سکوت و سخن گفتن

نوع اصطلاح :
عنوان :
سکوت و سخن گفتن
انسان به طور طبيعي دوست دارد سخن بگويد و درباره اموري که دوست دارد با ديگران گفت و گو کند. سخن گفتن کارآمدترين ابزار براي معرفي شخصيت انسان‏ها و تمايلات آنان است، اما بايد از اين قوه در جهت درست استفاده نمود و در جايي که لازم است آن را به کار بست.
سکوت با قطع نظر از ملازمات زماني و مکاني کار پسنديده‏اي است، اما در برخي موارد صحبت کردن لازم است؛ مثلا اگر در يک جمع علمي کسي مطلبي مي‏داند که ديگران نمي‏دانند، اين جا ديگر جاي سکوت نيست و بايد سخن گفت تا ديگران استفاده نمايند. هم چنين در باب امر به معروف و نهي از منکر، صحبت کردن از لوازم کار است و گاهي بدون سخن گفتن امر به معروف و نهي از منکر تحقق نمي‏يابد. در چنين جاهايي نه تنها سخن گفتن اشکالي ندارد، بلکه سکوت حرام و سخن گفتن واجب است. همانطور گاهي سکوت کردن واجب مي‏شود. براي مثال اگر ظالمي از انسان نشاني مظلومي را بخواهد، واجب است سکوت اختيار شود تا جان مظلوم محفوظ بماند.
محمد بن ابي‏عمير از ياران امام موسي بن جعفر عليه‏السلام و از محدثان بزرگ اماميه بود که در زمان هارون الرشيد به سختي شکنجه و زنداني شد. او به دستور هارون الرشيد هفده سال از عمر خود را در زندان سپري کرد و تمام اموالش مصادره گرديد. بلاهايي که بر سر ابن ابي‏عمير آمد در طول تاريخ بني‏العباس سابقه ندارد. تمام اين شکنجه‏ها براي آن بود که هارون از او اسم ياران حضرت موسي بن جعفر عليه‏السلام را مي‏خواست ولي او از افشاي نام آنان خودداري مي‏کرد. کافي بود ابن ابي‏عمير اسم کسي را بگويد تا آن شخص کشته شود. خود ابن ابي‏عمير مي‏گويد: روزي زير شکنجه به قدري به تنگ آمده بودم که نزديک بود نام شيعيان را بر زبان آورم، يک دفعه محمد بن يونس بن عبدالرحمن [1] را ديدم که به من مي‏گفت: «يا محمد بن أبي‏عمير، أذکر موقفک بين يدي الله؛ اي محمد بن ابي‏عمير، روزي را به يادآر که بايد در برابر خدا بايستي». از اين سخن نيرو گرفتم و اقرار نکردم. آري ابن ابي‏عمير شکنجه را تحمل کرد و دم بر نياورد؛ چرا که سکوت در آنجا واجب بود.
مختصر اين که نفس سکوت پسنديده است، اما اگر پاي مسئله مهم‏تري به ميان آمد حکم عوض مي‏شود و گاهي سکوت حرام، و گاهي واجب مي‏شود، اما در غير اين موارد و در جاهايي که نه سکوت واجب است و نه صحبت کردن، سکوت پسنديده است. نبايد کلام را بدون استفاده‏ي اخروي هدر داد. گاهي هدف از سخن گفتن خودنمايي و ارضاي شهوت سخن گفتن است. شهوت سخن به مراتب از شهوت جنسي قوي‏تر است.
گاهي دانشمندي براي فخرفروشي به سخن گفتن در مسئله‏اي مي‏پردازد و داد سخن مي‏دهد، اما دريغا از يک جو ثواب که پس از خستگي فراوان نصيبش گردد. تأمل در سخن گفتن، وقت‏گير نيست. گاهي بايد يک ثانيه تأمل کنيم و از خودمان بپرسيم: آيا اين سخن که مي‏خواهم بر زبان آورم، به درد آخرتم مي‏خورد يا نه؟ بزرگان ما اين نکته را رعايت مي‏فرمودند و در بسياري از مواقع علي رغم ميل باطني سکوت اختيار مي‏کردند.
نقل شده است که پدر شيخ عباس قمي [2] به مسجد امام حسن عسکري عليه‏السلام رفته بود. در آن مسجد واعظي منبر مي‏رفت و داستان‏هاي کتاب منازل الآخرة، نوشته‏ي شيخ عباس قمي را از روي کتاب براي مردم مي‏خواند و افراد زيادي پاي منبر او حاضر مي‏شدند. روزي پدر شيخ عباس به شيخ مي‏گويد: ببين فلان واعظ که در مسجد امام حسن عسکري عليه‏السلام منبر مي‏رود، چه زيبا موعظه مي‏کند، تو نيز از او ياد بگير و سعي کن مثل او منبر بروي. شيخ عباس قمي چيزي نمي‏گويد و پدرش چندين بار اين سخن را تکرار مي‏کند. مرحوم شيخ حتي يک بار هم نگفت آن که تو در پاي منبرش حاضر مي‏شوي، به سبب خواندن کتاب من منبرش چنين رونقي گرفته است.

پی نوشت ها:
[1] اختيار معرفة الرجال، ص 592 - 591.
[2] شيخ عباس قمي فرزند محمدرضا معروف به محدث قمي (م: 1359 ق) از شاگردان و ملا زمان ميرزا حسين نوري بود و داراي آثار بسيار پر ارزشي همچون: بيت الأحزان في مصائب سيدة النسوان، سفينة البحار و مدينة الحکم و الآثار، الکني و الألقاب، منازل الآخرة، منتهي الآمال في مصائب النبي و الآل و مفاتيح الجنان مي‏باشد (ريحانة الادب، ج 4، ص 487 و 488).

اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir