گوش به دعای مادر

نوع اصطلاح :
عنوان :
گوش به دعای مادر
امام حسن مجتبی علیه‏السلام، در آن شب، همه‏اش کلمات مادرش - که در گوشه‏ای از اطاق، رو به قبله کرده است - گوش می‏داد. رکوع و سجود و قیام و قعود مادر را، در آن شب که شب جمعه بود، تحت نظر داشت.
امام حسن علیه‏السلام، با این که هنوز کودک بود، مراقب بود ببیند مادرش که این همه درباره‏ی مردان و زنان مسلمان دعای خیر می‏کند و یک یک آنها را نام می‏برد و از خدای بزرگ، برای هر یک از آنها سعادت و رحمت و خیر و برکت می‏خواهد، برای شخص خودش، از خداوند متعال چه چیزی را مسألت می‏کند.
امام حسن علیه‏السلام، آن شب را تا صبح نخوابید و مراقب کار مادرش، صدیقه‏ی مرضیه، حضرت فاطمه‏ی زهرا علیهاالسلام بود. او، همه‏اش منتظر بود که ببیند مادرش درباره‏ی خودش چگونه دعا می‏کند و از خداوند متعال برای خودش، چه خیر و سعادتی را می‏خواهد.
آن شب صبح شد و به عبادت و دعا درباره‏ی دیگران گذشت و امام حسن علیه‏السلام، حتی یک کلمه نشنید که مادرش، برای خودش دعا کند.
امام حسن علیه‏السلام، صبح به مادر بزرگوارش گفت: مادرجان! چرا من هر چه گوش کردم، تو درباره‏ی دیگران دعای خیر کردی، ولی درباره‏ی خودت، یک کلمه هم دعا نکردی؟!
مادر مهربانش پاسخ داد:
«یا بنی! الجار، ثم الدار».
یعنی: «پسرک عزیزم! اول همسایه، بعد خانه‏ی خود.»[1] .

پی نوشت ها:
[1] بحارالأنوار، ج 10، ص 25؛ طبق نقل داستان راستان، صص 87،88؛ داستان 24.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir