خلافت معاویه

نوع اصطلاح :
عنوان :
خلافت معاویه
ابن‏ابی‏الحدید، از ابوجعفر، از ابن‏عباس نقل کرده است:
امام حسن علیه‏السلام نزد معاویه - که در مجلس تنگی نشسته بود - رفت، و کنار پاهای او نشست، و معاویه از هر دری سخن گفت، سپس گفت:درشگفتم از عایشه! می‏پندارد که من، در جای خود نیستم و شایستگی این مقام را ندارم. خدا او را بیامرزد! به او چه مربوط است؟! پدر این که نشسته است، با من در این باره به رقابت پرداخته، و خدا او را میراند.
امام حسن علیه‏السلام فرمود:معاویه! آیا این شگفت است؟ گفت:آری به خدا! آن حضرت فرمود:آیا به شگفت‏تر از آن، توجهت دهم؟ معاویه گفت:چیست؟ آن حضرت فرمود:این که تو در صدر مجلس نشسته‏ای و من نزد پای تو. پس [شرمنده شد و] خندید و گفت:پسر برادرم! به من گفته‏اند که قرض داری؟ آن حضرت فرمود:آری. معاویه گفت:چقدر؟ آن حضرت فرمود:صد هزار. معاویه گفت:دستور می‏دهم سیصدهزار به تو بدهند که با صد هزار آن، قرض خود را بدهی، و صد هزار دیگر را میان خاندان خود تقسیم کنی، و صد هزار دیگر، خالص، برای خودت باشد. بزرگوارانه برخیز و صله‏ی خود را بگیر. یزید بن معاویه به پدر خود گفت:سوگند به خدا! [تاکنون] کسی را ندیده‏ام که چونان خودت؛ با تو برخورد کند، سپس سیصدهزار به او بدهی! معاویه گفت:فرزندم! این مقام، حق اینان است. و اگر کسی از اینان نزد تو آمد، تو نیز عطایی کن! [1] .

ابن‏شهرآشوب می گوید:
گفته‏اند که حسن بن علی علیه‏السلام نزد معاویه - که دراز کشیده بود - رفت و کنار پاهای او نشست. معاویه گفت:آیا از عایشه، تو را در شگفت نیاورم که می‏پندارد من شایسته‏ی خلافت نیستم؟ آن حضرت فرمود:و شگفت‏تر از آن، این است که من کنار پاهای تو نشسته‏ام، و تو خوابیده‏ای! پس معاویه شرمنده شد و نشست و عذرخواهی کرد. [2] .

پی نوشت ها:
[1] شرح نهج‏البلاغه ابن‏ابی‏الحدید 12:16.
[2] المناقب 23:4.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir