هشام بن حکم‏

نوع اصطلاح :
عنوان :
هشام بن حکم‏
ابومحمد يا ابوالحکم [1] ، کندي يا شيباني [2] ، بغدادي يا کوفي [3] ، و از اعاظم ائمه کلام و از کياي اعلام [4] ، از بهترين شاگردان مکتب امام صادق (ع) [5] ، و از خواص اصحاب امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) بوده است. [6] .
هشام دانشمندي جامع در علوم عقلي و نقلي، خوش قريحه، بديهه‏گو، حاضر جواب، خوش بيان، و عقايد شناسي بزرگ بوده است. [7] .
تاريخ ولادتش به طور تحقيق معلوم نيست، اما مي‏توان حدس زد که در اوائل قرن دوم هجري بوده است. [8] .
زادگاه هشام طبق گفته اکثر دانشمندان و علماي رجال، شهر کوفه و محل نشو و نماي وي شهر واسط است [9] وليکن از فضل بن شاذان نقل شده که اصل هشام کوفي، اما محل تولد و نشو و نماي او در شهر واسط بوده است. [10] .
احمد امين گويد: نشو نماي هشام در کوفه بوده. [11] .
اقامتگاه هشام در کوفه بود [12] ، و خانه‏اي هم در واسط داشت، و مرکز تجارتش در محله کرخ بغداد بود [13] او در پايان عمر، در سال 199 هجري [14] ، به بغداد منقل شد و در قصر وضاح منزل گزيد.[15] .
شيخ صدوق (ره)، گويد: هشام از بغداد به کوفه تغيير مکان داد [16] به هر حال او براي تجارت از شهري به شهر ديگر منتقل مي‏شد. [17] .
تجارت هشام، به گفته شيخ صدوق، فروش کرباس بوده [18] ، و ابن‏شهر آشوب اين نظر را تأييد مي‏کند. [19] .
استاد عبدالله نعمه، با استفاده از گفته مسعودي در مروج الذهب، و به لحاظ مشارکت‏ تجاري هشام با عبدالله بن يزيد اباضي خراز، شغل او را خرازي ذکر کرده است. [20] .
اما با استفاده از نقل خود هشام مي‏توان پي‏برد که او فروشنده سابري [21] بوده؛ چنانکه گويد: روزي، در سايه، مشغول فروش سابري بودم که امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) سواره از آن جا عبور کرد و خطاب به من فرمود: اي هشام! فروش کالا در سايه، خدعه و نيرنگ به حساب مي‏آيد، و کسب آلوده به نيرنگ حلال نيست. [22] .
ابن‏نديم، شيخ طوسي، شيخ مفيد، کشي، و نجاشي از هشام بن عنوان مولي [23] نام مي‏برند. ابن‏نديم و شيخ طوسي و شيخ مفيد او را مولي بني‏شيبان مي‏دانند [24] ، و کشي او را مولي کنده معرفي مي‏کند [25] ، و نجاشي مي‏گويد که او مولي کنده بوده اما در بني‏شيبان منزل داشته است [26] از گفته آنان چنين استنباط مي‏شود که هشام از نژاد عرب نبوده، چون کلمه مولي بر غير عرب اطلاق مي‏شود. [27] .
ليکن مرحوم سيد صدر تصريح فرموده که اصل هشام از قبيله خزاعه مي‏باشد [28] و اين به معناي آن است که او از نژاد عرب بوده. آقاي عبدالله نعمه، در تأييد احتمال عربي بودن نژاد هشام، گويد: يکي از مؤيدات اين مطلب، نام خود، پدر، عمو، و برادر اوست که به ترتيب: هشام، حکم، عمر بن يزيد، و محمد بوده است. [29] .

پی نوشت ها:
[1] کنيه معروف او ابومحمد است.
[2] چون او (به گفته کشي) از موالي قبيله کنده يا (به گفته ابن‏نديم) از موالي بني شيبان بوده است.
[3] بغدادي، به تعبير ابن‏نديم و کوفي، به تعبير ديگران.
[4] مجالس المؤمنين، ج 1، ص 358.
[5] فهرست ابن‏نديم، تکملة الفهرست، ص 7 - رجال الطوسي، ص 329 - فصول المختاره، ص 28.
[6] فهرست طوسي، ص 355.
[7] رجوع شود به فهرست ابن‏نديم، تکمله، ص 7 و خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 86 و مجالس المؤمنين، ج 1، ص 358 و المراجعات، مراجعه 110، ص 344 و ضحي الاسلام، ج 3، ص 268.
بر حذاقت هشام در علم کلام و حاضر جوابي و بديهه‏گويي او همگان مهر تأييد نهاده‏اند: ابن‏نديم در ص 249 الفهرست، نمونه از حاضر جوابي او را اين گونه نقل کرده است: روزي از هشام پرسيدند که آيا معاويه در جنگ بدر حاضر بود؟ هشام پاسخ داد: آري، اما از آن طرف (در لشگر مخالفين اسلام).
[8] استاد عبدالله نعمه، در کتاب هشام بن‏الحکم، ص 37، محدوده سال تولد هشام را اين گونه ترسيم مي‏کند: «اگر به گفته ابن‏نديم در فهرست، هشام از اصحاب جهم بن صفوان - مقتول در سال 128 هجري - باشد، و حداقل سن قابليت شاگردي را پانزده سال بگيريم، هشام متولد 113 هجري است.
و اگر مناظره هشام با عمرو بن عبيد متوفي در سال 144 هجري را در سال وفات عمرو بن عبيد فرض کرده و سن او را در زمان مناظره بيست سال حدس بزنيم، او متولد 124 هجري است».
[9] رجال نجاشي، ص 305 - خلاصة الاقوال، ص 86.
[10] رجال کشي، ص 220 - رجال کبير، ص 360.
[11] ضحي الاسلام، ج 3، ص 286.
[12] فصول المختاره، ص 28.
[13] رجال کشي، ص 220.
ابن‏نديم، در فهرست ص 250، و ابن‏حجر در لسان الميزان، ج 6، ص 194، گفته‏اند که محل سکونت او در کرخ بغداد بوده است.
[14] چون وفات هشام را در سال 197 هجري نيز ذکر کرده‏اند (الامام الصادق، استاد اسد حيدر، ج 3، ص 81)، ممکن است که انتقال او به بغداد در سال 197 صورت گرفته باشد.
[15] رجال نجاشي، ص 305 - تأسيس الشيعه، ص 360.
[16] جامع الروات، ج 2، ص 314 - تنقيح المقال، ج 3، ص 294، رديف 12853.
[17] الامام الصادق، استاد اسد حيدر، ج 3، ص 81.
[18] جامع الروات، ج 2، ص 314 - تنقيح المقال، ج 3، ص 294.
[19] هشام بن الحکم، آقاي صفائي، ص 12.
[20] هشام بن الحکم، استاد قرن دوم در کلام و مناظره، ص 44.
[21] نوعي پارچه و جامه ابريشمي گرانمايه منسوب به سابور فارس.
[22] فروع کافي، ج 5، کتاب المعيشة، باب الغش، ص 160 - من لا يحضره الفقيه، ج 3، باب البيع في الظلال، ص 172 - تهذيب الاحکام، ج 7، کتاب التجارات، ص 13.
[23] غلام آزاد شده.
[24] فهرست ابن‏نديم، ص 249. فهرست طوسي، ص 355. فصول المختاره، ص 28.
[25] رجال کشي، ص 220.
[26] رجال نجاشي، ص 304.
[27] هشام بن‏الحکم، مرحوم صفائي، ص 13.
[28] تأسيس الشيعه، ص 360.
[29] هشام بن الحکم، استاد قرن دوم در کلام و مناظره، ص 35 و 36.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir