ضرورت جهاد با ناکثین

نوع اصطلاح :
عنوان :
ضرورت جهاد با ناکثین
امام حسن علیه‏السلام پس از ورود به کوفه در حالی که از بیماری رنج می‏برد و بعد از خواندن نامه‏ی پدرش (امیرالمؤمنین علیه‏السلام) به مردم کوفه سخنرانی مفصلی ایراد کرد و در آن بر ضرورت جهاد با ناکثین و بیعت شکنان تأکید کرد و از ویژگی‏ها و فضایل امیرالمؤمنین علیه‏السلام این گونه سخن گفت:
قال: فلما دخل الحسن و عمار الکوفة، اجتمع الیهما الناس. فقام الحسن، فاستنفر الناس، فحمد الله و صلی علی رسوله، ثم قال: أیها الناس، انا جئنا ندعوکم الی الله و الی کتابه و سنة رسوله و الی أفقه من تفقه من المسلمین، و أعدل من تعدلون، و أفضل من تفضلون، و أوفی من تبایعون، من لم یعبه القرآن، و لم تجهله السنة و لم تقعد به السابقة، الی من قربة الله تعالی الی رسوله قرابتین: قرابة الدین و قرابة الرحم، الی من سبق الناس الی کل مأثرة، الی من کفی الله به رسوله و الناس متحاذلون؛ فقرب منه و هم متباعدون، و صلی معه و هم مشرکون، قاتل معه و هم مهزمون، و بارز معه و هم محجمون، و صدقه و هم یکذبون.
الی من لم ترد له روایة و لا تکافأ له سابقة، و هو سألکم النصر، و یدعوکم الی الحق، و یأمرکم بالمسیر الیه، لتوازروه و تنصروه علی قوم نکثوا بیعته، و قتلوا أهل الصلاح من أصحابه، و مثلوا بعماله و أنهبوا بیت ماله. فاشخصوا الیه رحمکم الله، فأمروا بالمعروف و انهوا عن المنکر، و احضروا بما یحضر به الصالحون.
قال أبومخنف: حدثنی جابر بن یزید، قال: حدثنی تمیم بن حذیم الناجی، قال: قدم علینا الحسن بن علی علیه‏السلام و عمار بن یاسر، یستنفران الناس الی علی علیه‏السلام و معهما کتابه فلما فرغا من قرائة کتابه، قام الحسن - و هو فتی حدث و الله انی لأرثی له من حداثة سنه و صعوبة مقامه - فرماه الناس بأبصارهم و هم یقولون: اللهم سدد منطق ابن بنت نبینا! فوضع یده علی عمود یتساند الیه، و کان علیلا من شکوی به، فقال: الحمد لله العزیز الجبار، الواحد القهار، الکبیر المتعال «سواء منکم من أسر القول و من جهر به و من هو مستخف باللیل و سارب بالنهار» [1] .
أحمده علی حسن البلاء، و تظاهر النعماء، و علی ما أحببنا و کرهنا من شدة و رخاء. و أشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، و أن محمدا عبده و رسوله، امتن علینا بنبوته، و اختصه برسالته، و أنزل علیه وحیه، و اصطفاه علی جمیع خلقه، و أرسله الی الانس و الجن، حین عبدت الأوثان و أطیع الشیطان، و جحد الرحمن، فصلی الله علیه و علی آله و جزاه أفضل ما جزی المسلمین.
أما بعد فانی لا أقول لکم الا ما تعرفون، ان أمیرالمؤمنین علی بن أبی‏طالب - أرشد الله أمره، و أعز نصره - بعثنی الیکم یدعوکم الی الصواب، و الی العمل بالکتاب، و الجهاد فی سبیل الله، و ان کان فی عاجل ذلک ما تکرهون، فان فی آجله ما تحبون ان شاء الله.
و لقدی علمتم أن علیا صلی مع رسول الله صلی الله علیه و آله وحده، و انه یوم صدق به لفی عاشرة من سنة، ثم شهد مع رسول الله صلی الله علیه و آله جمع مشاهده.
و کان من اجتهاده فی مرضاة الله و طاعة رسوله و آثاره الحسنة فی الاسلام ما قد بلغکم و لم یزل رسول الله صلی الله علیه و آله راضیا عنه، حتی غمضه بیده و غسله وحده، و الملائکة أعوانه، و الفضل ابن عمه ینقل الیه الماء، ثم أدخله حفرته، و أوصاه بقضاء دینه و عداته، و غیر ذلک من أموره، کل ذلک من من الله علیه. ثم و الله ما دعا الی نفسه، و لقد تداک الناس علیه تداک الابل الیهم عند ورودها، فبایعوه طائعین، ثم نکث منهم ناکثون بلا حدث أحدثه، و لا خلاف أتاه حسدا له و بغیا علیه.
فعلیکم عباد الله بتقوی الله و طاعته، و الجد و الصبر و الأستعانة بالله و الخفوف الی ما دعاکم الیه أمیرالمؤمنین. عصمنا الله و ایاکم بما عصم به أولیاءه و أهل طاعته، و ألهمنا و ایاکم تقواه، و أعاننا و ایاکم علی جهاد أعدائه. و أستغفر الله العظیم لی و لکم. ثم مضی الی الرحبة، فهیأ منزلا لأبیه أمیرالمؤمنین [2] .
(راوی گوید: وقتی امام حسن علیه‏السلام و عمار وارد کوفه شدند، مردم دور آنها را گرفتند و امام حسن علیه‏السلام به قصد بسیج مردم برخاست و پس از سپاس خداوند و صلوات بر پیامبر او گفت:
ای مردم! ما نزد شما آمده‏ایم تا به سوی خدا دعوت کنیم و به کتاب او و سنت پیامبر او و به فقیه‏ترین مسلمانانی که تفقه کردند و عادل‏ترین آنها که عادلشان می‏شمارید و برترین آنها که افضلشان می‏دارید و وفادارترین آنها که بیعتشان می‏کنید؛ آن کس که قرآن او را مذمت نمی‏کند و سنت فراموشش نمی‏کند و پیشتازی او را زمین‏گیر نمی‏کند.
به سوی آن کس که خداوند او را با دو قرابت به رسول خدا پیوند زد؛ قرابت دینی و قرابت خویشاوندی. به سوی آن کس که از همه‏ی مردم به تمام نیکی‏ها پیش است. به سوی آن کس که خداوند به وسیله‏ی وی رسول خود را کفایت کرد در حالی که مردم خوارش داشتند و با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم همراه شد، در حالی که مردم از وی بسی دور بودند و با ایشان نماز گزارد، در حالی که مردم مشرک بودند و همراه ایشان نبرد کرد در حالی که مردم فراری بودند و همراه ایشان با مردم روبه‏رو شد در حالی که مردم [علیه پیامبر] همدل بودند و پیامبر را تصدیق کرد در حالی که آنها تکذیب وی می‏کردند؛ او شما را به سوی حق دعوت می‏کند.
و از شما می‏خواهد که به سوی وی رهسپار شوید تا بر علیه گروهی که بیعت شکسته‏اند و شایسته‏های اصحاب وی را کشته‏اند و کارگزارانش را مثله کرده‏اند و بیت‏المالش را غارت نموده‏اند، کمکش کنید و او را یاری نمایید. پس خدایتان رحمت کند و به سوی او بشتابید و به معروف دستور دهید و از منکر بازدارید و به سوی آنچه را که صالحان رو می‏آورند پیش روی کنید.
ابومخنف گوید: جابر بن یزید، به نقل از تمیم بن حذیم ناجی گوید: حسن بن علی علیهماالسلام و عمار بن یاسر به قصد بسیج مردم به سوی علی علیه‏السلام وارد کوفه شدند که نامه‏ی ایشان نیز همراهشان بود. وقتی از خواندن نامه‏ی ایشان فراغت یافتند، امام حسن علیه‏السلام که آن زمان جوان نورسته‏ای بود، برخاست. به خدا سوگند که من از نوجوانی او و سختی مسئولیتش دلسوزش بودم.
مردم چشم به او دوختند در حالی که می‏گفتند: خداوندا! منطق دخترزاده‏ی پیامبرمان را گویا ساز سپس ایشان دست بر پایه‏ای نهاد که از آن کمک می‏گرفت و وی از بیماری که داشت ناتوان بود. [آنگاه شروع به صحبت کرده] و فرمود: سپاس خدای را که مقتدر و جبار است، یکتا و قهار است، بزرگ و بلند مرتبه است «برای او یکسان است کسانی از شما که پنهانی سخن بگویند، یا آن را آشکار سازند و کسانی که شبانگاه مخفیانه حرکت می‏کنند یا در روشنایی روز.»
سپاس می‏گویم خدای را بر حسن آزمایش و جلوه‏گری نعمت‏ها و بر پیشامدهای خوشایند و ناگوار از رفاه و تنگدستی. و گواهی می‏دهم که خدا یکتاست و انبازی او را نیست و محمد بنده‏ی او و فرستاده‏ی اوست، خداوند با مبعوث کردن او به پیامبری بر ما بسی منت نهاد و وی را مخصوص ادای پیام خود ساخت و وحی خویش به او نازل فرمود و وی را بر تمام آفریده‏ها برگزید و وی را به سوی جن و انس گسیل فرمود؛ در زمانی که بت‏ها پرستیده می‏شد و شیطان فرمانبرداری می‏گشت و خدای بخشنده انکار می‏شد. پس، درودهای خداوند بر او و خاندان او باد، و خداوند بهتر از پاداش‏های مسلمانان، او را پاداش دهد.
سخن بعد اینکه من به شما جز آن را که می‏دانید، نمی‏گویم؛ همانا که امیرالمؤمنین علی بن ابی‏طالب (که خداوند کارش را به سامان کند و یاریش را پرتوان گرداند)، مرا به سوی شما گسیل داشته و شما را به راه راست و عمل به کتاب [خداوند] و جهاد در راه خدا فرامی‏خواند و هر چند در کوتاه مدت جریان آن باشد که شما خوش ندارید؛ ولی در دراز مدت آن، به خواست خدا، جریان آن گونه خواهد شد که شما دوست دارید.
و شما نیک می‏دانید که علی به تنهایی با رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نماز گزارد و او روزی که به او دل سپرد، در دهمین سال سن خویش بود؛ سپس در تمام مراحل زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همراه ایشان بود و از تلاش‏های او در راه رضای خداوند و فرمانبرداری از پیامبر او و دستاوردهای نیکوی او در اسلام، سخنان بسیار به شما رسیده است و خودتان شنیده‏های بسیار در این مورد دارید و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تا به آخر از وی راضی بود؛ چندان که [به هنگام ارتحال] با دست خویش چشمان پیامبر را فرو بست وبه تنهایی او را غسل داد که ملایکه یاور او بودند و پسر عمویش فضل آب برایش می‏آورد. سپس ایشان را در مرقد خود خوابانید و پیامبر او را وصی خویش ساخت تا دیون ایشان را پرداخته و تعهدات و سایر اموراتش را انجام دهد. تمام اینها از رهگذر منتی بود که خداوند وی را بدان منت نهاده بود.
سپس، ایشان، سوگند به خدا که [مردم را] به سوی خویش فرا نخواند، بلکه چنان شد که مردم همچون فرو ریختن شتران تشنه به آبشخور، بر او فرو ریخته و به رغبت با ایشان بیعت کردند آنگاه بیعت شکنانی از آنان، به خاطر حسد و سرکشی به او بیعت شکستند بی آن که او بدعتی گزارده باشد و یا خلافی انجام داده باشد.
پس ای بندگان خدا! به سوی تقوای الهی و فرمانبرداری از کوشش و شکیبایی و یاری طلبیدن از خدا و خیزش به سوی آنچه که امیرالمؤمنین شما را بدان فراخوانده است، بشتابید. خداوند، به آنچه که اولیای خویش و اهل طاعت خود را حفاظت کرده ما و شما را حفاظت کند و تقوای خود را به ما و شما الهام نماید و ما و شما را بر جهاد دشمنانش یاری رساند. من از خدای عظیم برای خود و شما آمرزش می‏طلبم. «سپس رهسپار رحبه شد [3] و برای پدرش امیرالمؤمنین جایگاهی تدارک دید».)
و در حدیث دیگری آمده است: امام حسن مجتبی علیه‏السلام پیرامون مبارزه و جهاد با ناکثین فرمود:
أیها الناس انه قد کان من امیرالمؤمین علی «علیه‏السلام» ما تکفیکم جملته و قد أتیناکم مستنفرین لکم لأنکم جبهة الأمصار و رؤساء العرب و قد کان من نقض طلحة و الزبیر بیعتهما و خروجهما بعائشة ما قد بلغکم و هو ضعف النساء و و ضعف رأیهن و قد قال الله تعالی: «الرجال قوامون علی النساء» [4] .
و أیم الله لو لم ینصره أحد لرجوت أن یکون له فیمن أقبل معه من المهاجرین و الأنصار و من یبعث الله له من نجباء الناس کفایة فانصروا الله ینصرکم [5] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(ای مردم! همانا که امیرالمؤمنین علی را فضایل و امتیازاتی هست که برخی از آنها برای شما بس است و ما نزد شما آمده‏ایم که شما را بسیج کنیم. زیرا شما پیشانی شهرها و بزرگان عربید، و از بیعت شکنی طلحه و زبیر و اینکه عائشه را همراه خود کرده‏اند. آنچه که لازم بوده به شما رسیده است و این ضعف زنان و ضعف رأی آنان است. خداوند بزرگ فرمود: «مردان، عهده‏دار زنانند.»
سوگند به خدا که اگر کسی او را یاری نکند، آرزو دارم که در میان آنان که با او همراهند، از مهاجر و انصار و آن بزرگانی از مردم که خداوند برای یاری او برپای خواهد خیزاند، کفایت باشد. پس خدای را یاری کنید تا یاریتان کند.)

پی نوشت ها:
[1] سوره‏ی رعد، آیه‏ی 10.
[2] 1- بحارالأنوار، ج 32، ص 87 تا 98.
2- شرح ابن‏ابی‏الحدید، ج 14، ص 11 و 12.
3- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 256، ح 8.
4- نهج السعادة، ج 4، ص 53 به نقل از امالی بن الشیخ ص 87، ح 2، م 43.
[3] رحبة، نام محله‏ای در کوفه که به رحبه خنیس معروف است. تاج العروس.
[4] سوره‏ی نساء، آیه‏ی 34.
[5] 1- امالی طوسی، م 3، ذیل حدیث 2 / 1518.
2- بحارالأنوار، ج 32، ص 73، از امالی شیخ طوسی.
3- کتاب الجمل «للمفید» ص 245.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir