خدمت به خلق و آخرت

نوع اصطلاح :
عنوان :
خدمت به خلق و آخرت
در روايات متعددي آمده است که: اگر کسي را يافتيد که نياز عالم آخرت شما را با خود به آن جا ببرد و در آن جا به شما باز گرداند فورا احتياج او را برآورده کنيد. زاد و توشه و نياز آخرت چيزي جز خوش اخلاقي، صدقه دادن، خيرات کردن، منبر رفتن، تدريس کردن، هديه دادن، خدمت به خلق و برآوردن حاجت ديگران نيست. پول در دنيا خيلي کارها مي‏کند، و براي پول‏دارها نوعي خوشي است؛ چرا که به هنگام گرفتاري و احتياج، ديگر لازم نيست به اين و آن رو بيندازند و پول قرض کنند. پس پول داشتن در دنيا يک امتياز است. عقل اين مطلب را قبول دارد و کاملا منطقي است. اما بايد به نفس قبولاند که وقتي کار خيري براي ديگران انجام مي‏شود، در واقع مانند آن است که فاعل آن خير براي خودش پول جمع مي‏کند و بودجه آخرت خود را تأمين مي‏کند، پس اگر در دنيا گره از کار کسي گشود و مشکلي را حل کرد، در آخرت صدها گره از کارهايش باز مي‏شود. اين است معناي احسان به خويشتن، نه اين که انسان خوب بخورد، يا راحت بخوابد. از دنيا و پول فقط آنچه صرف آخرت و خدمت به خلق خدا مي‏شود ارزش دارد و بقيه‏اش ضرر است.
در کتاب‏هاي قديمي آمده است که شخصي با سوزاندن اسکناس آب سماوري را جوش مي‏آورد. اين کار، کار جاهلانه و بي‏ارزشي است که حکايت از بي‏عقلي شخص دارد؛ چرا که با آن پول‏هايي که سوزانده دو استکان چاي نصيبش شده است و حال آن که مي‏توانست با مقدار اندکي از آن پول‏ها ميليون‏ها استکان چاي بنوشد. عمري که، صرف خوش گذراني مي‏شود حکايت همان اسکناس‏هايي است که براي به جوش آمدن سماور مصرف مي‏شود. از تمام عمر فقط لحظاتي ارزش دارد که صرف تأمين آخرت گردد و با آن مايحتاج جهان ديگر فراهم شود و بقيه‏اش تباه کردن سرمايه گران‏بهاي عمر و جواني است. تلف کردن عمر هيچ فرقي با سوزاندن اسکناس نمي‏کند، بلکه ضرر تلف شدن عمر بيشتر است، چرا که با سرمايه‏ي عمر مي‏توان آخرت را آباد کرد و صرف عمر در عياشي و خوش گذراني نابود کردن پربهاترين سرمايه در راه‏هاي بي‏ارزش است. کسي که سرمايه عمر و جواني خود را بر باد مي‏دهد از کسي که پول خود را هيزم سماور مي‏کند به مراتب بي‏خردتر است.
«و أحسنوا الي أنفسکم ما استطعتم» استطاعت يعني توانستن، يک شرط عقلي است، نه شرعي. فرض کنيم شخصي يکي از نزديکانش مريض شده و پولي براي مداواي او نداشته باشد. آن شخص مي‏توانسته پولي از کسي قرض کند و مريض خود را نجات دهد، اما اين کار را نکرده و بيمار او در گذشته است. اگر از او بپرسند: آيا نمي‏توانستي پول قرض کني و با آن مريض خود را مداوا نمايي؟ در جواب خواهد گفت: چرا مي‏توانستم. اين معناي استطاعت است. کسي که براي امرار معاش خود کاسبي مي‏کند اگر يک روز اصلا کاسبي نکند و به خانه بيايد، به اهل و عيال خود بگويد: من امروز کاسبي نکرده‏ام، در نتيجه شما هم غذايي براي خوردن نداريد، آيا اين جمله پذيرفتني است؟ آيا عقلاي عالم چنين سخني را قبول خواهند کرد؟
معصومين عليهم‏السلام از ما خواسته‏اند با استطاعتي که داريم آخرت خويش را آباد کنيم.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir