ناگهان بهار

نوع اصطلاح :
عنوان :
ناگهان بهار
«کاش مي‏شد تا دعا را، سبز کرد
زير باران، دست‏ها را سبز کرد» [1] .
داشتيم مي‏رفتيم. به فکرمان هم نمي‏رسيد که چيزي از «او» بخواهيم، اگر آن درخت خرماي خشکيده نبود! بازهم چيزي نگفتيم. خودش نگاهي به نخل و بي‏برگ و باري‏اش انداخت؛
- اي درخت فرمانبردار پروردگار! از آنچه خدايت بخشيده، به ما ارزاني‏دار. و... ناگهان بهار، باران، باز باران، نه! انگار خرماهاي تازه بودند؛ به رنگ‏هايي عجيب که بر زمين مي‏ريخت.
همراهمان فقط گفت:
- مثل داستان مريم! [2] .

پی نوشت ها:
[1] غريب آشنا؛ برگرفته از: مقدمه؛ م. طلوع.
[2] همان، ج 11، ص 126؛ از زبان «سليمان بن خالد» و «ابي‏عبدالله بلخي».
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir