مذهب مالکيه و مؤسس آن

نوع اصطلاح :
عنوان :
مذهب مالکيه و مؤسس آن
مؤسس اين مذهب مالک بن انس بن مالک است که در سنه‏ي سال نود و سه هجري در شهر مدينه به دنيا آمد و مادر وي او را دو سال در رحم نگه داشته بود و برخي مي‏گويند از دو سال نيز بيشتر طول کشيد که پدرش درگذشت ولي مالک همچنان در رحم مادر اين مدت را ماند و پيروان اين مذهب همين را جزو کرامات مخصوص مالک دانسته‏اند و حق مطلب را کتمان نموده‏اند چنان که اهل خبره تاريخ آن حق مطلب را تصريح کرده‏اند.
رشد و گسترش مذهب مالکيه :
نشو مذهب مالکي از پديده‏هاي اختلافات بين اصحاب رأي و قياس و اصحاب حديث بود که سرانجام منجر به اختلافات بين علماي عراق و حجاز شد. قدرت دستگاه خلافت جانبدار مذهب ابي‏حنيفه بود. از طرف ديگر، آنها از قدرت عربهاي حجاز وحشت داشتند زيرا حجازي‏ها از قبايل علويين به شمار مي‏رفتند و از سوي ديگر در مقابل خلفاي عباسي اعراب ايرانيان را تقويت مي‏کردند و مالک که اهل حجاز بود علاقه بسياري به علويين داشت زيرا از شاگردان مکتب امام جعفرصادق عليه‏السلام بود.
مالک فتوي داده بود که عربها با محمد بن عبدالله حسني بر عليه خليفه عباسي قيام نمايند و روي همين اصل مالک در نظر خليفه عباسي منفور و پست و فرومايه شمرده شد و چندين مرتبه مورد شکنجه‏هاي سخت خليفه قرار گرفت و عده‏اي هم بر اين تعصب مالک را همراهي مي‏کردند و در بين اعراب مالک صاحب منزلت عظيمي گرديد.
اطلاق دانشمندترين علما به مالک :
سلطنت عباسي که عظمت مالک را درک کرده بود لازم دانستند مالک را به هر قيمتي سنگيني شده است خريداري نمايند و چنين کردند و بر مالک شخصيت علمي ممتازي قرار دادند و مالک نيز در مقابل اين منصب قوي بلافاصله تغيير عقيده داد چون عظمت خويش را در اوج اعلي مشاهده نمود به طوري که استاندار وقت از عظمت مالک انديشه داشت. [1] و از هيبت مالک قدرت و جرأت حرف زدن با وي را نداشت. [2] .
همين منصور دوانقي بود که در تمامي سرزمينهاي اسلامي اعلام مي‏کرد که مالک دانشمندترين علما است و هيچ کس جسارت و جرأت آن را نداشت که با شجاعت اظهار بدارد که مالک در بحبوحه فقر علمي به سر مي‏برد.
منصور مالک را وادار کرد کتابي در احکام اسلام تأليف کند که طبق قانون دولت باشد مالک نيز کتاب مشهور موطا را به دستور منصور جمع‏آوري کرد.
هارون‏الرشيد به حاکم مدينه دستور داده بود که هيچ حکمي را بدون موافقت مالک اجرا نکند بلکه در مقابل مالک زانو زده و براي شنيدن احاديث او گوش فرادهد.
سلطان وقت در موسم حج دستور داده بود به منادي‏ها که بگويند «از علما کسي حق ندارد در مقابل فتواي مالک فتوا دهد.» (خوانندگان گرامي در اين باره اگر مايل هستيد اطلاعات بيشتري به دست آوريد مي‏توانيد به اصل کتاب الامام جعفرصادق و مذاهب اربعه نوشته‏ي اسد حيدر مراجعه کنيد.) [3] .

پی نوشت ها:
[1] معني سياست يعني همين که شخصي در مرحله اول چنان مغلوب دولت وقت باشد که وي را زير ضربات تازيانه بکشند حتي لباس‏هاي وي را از تنش بيرون آورند ولي در مرحله بعدي استاندار وقت جرأت حرف زدن با وي را نداشته باشد اينجا است که سياست رنگ افراد است و عنصر را فورا تغيير مي‏دهد.
[2] بحث نگارنده با امام جماعت مسجدالحرام سالي در موسم حج اتفاق افتاد.
[3] پس از مذاکره بعضي از مباحث مذهبي بحثي از بسم الله الرحمن الرحيم در قرائت نماز به ميان آمد پرسيدم چرا بسم الله را ترک مي‏کنيد گفت: بسم الله جزء سوره نيست گفتم اکثر علماي اهل سنت بسم الله را جزء سوره مي‏دانند و حديث متواتر از حضرت رسول نقل شده است که حضرت بسم الله را جزء سوره مي‏دانستند و ضمنا حديث شريف متواتر از حضرت رسول نقل کردند که فرمود کل امر ذي بال لم يبتدء بسم الله فهو ابتر؛ امر مهمي که بدون بسم الله شروع شود امر ناقص است و در اسلام چه کاري مهمتر از نماز است در جواب گفت بسم الله را آهسته مي‏گوييم گفتم در نماز جهريه شده که مغرب و عشاء و صبح بايد بلند خوانده شود حتي اگر يک حرف هم آهسته خوانده شود نماز باطل است جوابي را که با گوش خود شنيدم خدا شاهد است گفت: الملک امر بذالک و السلام؛ شاه امر به اين کرده 1- ترجمه از کتاب الامام جعفرصادق و مذاهب اربعه، ص 170.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir