موسي بن‏ اشيم‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
موسي بن‏ اشيم‏
شيخ طوسي (ره)، او را جزء اصحاب حضرت باقر (ع) بر شمرده است [1] و او همان است که خدمت حضرت صادق (ع) مي‏رسيد، و از حضرت سؤال مي‏کرد و جواب مي‏شنيد، آن گاه نزد ابوالخطاب مي‏رفت، و ابوالخطاب بر خلاف قول امام صادق (ع) او را خبر مي‏داد، و موسي گفته حضرت را مي‏گذاشت و گفته ابوالخطاب را قبول مي‏کرد. [2] .
هنگامي در محضر امام صادق (ع) بود که مردي راجع به آيه‏اي از قرآن سؤال کرد و حضرت جوابش فرمود، پس مرد ديگري وارد شد و همان آيه را پرسيد، حضرت او را بر خلاف معني اول خبر داد.
موسي گويد: از اختلاف گويي آن حضرت خيالات و شکوکي در دلم وارد شد که خدا داند، چنانکه گويا دلم را با کارد قطعه قطعه مي‏کردند، با خود گفتم که من ابوقتاده را که يک «واو» و شبه آن اشتباه نمي‏کرد، در شام، رها کردم و به سوي اين امر چنين اشتباه بزرگي مي‏کند آمدم. پس در آن حال که من دچار چنين افکري بودم، شخص ديگري وارد شد و از همان آيه پرسيد، حضرت برخلاف آن دو جواب پيشين جواب فرمود. آن وقت دلم آرام گرفت. زيرا دانستم که اين اختلاف از روي تعمد و تقيه است. [3] .
سپس آن حضرت به من توجه نمود و فرمود: اي پسر اشيم! خداي عزوجل امر را به سليمان بن داود واگذار نمود و فرمود: «هذا عطاؤنا فامنن اوامسک بغير حساب» [4] - اين است عطاي ما، خواهي ببخش يا نگهدار که عطاي ما بي‏حساب است - [5] و به پيامبر (ص) واگذار کرد و فرمود: «ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» [6] - آنچه پيامبر به شما داد بگيريد و از آن چه شما را نهي کرد باز ايستيد - و آنچه را به رسول خدا (ص) واگذار نموده، به ما واگذار کرده است. [7] .
اي پسر اشيم! «من يردالله ان يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد ان يضله يجعل صدره ضيقا حرجا» [8] - هر که را که خدا هدايتش را بخواهد او را، براي اسلام، شرح صدر دهد و دلش را به نور اسلام روشن گرداند، و هر که را که گمراهي‏اش را خواهد سينه و دل او را براي پذيرش ايمان تنگ و حرج نمايد - هيچ مي‏داني حرج چيست؟ عرض کردم:
نه حضرت دست خود را محکم بست و به من فهماند حرج هر چيز ميان پري است که نه چيزي از آن بيرون شود و نه چيزي بتواند در آن داخل گردد. [9] .

پی نوشت ها:
[1] رجال الطوسي، ص 136.
[2] رجال کشي ص 294 - قسم دوم خلاصة الاقوال، ص 126، که علامه حلي او را جزء ضعفاء قرار داده است - رجال کبير، ص 347.
[3] در اصول کافي، ج 1، باب اختلاف حديث، از منصور بن حازم نقل شده که از امام صادق (ع) پرسيد: چگونه است که من از مشا مطلبي مي‏پرسم و شما جواب مرا مي‏گوييد سپس ديگري نزد شما مي‏آيد و به او جواب ديگري مي‏فرماييد! حضرت فرمود: ما مردم را به زياد و کم (و به اندازه درک و فهمشان) پاسخ مي‏گوييم....
[4] سوره ص، آيه 39.
[5] و چون امام از طرز گفتار مردم مقدار فهم و استعداد و ايمان آنان را را دانسته و درجه آمادگي و پذيرش آنان را تشخيص مي‏دهد، از اين جهت در پاسخ، هر کس را به قدر ظرفيتش مي‏بخشد - رجوع شود به اصول کافي، ج 1، ص 346) چاپ اسلاميه).
[6] سوره حشر، آيه 7.
[7] تا اينجا؛ در اصول کافي، ج 1، باب تفويض امر دين به پيامبر و ائمه عليهم‏السلام، ص 208 - بصائرالدرجات، جزء 8، باب 5، ح 8، ص 385 - بحارالانوار، ج 47، ص 50.
[8] سوره انعام، آيه 125.
[9] اختصاص، شيخ مفيد، ص 331 - 330 - بصائرالدرجات، جزء 8، باب 5، ح 11، ص 386 - در تفسير الميزان، در بحث روايتي آيه 125 سوره انعام، علامه طباطبائي پس از نقل اين حديث گويد: مسئله تفويض و واگذاري امر به سليمان و به رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) گر چه روايات بسياري در تفسيرش وارد شده، ليکن از خود اين حديث و اين که آيه 125 سوره انعام را با داستان سليمان تطبيق کرده مي‏توان فهميد که معناي آن اين است که علمي که خداوند از معناي قرآن به ايشان داده منحصر در يک يا دو معنا نيست، بلکه براي هر آيه قرآن معناي زيادي در نزد ايشان است، و ايشان از آن معاني مقداري را انتشار مي‏دهند که خدايشان اذن داده باشد و بعيد نيست که مقصود امام از خواندن آيه راجعه به سليمان اشاره به همين معنا باشد، گو اينکه روايت ظهور دارد در اينکه مقصود از تلاوت آيه بيان حال دل‏ها و تعريض بر موسي بن اشيم و اضطراب خاطر اوست.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir