عبدالله نجاشي، ابوبجير

نوع اصطلاح :
عنوان :
عبدالله نجاشي، ابوبجير
در ابتدا رأي زيديه [1] داشت. [2] .
او در سفري به مکه، به مجلس عبدالله بن حسن رفت تا از او، درباره کار خود، سؤال نمايد، و چون پاسخي نشنيد، به خدمت حضرت صادق (ع) شرفياب شد. حضرت پس از دادن پاسخ، براي هدايتش، اخباري از واقعه‏اي که براي او اتفاق افتاده بود بيان فرمود. لاجرم نور امامت بر قلبش تابيدن گرفت، و چون از خدمت آن حضرت بيرون آمد، به رفيق خود، عمار سجستاني، گفت: شهادت مي‏دهم که اين مرد عالم آل محمد (ص) است، و آن چه من تا به حال بر آن بودم باطل بود، و صاحب امر امامت همين جناب است. [3] .
کليني (ره)، در اصول کافي، از محمد بن جمهور، نقل کرده که شخصي به امام صادق (ع) عرض کرد: در دفتر عبدالله نجاشي، حاکم اهواز و فارس، بر عهده من خراجي است و او از کساني است که به فرمانبرداري از شما معتقد است؛ اگر صلاح بدانيد برايش نامه‏اي بنويسيد. حضرت مرقوم فرمود: «بسم الله الرحمن الرحيم سر اخاک يسرک الله» - برادرت را شاد کن تا خدا تو را شاد کند -
همين که نام امام صادق (ع) به عبدالله نجاشي رسيد، آن را بوسيد و بر چشم گذاشت و گفت: حاجتت چيست؟ آن مرد گفت: در ديوان شما خراجي بر من است. نجاشي گفت: چه مقدار است؟ مرد گفت: ده هزار درهم. نجاشي دفتردارش را خواست و دستور داد از حساب شخصي خودش پرداخت شود؛ و بدين ترتيب بدهي آن مرد را از دفتر ديون خارج‏ کرد، و براي سال بعد هم همان مقدار خراج را به نام خودش ثبت کرد، و آن گاه رو به مرد کرد و گفت: آيا تو را شاد کردم؟ مرد گفت: آري. سپس دستور داد تا به او مرکبي و کنيزي و غلامي و يک دست لباس دادند و در هر بار از او مي‏پرسيد که آيا تو را شاد کردم؟ و او در جواب مي‏گفت: آري، قربانت. و هر چه او مي‏گفت آري، نجاشي مي‏افزود تا از عطا فراغت يافت، آن گاه گفت: فرش اين اتاق را هم که، در لحظه دريافت نامه مولايم، زير پايم بود بردار و ببر، و بعد از اين هم، هر گاه نيازي داشتي پيش من آي.
چون آن مرد به خدمت امام صادق (ع) رسيد و جريان را، چنان که واقع شده بود، گزارش داد، حضرت مسرور شد. مرد گفت: يا ابن‏رسول الله، گوييا نجاشي با اين رفتارش، در مورد من، شما را نيز شادمان کرد؟ فرمود: آري به خدا، به يقين او، خدا و پيغمبرش را نيز شادمان کرد. [4] .

پی نوشت ها:
[1] زيديه، معتقدين به امامت زيد بن علي بن الحسين مي‏باشند، و بر سر وراثت، و وصيت، و نص در امر خلافت، با شيعه امامت اختلاف ورزيدند. گفتند: آن کس که از نسل فاطمه عليهاالسلام به شمشير قيام کند، و عالم و شجاع و سخي باشد، امام است، از فرزندان حسن بن علي (ع) و يا از اولاد حسين بن علي (ع) باشد. با اين حال در ميان زيديه نيز دسته‏هايي چند پديد آمد که هر دسته اعتقادي منحصر به خويش يافت.
[2] رجال نجاشي، ص 147 - خلاصه، علامه حلي، ص 54.
[3] رجال کشي، ص 291. (تلخيص يافته).
[4] اصول کافي، ج 2، باب شاد کردن مؤمن، ص 152 - اختصاص، مفيد، ص 260 - وسائل الشيعه، ج 12، باب جواز ولايت از طرف ستمگر به سود مؤمنين، ص 142.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir