حلم امام در برابر دشمن ناآگاه

نوع اصطلاح :
عنوان :
حلم امام در برابر دشمن ناآگاه
در حدیث آمده است یکی از اهل شام که به مدینه آمده بود، همین که با امام حسن علیه‏السلام برخورد نمود شروع کرد به ناسزاگویی (همان گونه که در شام اهانت و ناسزاگویی به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رایج بود) امام علیه‏السلام به او پاسخی نداد تا سخنانش تمام شود. سپس آن حضرت به مرد شامی سلام کرد و فرمود:
أیها الشیخ أظنک غریبا و لعلک شبهت فلو استعتبتنا اعتبناک و لو سألتنا أعطیناک و لو استرشدتنا أرشدناک و لو استحملتنا و ان کنت جائعا اشبعناک و ان کنت عریانا کسوناک و ان کنت محتاجا اغنیناک و ان کنت طریدا آویناک و ان کان لک حاجة قضیناها لک فلو حرکت رحلک الینا و کنت ضیفنا الی وقت ارتحالک کان اعود علیک لأن لنا موضعا رحبا و جاها عریضا و مالا کبیرا. (کثیرا) [1] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(ای شیخ گمان می‏کنم که غریب باشی و گویا بر تو اموری مشتبه شده باشد، پس اگر از ما حلالیت بطلبی و بخواهی که از تو راضی شویم، از تو راضی و خشنود می‏شویم و اگر چیزی سؤال کنی برایت باربر فراهم می‏کنیم و اگر از ما طلب ارشاد و هدایت کنی تو را ارشاد می‏کنیم و اگر باربرداری بطلبی عطا می‏کنیم و اگر گرسنه باشی تو را سیر می‏کنیم و اگر برهنه باشی تو را می‏پوشانیم و اگر محتاج باشی بی‏نیازت می‏کنیم و اگر رانده شده‏ای ترا پناه می‏دهیم و اگر حاجتی داری حاجتت را برمی‏آوریم و اگر بار خود را به خانه‏ی ما فرود آوری و میهمان ما باشی، تا وقت رفتن برای تو بهتر خواهد بود، زیرا که ما خانه‏ی بزرگ و جاه و مال فراوان داریم.)
در ادامه‏ی روایت آمده است:
آن مرد چون این برخورد را از حضرت امام مجتبی علیه‏السلام دید، گریست و گفت:
(شهادت می‏دهم که تو جانشین خدا در زمین هستی و خدا می‏داند که رسالت خویش را در کجا قرار دهد. من پیش از این سرسخت‏ترین دشمن تو و پدرت بوده‏ام، اما الان دوست داشتنی‏ترین شخص نزد من تو هستی.)
و در حدیث دیگری آمده است:
مردی از اهل شام می‏گوید به مدینه رفتم کسی را دیدم که نیکوتر از او ندیده بودم، پرسیدم او کیست؟ گفتند: حسن بن علی است. بر علی رشک بردم که پسری این چنین دارد، رفتم در مقابلش به او گفتم: آیا تو پسر ابوطالبی؟.
قال علیه‏السلام:
أنا ابن ابنه. قلت: فیک و بأبیک أسبهما. قال علیه‏السلام: أحسبک غریبا. قلت: أجل. قال علیه‏السلام: فمل معی ان احتجت الی منزل أنزلناک و الی مال أرفدناک و الی حاجة عاوناک [2] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(من پسر او هستم. گفتم: پس به تو و پدرت دشنام می‏دهم. امام علیه‏السلام فرمود: تو را غریبه می‏بینم. گفتم: بله، فرمود: همراه من شو! چنانچه نیاز به منزلی داشتی میزبانت می‏شویم و اگر نیازمند کمک مالی بودی، تو را تأمین می‏کنیم و اگر به کاری نیاز داشتی کمکت می‏کنیم.)

پی نوشت ها:
[1] 1- احقاق الحق، ج 11، ص 118 به نقل از مقتل الحسین خوارزمی، ص 131، ط الغری.
2- بحارالأنوار، ج 43، ص 344.
3- تاریخ دمشق (ابن‏منظور) ج 7، ص 26.
4- تاریخ دمشق ترجمه‏ی امام حسن علیه‏السلام ص 169، ح 250.
5- کامل مبرد، ج 1، ص 325.
6- مسند امام مجتبی علیه‏السلام ص 50، ح 10، و ص 93، ح 103.
7- مناقب ابن‏شهرآشوب، ج 4، ص 19.
8- منتهی الآمال، ج 1، ص 162.
[2] 1- احقاق الحق، ج 11، ص 118، و 119 به نقل از مطالب السئوول، ص 67 ط. طوان.
2- الکامل فی اللغة و الأدب (للمبرد) ج 2، ص 84.
3-ربیع الابرار، ج 2، ص 214، ح 32.
4- نثر الدرر، ج 1، ص 331، ب 4.
5- نهایة الارب، ج 6، ص 52، ط قاهره و ص 117، ح 4.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir