هسته مرکزي و تکون تشيع

نوع اصطلاح :
عنوان :
هسته مرکزي و تکون تشيع
مقريزي در کتاب خود گمان کرده است تشيع بدعتي از بدعتهاي يهود است که به دست عبدالله بن سباء به ظهور پيوسته پس از او مورخين در اين باره تحقيق و تتبع کردند معلوم شد که مقريزي به خطا رفته تشيع از زمان خود پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم ظاهر گرديده است و بعد هم هر چه خواستند با بميان آوردن اشياع و شيعيان بني‏اميه و بني‏عباس و غيره اين نام را کتمان کنند و بپوشانند نشد و اينک شمه‏اي از مظاهر آن را به نظر خوانندگان مي‏رسانيم.
ترديدي نيست که پيشرفت اسلام چه از جهت فتوحات و جنگها و مجاهدات و مدافعات چه از نظر اشاعه علم و احکام شريعت و عمل به فروع و تعليمات قرآن سهم بزرگي نصيب حضرت علي بن ابيطالب ارواحنا فداه مي‏باشد که از خصايص ممتازه اوست و فداکاري او در اين طريق از مميزات مخصوص بلکه منحصر به او بوده و لذا نسخه فرد گفته‏اند - هر قدر خواسته‏اند کتمان کنند و بپوشانند ميسر نشده است سبقت او در اسلام که اول مرد مسلمان و اول مؤمن بقرآن است - توفيق مجاهدت و فداکاري او در مکه از کوه صفا - در تبعيد - در دعوت و بيتوته در بستر پيغمبر خدا با علم به آنکه چهل نماينده از چهل عشيره قصد کشتن پيغمبر را دارند - تقدم و تفوق او در علم و قدرت فصاحت و بلاغت - نيروي بازوي او در جنگ فتوحات متوالي او در مدت دعوت اسلام - جود و سخاوت بزرگمنشي او عبادت و زهد و تقواي او همه از مميزات و مخصوص و منحصريست که در هيچ کس به اين اندازه ظهور و بروز نداشته و قوت و قدرت نگرفته.
با اين حال پيغمبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم اگر غير از علي را به خلافت و وصايت معرفي کرده بود شايد مورد اعتراض قرار مي‏گرفت.
نصب و نص بر خلافت، وزارت و وصايت و ولايت اميرالمؤمنين آسماني بوده و هيچ کس را نمي‏رسد که درباره او شک و ترديد نمايد.
حضرت علي بن ابي‏طالب در هر واقعه از وقايع موجب پيشرفت اسلام و سهمي به سزا داشت و در تمام مراتب و مراحل هم به حد کمال و علو مقام ارتقاء و اعتلا رسيد.
در جنگ بدر شصت و چند نفر از کفار را علي به تنهائي کشت و بيست و چند نفر را علي با قوم با هم کشتند.
در واقعه حنين همه فرار کردند مگر هفت نفر که شش نفر محافظ پيغمر بودند و علي به تنهائي با دشمن مي‏جنگيد.
شگفتي‏هاي کار او يکي و دو تا نيست و قابل شماره و حساب نمي‏باشد و همين حوادث موجب مي‏شد از يک طرف علي محبوب عامه مي‏گرديد از طرف ديگر محسود و مبغوص خواص مي‏شد.
در زمان خود پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم مکرر فرمود يا علي انت و شيعتکم الفائزون که او را با شيعيانش و دوستان ثابت قدمش پيغمبر وعده رستگاري داده است و ما در کتاب سر تفوق الشيعه اين حقيقت را به اثبات رسانيده‏ايم.
چون پيغمبر خدا (ص) علي را در غدير خم به صراحت لهجه و خصوصيات ديگر شخصا سردست بلند کرد با تمام مميزات معرفي و منصوب فرمود سبب بغض و عداوت و کينه و حسد دشمن شده و سقيفه بني ساعده را در حالي که هنوز جسد پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم روي زمين بود برپا کردند و القاء شبهه نمودند که پيغمبر خليفه معين نکرده است و خود به خود طبق نقشه مقام خلافت را به اسامي مختلفه خلافت الله خلافت رسول الله خلافة الخلق احراز کردند و بعد به صورت ولايتعهدي بدست يکديگر چون گوي سپرده دست به دست دادند.
ولي براي بزرگ نمودن خود و تحقير علي بن ابي‏طالب ناچار شدند جعل حديث کنند تا بر گردن مردم سوار شوند و ديديم که چه احاديثي جعل شد و چه عواملي پيدا شد تا 25 سال گذشت ناچار علي را آوردند و بر مسند خلافت نشاندند اما رقيب ديگري به ميان آمد و جنگهاي جمل و صفين - نهروان را برپا کرد و عقايد ملل و نحل مختلفي پديدار گرديد و راه اغوا و ضلالت رهبري شد تا بالاخره علي را کشتند و به کام دل رسيدند.
اما آنها که گوهر وجود شخصيت علمي علي را شناخته بودند از عقايد خود برنگشتند و انحرافي نيافتند و سخت دنبال کار خود به پيروي علي عليه‏السلام مي‏رفتند.
پس تشيع از زمان خود پيغمبر در ميان بود و قرآن هم حاکي اين کلمه و معاني عاليه او درباره پيغمبران و اولياي او در گذشته بوده و خاتم‏النبيين هم علي را به بزرگواري و پيروان او به شيعه ياد و دعا فرمود و شيعه در همان عصر و اعصار پس از او همچنان بر کار خود ادامه مي‏داد تا به کمال خود رسيد.
يکي از مميزات شيعه اين است که از باب مدينه علم درس کمال و فضيلت آموخته‏اند و در مشعلداري دانش و بينش پرچم معارف و فرهنگ هميشه به دست آنها بوده است.
شيعه همواره نگهبان علم و دانش بوده و پيوسته حمايت از احکام و اصول و فروع شريعت مي‏کرده است و در نشر معارف از فضايل و مناقب رهبر بزرگوار خود که اين همه علم و دانش به آنها آموخته ياد کرده و سپاس و تشکر و تقدير نموده است.
شيعيان علي عليه‏السلام از طبقه فاضله بشر و از دانشمندان و منبر زين صفوف آدميان هستند و اکثر آنها عمر خود را در ميان کتابخانه‏ها و مدارس و مساجد طي کرده و حقايق علمي را که از شاه ولايت فراگرفته‏اند به ديگران آموخته‏اند.
نکات و دقايق علمي - اسرار و حقايق تاريخي - حکمت و فلسفه عقلي و دقت در علوم طبيعي و رياضي همه از خواص اين طايفه فاضله است اين‏ها بودند که هميشه مورد خشم و غضب در درجه اول به سعايت بدانديشان و بعد مورد لطف و محبت سلاطين امرا و بزرگان قرار مي‏گرفتند - و طبقه فاضله مسلمين و مؤمنين را اين صف تشکيل دادند.
شيعه اماميه بود که زندگاني خود را وقف اعتلا و ارتقاء احکام دين نمود و در نشر و اشاعه علوم و فنون اسلامي فداکاري و مجاهدت بي‏حد و حصري کرد - آنها همانطور که در زمان خود پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم به تهذيب نفس مشغول بودند در ادوار بعد هم به نشر علوم و تنزيه خويش و ديگران مي‏پرداختند و چه فداکاري و از خودگذشتيگها که نشان دادند - چه جانبازي و قرباني که نمودند تا دين را حفظ کردند و به پيروي از ائمه معصومين مصالح نوع را بر منافع شخصي ترجيح دادند تا به کمال مطلوب رسيدند.
سيوطي در الدر المنثور در تفسير آيه شريفه اولئک هم خير البريه مي‏نويسد ابن‏عساکر از جابر بن عبدالله انصاري روايت کرده که پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم علي را صدا کرد فرمود
والذي نفسي بيده ان هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيمه و نزلت ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريه
يعني به حق خدائي که جان محمد به دست قدرت اوست اين علي و شيعيانش در روز قيامت رستگاران هستند و اين آيه درباره آنها نازل شده که مي‏فرمايد کساني که ايمان آورده‏اند و عمل نيکو دارند آنها بهترين نيکوکاران مي‏باشند - يعني علي و شيعيان او بهترين طبقه فاضله نيکوکار امت اسلام هستند.
ابن‏عدي از ابن‏عباس روايت کرده که امام صادق عليه‏السلام فرمود در شأن نزول آيه ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات
پيغمبر به علي فرمود انت و شيعتک يوم القيامة راضون مرضيون‏
مردويه از علي عليه‏السلام نقل مي‏کند که پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم به من فرمود قال لي رسول الله الم تسمع قول الله ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريه اولئک انت و شيعتک و موعدي و موعدکم الحوض اذا جائت الامم للحساب تدعون غمرا محجلين انتهي
فرمود آن کساني که ايمان آورده و عمل صالح کرده‏اند آنها بهترين نيکوکاران هستند و آنها تو و شيعيان تو مي‏باشيد که وعده‏گاه ما سر حوض کوثر است وقتي که همه امم براي حساب دعوت مي‏شوند تو آنها را به حساب مي‏خواني.
ابن‏حجر در الصواعق از دار قطني نقل مي‏کند که ام‏سلمه گفت شنيدم پيغمبر به علي عليه‏السلام فرمود يا علي انت و اصحابک في الجنة انت و شيعتک في الجنة تو و يارانت و تو و دوستانت و پيروانت در بهشت هستيد.
ابن‏اثير در نهايت در ماده قمح مي‏نويسد ان رسول الله قال لعلي انت ستقدم علي انت و شيعتک راضين مرضيين... عليک عدوک غضابا مقمحين ثم جمع يديه الي عنقه ليريهم کيف الأقماح
يعني يا علي تو و شيعيانت راضي و مرضي هستيد و دشمنان بر شما دست تجاوز بهم مي‏دهند - سر به هوا مي‏باشند - آنگاه دست را در پشت گردن به هم بست فرمود اين طور است معني اقماح - يعني براي غصب حق تو دست به دست هم مي‏دهند.
زمخشري در ربيع‏الابرار از پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم نقل کرده که فرمود.
اذا کان يوم القيامة اخذت بحجزة الله تعالي و اخذت انت بحجزتي و اخذ ولدک بحجزتک و اخذ شيعة ولدک بحجزهم فتري اين يؤمر بنا
فرمود يا علي روز قيامت که مي‏شود من ساق عرش الهي را مي‏نگرم و تو ذيل دامن مرا خواهي گرفت و فرزندان تو لباس تو را به دست مي‏گيرند و شيعيان تو دامن آنها را مي‏گيرند آن وقت معلوم مي‏شود کي به ما ايمان آورده و کي از ما روگردان شده است.
ما اين احاديث را براي عظمت مقام شيعه آورديم تا صواب کار و راه راست و صحيح آنها روشن گردد و اهل تتبع و تحقيق مي‏دانند با داشتن اين اخبار و احاديث که بزرگان اهل سنت درباره علي و شيعيان او روايت کرده‏اند تعصب و رنگ مذهبي نيست بلکه حقيقت و راه مستقيم و صاف و روشن و کوتاه متصل به مطلوب است اين روش از قوت ايمان و يقين به صحت روايات نبوي و بزرگواري و کرامت علي عليه‏السلام مي‏باشد که جمعي را بر تحکيم مباني تشيع و مزايا و مختصات آن واداشت و حق دارند بدان مفاخره کنند چه اگر در حقيقت و صفا و وفا به دنبال آن بروند به کمال مطلوب مي‏رسند.
پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و اصحابش علي را شناختند و ايرانيان گوهر وجود او را دريافتند و او را از ارکان علم و فضيلت و دين دانستند - و به فرمان پيغمبر اطاعت او را واجب شمردند.
علي بن ابيطالب مردي بود که دين به وجود او شناخته شد مفهوم شجاعت - عبادت انفاق - ايثار - فداکاري از وجود او پديدار شد - او باب مدينه علم، منادي سلوني قبل ان تفقدوني مباهي به لو کشف الغطاء ما ازددت يقينا بوده
و شيعيان علي آنها که به اماميه شهرت يافتند آن گوهر تابناک را شناختند و به پيشوائي او مفتخر هستند کي آنها را رهبري مي‏کند که به حتم و يقين در آغوش سعادت مي‏رساند.
ابومحمد حسن نوبختي در کتاب «الفرق و المقالات» مي‏نويسد
الشيعه هم فرقة علي بن ابيطالب المسمون بشيعة علي زين النبي و بالعدة معروفون بانقطاعهم اليه والقول بامامته منهم المقداد بن الاسود و سلمان الفارسي و ابوذر الغفاري و عمار بن ياسر و من دافق مودته مودة علي و هم اول من سمي باسم التشيع من هذه الامة
شيعه فرقه‏اي هستند که پيروان علي در زمان پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم بدان شهرت يافتند و آنها معروف به پيروي علي و امامت او مي‏باشند و مشهورترين آنها زمان خود پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم مقداد بن اسود و سلمان فارسي - ابوذر غفاري - عمار بن ياسر و غيره مي‏باشند و آنها اول کسي هستند که به تشيع شهرت داشته‏اند.
حاجي خليفه در کشف الظنون از کتاب الزينة تأليف ابن‏حاتم سهل بن محمد سجستاني چنين نقل کرده:
ان لفظ الشيعه في عهد رسول الله کان لقب اربعة من الصحابه سلمان الفارسي - ابي‏ذرالغفاري - مقداد بن الاسود الکندي - عمار بن ياسر.
ابن ابي‏الحديد مي‏گويد: ان القول بتفضيل علي قول قديم قال به کثير من الصحابه و التابعين فمن الصحابه و المقداد و ابوذر و سلمان و جابر بن عبدالله و ابي بن کعب و حذيفة و بريده و ابوايوب و سهل و عثمان ابن‏حنيف و ابوالهيثم بن التيهان و خزيمة بن ثابت ذوالشهادتين و ابوالطفيل و العباس بن عبدالمطلب و بنوه و بنوهاشم کافة و بنو عبدالمطلب کافة و کان الزبير من القائلين به في بدء الامر ثم رجع و کان من بني‏اميه قوم يقولون بذلک ثم قال و اما من قال بتفضيله علي الناس کافة من التابعين فخلق کثير کاوس القرني و زيد بن صوحان و صعصة اخيه و جندب الخير و غيرهم ممن لا يحصي
يعني در تفضيل علي بن ابيطالب قدماء قائل بودند و از اصحاب و تابعين بسيار هستند که اين اسامي را مي‏شمارد و مي‏گويد قابل اشاره و احصاء نيستند و همه آنها به تشيع شهرت داشتند - و معتقد به تفضيل علي بن ابيطالب عليه‏السلام بوده‏ اند.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir