حمران بن اعين شيباني

نوع اصطلاح :
عنوان :
حمران بن اعين شيباني
خانواده‏ي اعين عموما از شيعيان خاص ائمه و از علاقمندان به خاندان رسالت بودند. حمران و برادرش زراره هر دو از درخشنده‏ترين چهره‏هاي شيعي و از علماء و فقهاي نامدار عصر خود و از ياران بزرگ امام باقر و امام صادق عليهماالسلام محسوب مي‏شدند.
امام صادق عليه‏السلام فرمود: «حمران بن اعين مرد با ايماني است که به خدا سوگند هرگز از دينش بر نمي‏گردد» و نيز مي‏فرمود: «حمران اهل بهشت است». [1] .
زراره مي‏گويد: در ايام نوجواني به مدينه آمدم، و در موسم حج در مني حاضر شدم و به خيمه‏ي امام باقر عليه‏السلام رفتم و سلام کردم. امام پاسخ دادند. مقابل امام نشستم، فرمودند: «از فرزندان اعين هستي؟»
عرض کردم: «آري، من زراره فرزند اعينم».
فرمود: «تو را به شباهت شناختم. آيا برادرت حمران به حج آمده است؟»
گفتم: «نه، ولي به شما سلام رساند».
فرمود: «او از مؤمنان واقعي است که هرگز از دين خود دست نخواهد کشيد، هنگامي که او را ديدي سلام مرا به او برسان». [2] .
حمران خود مي‏گويد: به امام باقر عليه‏السلام عرض کردم: «آيا من از شيعيان شما هستم؟»
فرمود: «آري به خدا سوگند تو در دنيا و آخرت از شيعيان مايي...» [3] .
اسباط بن سالم مي‏گويد: موسي بن جعفر عليه‏السلام فرمود: «در قيامت ندا مي‏دهند حواريون (ياران نزديک) پيامبر خدا محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلم که پيمان خويش نشکستند و با همان پيمان از جهان رخت بربستند کجايند؟ سلمان و ابوذر و مقداد برمي‏خيزند. آنگاه ياران نزديک و ويژه‏ي يکايک امامان را فرا مي‏خوانند و افرادي خاص بر مي‏خيزند تا آنکه ياران خاص امام پنجم و امام ششم را مي‏طلبند، عبدالله بن شريک عامري، زرارة بن اعين، بريد بن معاويه، محمد بن مسلم، ابو بصير مرادي، عبدالله بن ابي يعفور، عامر بن عبدالله، حجر بن زايده و حمران بن اعين بر مي‏خيزند». [4] .
صفوان مي‏گويد: «حمران با اصحاب خود مي‏نشست، و پيوسته از ائمه عليهم السلام روايت مي‏کرد، و اگر مصاحبان از غير ائمه عليهم السلام حديثي مي‏گفتند نمي‏پذيرفت و اگر اين کار (نقل حديث از غير ايشان) سه بار تکرار مي‏شد و به اعتراض او توجه نمي‏کردند، از آن مجلس بر مي‏خاست». [5] .
يونس بن يعقوب مي‏گويد: «حمران علم کلام (عقائد) را به خوبي مي‏دانست» [6] و هشام بن سالم مي‏گويد: با گروهي از ياران امام صادق عليه‏السلام در خدمت امام بوديم، مردي از اهالي شام وارد شد... امام به او فرمود: «چه مي‏خواهي؟»
گفت: «شنيده‏ام تو به آنچه سئوال شود آگاهي داري، به همين جهت آمده‏ام تا با تو مناظره کنم».
فرمود: «درباره‏ي چه چيزي؟»
گفت: «درباره‏ي قرآن».
امام او را به حمران ارجاع داد.
گفت: «من براي مناظره با تو آمده‏ام نه حمران!»
فرمود: «اگر بر حمران غلبه کردي بر من پيروز شده‏اي».
مرد شامي به حمران روي آورد و هر چه پرسيد جواب شنيد تا خسته شد. امام به او فرمود: «حمران را چگونه يافتي؟»
گفت: «استادي ماهر است، هر چه پرسيدم پاسخ داد...». [7] .

پی نوشت ها:
[1] رجال کشي، ص 176.
[2] رجال کشي، ص 178.
[3] رجال کشي، ص 462.
[4] رجال کشي، ص 10.
[5] رجال کشي، ص 179.
[6] تحفة الاحباب، ص 77.
[7] رجال کشي، ص 276.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir