شهادت چه کسي قبول مي‏شود و نمي‏شود؟

نوع اصطلاح :
عنوان :
شهادت چه کسي قبول مي‏شود و نمي‏شود؟
علقمه گويد: به امام صادق - عليه‏السلام - عرض کردم: اي فرزند رسول خدا؛ خبر ده مرا، چه کسي شهادتش قبول است؟ و چه کسي شهادتش قبول نيست؟
حضرت فرمود: اي علقمه؛ هر کس که بر فطرت اسلام است (و مرتد و کافر نشده است) شهادتش پذيرفته مي‏شود.
عرض کردم: آيا شهادت کسي که مرتکب گناهان شده قبول مي‏شود؟
حضرت فرمود: اي علقمه؛ اگر شهادت کساني که مرتکب گناهان مي‏شوند پذيرفته نشود ديگر قبول نمي‏شود مگر شهادت پيامبران و اوصياء آنان - صلوات الله عليهم اجمعين - زيرا تنها آنان از ميان انسانها معصوم هستند.
پس هرگاه با چشمت نديدي که کسي را گناه مي‏کند يا دو شاهد به آن شهادت ندادند او از اهل عدالت و ستر به شمار مي‏رود و شهادت او مقبول و پذيرفته است، گر چه في نفس الامر گنهکار باشد، و هر کس او را غيبت کند به آنچه در او هست، از ولايت خداي عزوجل خارج، و در ولايت شيطان داخل شده است.
و همانا پدرم از پدرش و او از پدرانش - عليهم‏السلام - روايت کرده است که پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله و سلم - فرمود: «هر کس مؤمني را به آنچه در او هست غيبت کند خداوند بين او و آن مؤمن روز قيامت در بهشت هرگز جمع نخواهد نمود، و غيبت‏ کن در جهنم جاودانه خواهد بود، و چه سرنوشت بدي است».
علقمه گويد: به امام صادق - عليه‏السلام - عرض کردم: مردم مطالب بد بزرگي به ما نسبت مي‏دهند و سينه‏ي ما به خاطر آن به تنگ آمده است.
حضرت فرمود: اي علقمه؛ دستيابي به رضايت مردم ممکن نيست، و زبان آنها قابل کنترل نيست، چگونه شما انتظار داريد در امان باشيد از آنچه که پيامبران و فرستادگان و حجتهاي خدا - صلي الله عليه و آله و سلم - از آن در امان نماندند؟
مگر نه اينکه حضرت يوسف - عليه‏السلام - را به عمل نامشروع زنا نسبت دادند؟
مگر نه اينکه حضرت ايوب - عليه‏السلام - را به اين نسبت دادند که به سبب گناهانش گرفتار آن بلاها شد؟
مگر نه اينکه حضرت داود - عليه‏السلام - را به اين نسبت دادند که دنبال پرنده رفت تا چشمش به همسر اوريا افتاد، و عاشق او شد، و دستور داد شوهرش را به جنگ بفرستند و جلودار آتش قرار دهند تا اينکه کشته شد، و با همسرش ازدواج کرد؟!
مگر نه اينکه به حضرت موسي - عليه‏السلام - نسبت دادند که قدرت مردي ندارد، و او را اذيت و آزار دادند، تا اينکه خدا او را تبرئه نمود، در حالي که نزد خدا داراي مقامي بلند بود؟! [1] .
مگر نه اينکه تمامي پيامبران را نسبت دادند به اينکه ساحر و طالبان دنيا بودند؟!
مگر نه اينکه مريم دختر عمران - سلام الله عليها - را نسبت دادند به اينکه از مرد نجاري - که نامش يوسف بود - به عيسي باردار شد؟
مگر نه اينکه پيامبر ما محمد - صلي الله عليه و آله و سلم - را نسبت دادند به اينکه شاعر، ديوانه (يا جن‏زده) است؟
مگر نه اينکه روز جنگ بدر به او نسبت دادند که قطيفه‏ي سرخي از غنائم را براي خود به ناحق برداشته است؟ تا اينکه خداي عزوجل او را از جاي آن قطيفه آگاه ساخت و پيامبر خود را از تهمت خيانت مبرا ساخت، و در اين زمينه در کتابش آيه‏اي نازل فرمود آنجا که فرمود: (و ما کان لنبي أن يغل و من يغلل يأت بما غل يوم القيامة) [2] «گمان کرديد ممکن است پيامبر به شما خيانت کند؟! در حالي که ممکن نيست هيچ پيامبري خيانت کند! و هر کس خيانت کند، روز رستاخيز، آنچه را در آن خيانت کرده، با خود (به صحنه‏ي محشر) مي‏آورد».
مگر نه اينکه به او نسبت دادند که او در زمينه‏ي پسرعمش علي - عليه‏السلام - از روي هواي نفس سخن گفت؟ تا اينکه خدا سخن آنها را تکذيب نمود و فرمود: (و ما ينطق عن الهوي - ان هو الا وحي يوحي)؟ [3] «و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‏گويد - آنچه مي‏گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست»!
مگر نه اينکه او را در گفته‏اش که: «من فرستاده‏ي خدا به سوي شما هستم» به دروغ گفتن نسبت دادند؟ تا اينکه خداوند عزوجل بر او آيه‏اي نازل فرمود که در آن مي‏فرمايد: (و لقد کذبت رسل من قبلک فصبروا علي ما کذبوا و أوذو ان حتي أتيهم نصرنا) - [4] «پيش از تو نيز پيامبراني تکذيب شدند؛ و در برابر تکذيبها، صبر و استقامت کردند؛ و (در اين راه) آزار ديدند، تا هنگامي که ياري ما به آنها رسيد».
و روزي که فرمود: مرا ديشب به معراج به آسمانها بردند.
گفتند: به خدا قسم ديشب از خوابگاهش جدا نشد!!
و آنچه که به اوصياء و جانشينان پيامبر نسبت دادند بيشتر بود.
مگر نه اينکه به علي سيد اوصياء - عليهم‏السلام - نسبت دادند که دنيا و ملک را طلب مي‏کرد، و فتنه را بر آرامش ترجيح مي‏داد، و اينکه خون مسلمين را بدون مجوز مي‏ريخت، و اينکه اگر در او خيري بود خالد بن وليد مأموريت پيدا نمي‏کرد که گردن او را بزند؟!
مگر نه اينکه به آن حضرت نسبت دادند که با وجود فاطمه - سلام الله عليها - در خانه‏اش مي‏خواست؛ با دختر ابي‏ جهل ازدواج کند، و پيامبر - صلي الله عليه و آله و سلم - از اين کار خشمگين شد، و بر منبر به مسلمين از او شکايت نمود و فرمود: علي مي‏خواهد با وجود دختر پيامبر خدا در خانه‏اش، با دختر دشمن خدا ازدواج کند، آگاه باشيد فاطمه پاره‏اي از من است هر کس او را آزار بدهد، مرا آزار داده است، و هر کس او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده است. و هر کس او را به خشم آورد مرا به خشم در آورده است.
سپس امام صادق - عليه‏السلام - فرمود: اي علقمه؛ چقدر سخنان مردم درباره‏ي علي - عليه‏السلام - عجيب و غريب است؟!!
چه قدر فاصله است بين آن کس که مي‏گويد: علي پروردگار و معبود است، و آن کسي که مي‏گويد: او بنده‏ي معصيت ‏کار است، و معبود را معصيت کرده است.
و البته گفته‏ي کسي که گناه را به او نسبت مي‏دهد آسانتر است از گفته‏ي کسي که به او نسبت پروردگاري مي‏دهد.
اي علقمه؛ مگر نه اينکه درباره‏ي خدا گفتند: او يکي از سه تا است؟
مگر نه اينکه او را به مخلوقش تشبيه کردند؟
مگر نه اينکه گفتند: او همان زمانه است؟
مگر نه اينکه گفتند: او همان فلک است؟
مگر نه اينکه گفتند: او جسم است؟
مگر نه اينکه گفتند: او داراي صورت است؟ منزه است خدا و متعالي است از تمام آنچه مي‏گويند.
اي علقمه؛ زبانهائي که ذات خداي متعال را به آنچه ذات مقدسش لايق آن نيست توصيف مي‏کنند چگونه ممکن است نسبت ندهند به شما آنچه را کراهت داريد؟
(ان الأرض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين) [5] .
پس از خدا کمک بگيريد، و صبر کنيد خداوند زمين را به هر کس از بندگانش که بخواهد واگذار مي‏کند و سرانجام نيک از آن پرهيزگاران است.
بني‏اسرائيل به موسي گفتند: (أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا) [6] «پيش از آن که به سوي ما بيايي آزار ديديم (هم اکنون) پس از آمدنت نيز آزار مي‏بينيم (کي اين آزارها سر خواهد آمد)»؟
خداي عزوجل فرمود: (قل لهم يا موسي: عسي ربکم أن يهلک عدوکم و يستخلفکم في الأرض فينظر کيف تعملون) [7] «اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مي‏کنيد»؟ [8] .

پی نوشت ها:
[1] امالي الصدوق: ص 164.
[2] سوره‏ي آل عمران: آيه‏ي 161.
[3] سوره‏ي نجم آيه‏ي 3 و 4.
[4] سوره‏ي انعام آيه‏ي 34.
[5] سوره أعراف آيه‏ي 128.
[6] سوره‏ي اعراف آيه‏ي 139.
[7] سوره‏ي اعراف آيه‏ي 139.
[8] امالي الصدوق: 63 و 64، بحارالأنوار: ج 67 ص 2 ح 4.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir