دشواري سکوت

نوع اصطلاح :
عنوان :
دشواري سکوت
کنترل شهوت سخن گفتن، از کنترل شهوت جنسي سخت‏تر است. سکوت اختيار کردن در چنين حالتي به مراتب سخت‏تر از آن است که جوان مجردي با زن زيبايي در يک اتاق خلوت با هم باشند و شهوت خود را مهار کند. اين سخن چيزي است که با تجربه ثابت مي‏شود. مرحوم شيخ عباس قمي منبري نبوده است، اما گاهي بزرگان و مراجع او را دعوت مي‏کرده‏اند تا در منزل آنها منبر برود. از مراجعي که بارها شيخ را براي منبر دعوت مي‏کرده‏اند مي‏توان مرحوم حاج حسين قمي [1] را نام برد که قبل از جريان کشف حجاب و در مشهد (1313 ش) از شيخ دعوت مي‏کرد تا در منزل او منبر برود. مقام معنوي شيخ عباس بسيار بالا بوده و سخنان او در شنوندگان تأثير عجيبي داشته است. مرحوم سيد شهاب الدين مرعشي نجفي [2] براي بنده نقل مي‏کردند که پاي منبر شيخ عباس نشسته بودم. ديدم ايشان صحبت مي‏کردند و اهل علم گريه مي‏کردند.
حضرت علي عليه‏السلام مي‏فرمايند:؛ احسبوا کلامکم من أعمالکم [3] ؛ سخنان خود را جزء اعمالتان به حساب آوريد» يعني همان طور که روزه، حج، زنا و ظلم در نامه اعمال ما نوشته مي‏شود، و از اعمال انسان به شمار مي‏آيد، بدو خوب زبان نيز جزء اعمال است. در مقابل ناسزا در نامه‏ي عمل ما گناه، و در مقابل موعظه‏ي ديگران ثواب نوشته مي‏شود.
مرحوم والد [آيت‏الله ميرزا مهدي شيرازي قدس سره] مي‏فرمودند: وقتي مي‏خواهيد تصميم به انجام کاري بگيريد، ببينيد وقتي که شما را در قبر مي‏گذارند و شما مي‏مانيد و تنهايي قبر، آيا به پاس آن کار به شما آفرين مي‏گويند يا نه. اگر ديديد در تنهايي قبر براي انجام دادن آن کار تحسين مي‏شويد، آن را انجام دهيد و در غير اين صورت آن را انجام ندهيد. واقعا اين جمله در پيچ و خم‏هاي زندگي، براي من بسيار ارزشمند و کارگشا بود و برکت‏هاي زيادي برايم به دنبال داشت.
ناگفته نماند دعوت به سکوت در اين جا نبايد باعث سکوت نا به جا شود و بر ممدوح بدون هميشگي سکوت حمل شود. مؤمن بايد خانواده‏اش را نصيحت کند. قرآن کريم مي‏فرمايد: «ياأيها الذين ءامنوا قوا أنفسکم و أهليکم نارا و قودها الناس و الحجارة [4] ؛ اي کساني که ايمان آورده‏ايد، خودتان و کسانتان را از آتشي که سوخت آن، مردم و سنگ‏ها است حفظ کنيد». زن و بچه آدم مرجع تقليد و عارف نيستند. بايد با آنها به سادگي گفت و گو کنيم و احکام و آداب و اخلاق اسلامي را براي آنان در قالب قصه و تمثيل بيان نماييم. در روايت آمده است که خداي متعال در برابر گفت و گوي مرد با خانواده‏اش، برايش ثواب تسبيح مي‏نويسد.
در روايت آمده است: «الندامة علي طول الصمت مرة واحدة خير من الندامة علي کثرة الکلام مرات [5] ؛ اگر آدمي يک بار بر سخن نگفته‏اي پشيمان شود بهتر از آن است که بارها از پر سخني پشيمان شود».
پيرمردي مي‏گفت: پنجاه سال پيش با عيالم مشاجره کردم. او چيزي گفت و من جواب خيلي زشتي دادم. اکنون پس از پنجاه سال، هر وقت برايش ناراحتي پيش مي‏آيد، صدايش را بلند مي‏کند که تو همان مردي هستي که پنجاه سال پيش فلان حرف را زدي. آن پيرمرد مي‏گفت: کاش آن سال چنين سخني بر زبان نمي‏آوردم.
ممکن است انسان‏ها به دنبال سکوت دچار پشيماني شوند، اما پشيماني به دليل سکوت بسيار کم‏تر اتفاق مي‏افتد تا پشيماني به دليل بر زبان آوردن يک سخن.
حکايت :
مرحوم شيخ محمود عراقي [6] که از شاگردان مبرز شيخ انصاري [7] بوده است در قسمت پاياني کتاب دارالسلام قصه‏هايي را با ذکر سند در احوال فقها و علما آورده است که سند بعضي از آنها شيخ انصاري و ملا احمد نراقي [8] است. يکي از اين ماجراها مربوط به ميرزاي قمي است که شيخ انصاري عصر او را درک کرده است؛ چرا که شيخ انصاري متولد 1214 قمري است و ميرزاي قمي به سال 1231 چشم از جهان فروبست؛ به عبارت ديگر وقتي ميرزاي قمي رحلت کرد، شيخ جواني هفده ساله بود. اين قصه به موضوع مورد بحث چندان ارتباط ندارد، اما از آن جا که مي‏گويند ميرزاي قمي بسياري از کراماتي که به دست آورده از آن رو بوده که به زبانش پر و بال نداده است، ذکر آن خالي از فايده نيست.
شيخ محمود عراقي در کتاب دارالسلام آورده است که شخصي از راه درياي عمان عازم حج بود. در بين راه هميان پول خود را درآورده بود و داشت محاسبه مي‏کرد که چقدر از پول‏هايش خرج شده و چقدر مانده است. در همين حال متوجه مي‏شود که شخصي از طبقه بالاي کشتي او را مي‏پايد. چند لحظه بعد همان شخص از بالاي کشتي شروع به داد و فرياد کرد که هميان پول مرا دزديدند، پليس کشتي آمد و پرس و جو را آغاز کرد. او نشاني و مشخصات هميان اين زائر بيت الله الحرام را به آنها داد، که رنگش چنين است و اين مقدار پول داخل آن است. آن زائر ديد دقيقا مشخصات هميان او را مي‏دهد و مي‏خواهد از اين طريق پول‏هايش را به چنگ آورد. با خود گفت: خدايا، چه کار کنم؟ الآن است که مرا به جرم دزدي دستگير کنند و پول‏هايم را نيز از دست بدهم و چه بسا به مجازات برسم. اين بود که گفت: يا اميرمؤمنان، اين پول‏هاي من نزد شما امانت باشد، و پول‏ها را به دريا انداخت مأمورها همه را گشتند تا نوبت به او رسيد. او را نيز تفتيش کردند، اما چيزي پيدا نکردند. از اين رو شخصي را که در طبقه فوقاني کشتي بود به جرم اين که تهمت زده است به مجازات رساندند. اما مجازات او هيچ فايده‏اي به حال اين زائر بي‏نوا نداشت؛ زيرا پول‏هايش را از دست داده بود. با هزار بدبختي به حج رفت و در راه بازگشت، به نجف اشرف و حرم اميرمؤمنان عليه‏السلام رفت و عرض کرد: يا اميرمؤمنان، ما به شما اعتقاد داريم. من هميان خود را به رسم امانت به شما سپردم و اکنون هم آن را از شما مي‏خواهم. شب حضرت علي عليه‏السلام را در عالم رؤيا ديد که به او فرمودند: به قم برو و امانت خود را از ميرزاي قمي بگير. از خواب بيدار شد. ميرزاي قمي را نمي‏شناخت، اما به طرف قم حرکت کرد. به قم که رسيد، از مردم پرس و جو کرد که ميرزاي قمي کيست و خانه‏اش کجاست؟ گفتند: مرجع تقليد است و خانه‏اش در فلان محله قرار دارد. خدمت ميرزا رسيد و ماجرا را برايش نقل کرد. ميرزاي قمي نيز همان هميان را از زير عبايش درآورد و به او داد. وقتي آن را باز کرد، ديد پول‏ها دست نخورده است.
ميرزاي قمي نيز مثل ديگران، انساني معمولي بود، اما با زحمت و پشتکار به اين مقام رسيده بود. گفته‏اند خيلي از چيزهايي که به دست آورده بود، از راه سکوت و نگه داشتن زبان بوده است. انسان بايد قدرت نگه داشتن زبان را کسب کند و مهار زبانش را به دست بگيرد. متأسفانه مهار زبان اغلب مردم در دست زن و بچه و برادر و خواهر و مشتري است و انسان بايد با تمرين مهار زبانش را در دست خودش بگيرد.
ميرزاي قمي که به اين مقام رسيده بود، چنين نبود که اصلا سخن نگويد. بلکه ميرزا درس مي‏گفته، بحث مي‏کرده، و ريگ هم در دهانش نبوده است. ريگ دهان، عقل انسان است.
در روايت آمده است که انسان بايد «هش» و «بش» يعني داراي چهره‏ي گشاد باشد. لازم نيست هميشه ساکت باشد، اما بايد کاري کند که سخنانش به درد آخرت بخورد. البته صحبت کردن در مورد دنيا هم گاهي اوقات خوب است و علاوه بر منفعت دنيايي، منافع اخروي نيز در بر دارد. براي تحصيل معاش بايد سخن گفت و با ديگران ارتباط يافت. کسب روزي به اندازه‏اي که انسان در مقابل ديگران دست نياز دراز نکند از فضايل است و ثواب دارد و اگر مؤمني اين کار را انجام دهد طلب دنيا نيست، بلکه طلب آخرت است. شخصي به امام صادق عليه‏السلام عرض کرد: من دنيا را دوست دارم. حضرت فرمودند: امور دنيوي و پول را براي چه مي‏خواهي و آن را دوست داري؟ گفت: يابن رسول الله، مي‏خواهم با پول صله رحم کنم، صدقه دهم و آبروي خود را حفظ نمايم. حضرت فرمودند: اين پول درآوردن کسب دنيا نيست، بلکه کسب آخرت است [9] .
کسب مسائل معنوي نيز مانند کارهاي دنيايي به تمرين و کوشش نياز دارد. تزکيه نفس واجب عيني است و موعظه به تنهايي براي تزکيه نفس کافي نيست. البته، به موعظه بايد به عنوان مقدمه واجب نگريست و هم چنان که مي‏دانيم مقدمه واجب، واجب است.

پی نوشت ها:
[1] سيد حسين طباطبائي قمي فرزند محمود (1366 - 1282 ق) فقيه و مرجع تقليد، در قم به دنيا آمد. پس از فراگيري مقدمات و دوره‏ي سطح در زادگاه خود، به سامرا عزيمت نمود و از محضر ميرزاي بزرگ شيرازي به مدت سه سال بهره‏مند گرديد. سال 1306 ق به تهران رفت و نزد استاداني همچون ميرزا ابوالحسن جلوه و حسن آشتياني تلمذ نمود. سال 1311 ق راهي نجف گرديد و در درس زندگاني همچون ميرزا حبيب‏الله رشتي، آخوند خراساني، سيد ميرزا محمدتقي شيرازي حاضر شد و ميرزاي شيرازي نيز او را پس از خود به عنوان مرجع تقليد معرفي نمود. سال 1331 ق به مشهد رفت و در آن جا علاوه بر عهده‏دار شدن مرجعيت، حوزه درس و بحث تشکيل داد. در سال 1314 ش به تهران آمد و از آن جا به عراق تبعيد شد که اين تبعيد ده سال به طول انجاميد. سال 1321 ش به قصد زيارت مشهد عازم ايران گرديد و در اين زمان بود که موفق شد آزادي حجاب در ايران را رسميت بخشد، پس از اين ماجرا به کربلا بازگشت (اثر آفرينان: زندگي نامه نام‏آوران فرهنگي ايران از آغاز تا سال 1300 ش، ج 4، ص 358 ).
[2] سيد شهاب الدين مرعشي نجفي (1369 - 1279 ش) اصولي، فقيه، محدث، رجالي، اديب و مورخ معاصر که از مراجع تقليد بودند.
[3] بحارالأنوار، ج 10، ص 98، باب 7،.
[4] تحريم، آيه 6.
[5] وسائل الشيعه، ج 12، ص 186.
[6] شيخ محمود عراقي فرزند محمود، معروف به صاحب قوامع (م: 1310 ق، تهران) از اکابر علماي اماميه در اوائل قرن چهاردهم هجري بود. او پس از فراگيري مقدمات در سال 1255 ق جهت ادامه تحصيل عازم بروجرد گرديد. پس از آن به مدت ده سال به شهرهاي سلطان‏آباد، تهران، مشهد و آذربايجان مسافرت کرد و عاقبت به نجف رفت و در درس شيخ مرتضي انصاري حاضر شد. با وفات شيخ به ايران آمد و در همدان اقامت گزيد. سال‏هاي پاياني عمر خويش را در تهران به سر برد و همان جا نيز رحلت کرد و جنازه‏ي وي به نجف اشرف انتقال داده شد.
[7] شيخ مرتضي انصاري فرزند محمد امين شوشتري (م: 1281 ق) فقيه و اصولي بزرگ اماميه و معروف به شيخ اعظم و خاتم الفقهاء و المجتهدين بود. او در دزفول متولد شد و ابتدا نزد پدر و عموي خويش به تحصيل پرداخت. سال 1232 ق به همراه پدر به عتبات عاليات رفت و به مدت چهار سال نزد سيد محمد مجاهد و شريف العلماي مازندراني درس خواند. پس از آن به نجف رفت و نزد شيخ موسي بن جعفر کاشف الغطاء تلمذ نمود. سال 1240 ق پس از مراجعه به زادگاهش رحل اقامت افکند و از ملا احمد نراقي اجازه‏ي اجتهاد دريافت نمود. براي بار دوم سال 1250 وارد عراق شد و پس از فوت مرحوم صاحب جواهر در سال 1266 ق مرجع تقليد شيعيان گرديد. (اثر آفرينان: زندگي نامه نام‏آوران فرهنگي ايران از آغاز تا سال 1300 ش، ج 1، ص 320).
[8] ملا احمد نراقي فرزند ملا مهدي (م: 1244 يا 1245 ق) از فحول علماي اماميه، فقيه، اصولي، محدث، رجالي، منجم، رياضي‏دان، حکيم، فيلسوف و شاعر مي‏باشد. او استاد شيخ مرتضي انصاري بود و از پدر خود و سيد بحرالعلوم و شيخ کاشف الغطاء روايت مي‏کرده است. (ريحانة الادب، ج 6، ص 162 - 160).
[9] مستدرک الوسائل، ج 13، ص 18.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir