي، ص 142 - رجال کشي، ص 122.
[20] اختيار معرفة الرجال، ص 238.
[21] اختصاص، شيخ مفيد، ص 66 - رجال کشي، ص 124 - بحارالانوار، ج 47، ص 390.
[22] اختصاص، شيخ مفيد، ص 66 - رجال کشي، ص 124 - بحارالانوار، ج 47، ص 390.
[23] اختيار معرفة الرجال، ص 170.
[24] اختيار معرفة الرجال، ص 170.
[25] رجال کشي، ص 123.
[26] اختيار معرفة الرجال، ص 9.
[27] رجال کشي، ص 125.
[28] رجال کشي، ص 121.
[29] رجال کشي، ص 122.
[30] رجال کشي، ص 123.
[31] اختيار معرفة الرجال، ص 143 - مجالس المؤمنين، ج 1، ص 345 - سفينة البحار، ج 1، ص 548.
[32] رجال نجاشي، ص 125 - خلاصه، علامه حلي، ص 38.
[33] فهرست ابن‏النديم، ص 309.
[34] خداوند ايشان (حسن و حسين) را حفظ و رعايت فرمايد به خاطر نيکويي و خوبي پدرشان، همان گونه که دو پسر بچه را نگهداري کرد (اشاره به داستان حضرت موسي و خضر در سوره کهف آيه 82). (اختيار معرفة الرجال، ص 139) - تاريخ آل زراره ص 89 - 88.
[35] اختيار معرفة الرجال، ص 161.
[36] اختيار معرفة الرجال، ص 175.
[37] اختيار معرفة الرجال، ص 313.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir