قضاوت‏های شگفت‏انگیز امام حسن

نوع اصطلاح :
عنوان :
قضاوت‏های شگفت‏انگیز امام حسن
از امام باقر علیه‏السلام و امام صادق علیه‏السلام روایت شده است که در زمان حکومت امیرالمؤمنین علیه‏السلام روزی امام حسن در جایگاه پدر نشسته بود. جماعتی وارد شدند. پرسیدند: امیرالمؤمنین علیه‏السلام کجاست؟ امام حسن علیه‏السلام فرمود: کارتان چیست؟ گفتند: مسأله‏ای داریم. فرمود: با من در میان بگذارید. گفتند: مردی با زنش همبستر شده و زن پس از آن با کنیز باکره‏ی خود مساحقه کرد و او از این طریق، باردار شد، حکمش چیست؟.
قال علیه‏السلام:
معضلة و أبوالحسن لها و أقول فان أصبت فمن الله ثم من أمیرالمؤمنین علیه‏السلام و ان أخطأت فمن نفسی فأرجو أن لا أخطی ان شاء الله! یعمد الی المرأة فیؤخذ منها مهر الجاریة البکر فی أول وهلة لأن الولد لا یخرج منها حتی تشق فتذهب عذرتها ثم ترجم المرأة لأنها محصنة ثم ینتظر بالجاریة حتی تضع ما فی بطنها و یرد الولد الی أبیه صاحب النطفة ثم تجلد الجاریة الحد [1] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
[مسأله‏ی] سختی است و از پس آن ابوالحسن بر می‏آید. من پاسخ می‏دهم، چنانچه درست گفتم از خداست و سپس از امیرالمؤمنین علیه‏السلام ولی اگر خطا کردم، از من است و امیدوارم که با عنایت خداوند، اشتباه نکنم. از زن بازخواست شده و از او مهریه‏ی دوشیزه گرفته می‏شود، زیرا فرزند از دختر متولد نمی‏شود، مگر آن که [شرمگاهش] شکافته شود، که در این صورت بکارتش زایل می‏شود.
سپس آن زن سنگسار می‏شود، چون شوهر داشته است. سپس صبر می‏کنند تا دختر وضع حمل کند و فرزند به پدرش، که صاحب نطفه است، بازگردانده می‏شود و بر دختر حد جاری می‏شود.)
این جماعت پس از بیان حکم توسط امام حسن علیه‏السلام به امیرالمؤمنین علیه‏السلام مراجعه کردند، امام علیه‏السلام فرمود: از حسن چه پرسیدید و او چه گفت؟ آنها به آن حضرت گزارش دادند. علی علیه‏السلام فرمود: اگر از من می‏پرسیدید بیش از این نمی‏گفتم.
و در حدیث دیگری آمده است:
از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است که در زمان امیرالمؤمنین علیه‏السلام گروهی مردی را دستگیر نموده و به خدمت امام علیه‏السلام آوردند و گفتند: ما این مرد را در خرابه‏ای به همراه کشته‏ی در خون تپیده‏ای یافتیم در حالی که کارد خون‏آلودی در دست این مرد بود.
امام علیه‏السلام از آن مرد پرسید: آیا آن مقتول را تو کشتی؟ گفت: آری. فرمود: او را قصاص کنید. هنگامی که او را برای کشتن می‏بردند مردی دیگر با سرعت خود را به آن جماعت رساند و گفت: برگردید قاتل منم نه او.
وقتی به خدمت امیرالمؤمنین علیه‏السلام رسیدند حضرت به مردی که کارد خونی در دستش بود فرمود: چه چیزی تو را وادار کرد که اقرار به قتل کنی؟ در حالی که قاتل نبودی؟
گفت: مردی به خون آغشته در خرابه و من هم کاردی خون آلوده در دست، چگونه انکار می‏کردم؟. ولی من گوسفندی ذبح کرده و برای قضاء حاجت به آن خرابه رفته بودم که مردم مرا در آن حال یافتند و به خدمت شما آوردند.
امام علی دستور داد این دو مرد را به خدمت فرزندم امام حسن علیه‏السلام ببرید تا او داوری کند.
قال علیه‏السلام:
قولوا لأمیرالمؤمنین علیه‏السلام: ان هذا ان کان ذبح ذاک فقد أحیا هذا و قد قال الله عزوجل: «و من أحیاها فکأنما أحیا الناس جمیعا [2] » یخلی عنهما و تخرج دیة المذبوح من بیت المال [3] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(به امیرالمؤمنین علیه‏السلام بگویید؛ اگر چه این مرد (که بار دوم در موقع قصاص مقر اولی آمد و اقرار کرد)، آن مقتول را سر بریده است، اما اکنون با اقرار، این را زنده کرده است و خداوند بزرگ می‏فرماید: «هر کس انسانی را از مرگ رهاند، گویا تمام مردم را زنده کرده است.» هر دو آنها را آزاد می‏سازد و تاوان و دیه‏ی ذبح شده را از بیت المال می‏پردازند.)
و در حدیث دیگری آمده است: در کوفه از امام حسن علیه‏السلام راجع به کنیزی که هووی او با کمک دختر عموهای خود او را افضاء نمود (پرده‏ی بکارتش را با دست پاره کرد) پرسیدند، امام علیه‏السلام فرمود: زیرک‏های شما کجا هستند؟ من امروز آمادگی برای قضاوت ندارم شما چه می‏گویید؟ گفتند: شما بهتر می‏دانید. امام حسن علیه‏السلام فرمود:
قال علیه‏السلام:
فانی أری أن التی افتضتها زانیة، علیها صداقها، و جلدها مائة. و أری اللائی ضبطنها مفتریات، علیهن جلد ثمانین [4] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(رأی من این است: آن زنی که دوشیزگی دخترک را برده است زناکار است و مهریه‏ی دختر به عهده‏ی اوست و شلاقش صد ضربه است و رأی من درباره‏ی آنها که دخترک را نگه داشته‏اند، این است که آنها تهمت (زنا) زده‏اند و باید بر هر کدام از آنان هشتاد ضربه شلاق زده شود.)
و در حدیث دیگری آمده است:
در زمان امیرالمؤمنین علیه‏السلام دو مرد با هم عقد اخوت بسته بودند، یکی از آن دو به هنگام مرگ به برادرش وصیت کرد که دختر خردسالم را حفظ کن، و او نیز پس از مرگ برادرش دختر او را به خانه‏ی خود برد و از او بهتر از فرزندان خود نگهداری کرد. تا زمانی که سفری طولانی برایش پیش آمد، سفارش آن دخترک را به همسرش نموده و او را به او سپرد و پس از مدتی طولانی که دختر بزرگ شده و جمال پیدا کرده بود.
زن از ترس اینکه مبادا شوهرش پس از بازگشت با این دختر ازدواج کند او را ازاله‏ی بکارت نموده و پس از بازگشت شوهر به آن دختر تهمت فجور زد، ولی دخترک حقیقت را به آن مرد گفت. مرد برای داوری آن زن و دخترک را به نزد امیرالمؤمنین علیه‏السلام آورد و تمام قضایا را برای او شرح داد. امام علی علیه‏السلام به امام حسن علیه‏السلام که روبرویش نشسته بود فرمود: بین آنها داوری کن.
قال علیه‏السلام:
نعم، علی المرأة الحد لقذفها الجاریة و علیها القیمة لافتراعها ایاها [5] .
امام حسن علیه‏السلام فرمود:
(بله؛ زن را باید حد زد، زیرا دخترک را قذف کرده و بهای (مهریه) وی نیز بر اوست، زیرا بکارتش را زایل کرده است.)

پی نوشت ها:
[1] 1- تهذیب الاحکام، ج 10، ص 58، ح 4 / 211.
2- فروع کافی، ج 7، ص 203، ح 1.
3- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام ص 96 ح 1، ب 6، و ص 705، ح 2، ص 99، ح 9.
4- مناقب ابن‏آشوب، ج 4، ص 10.
5- موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 102 به نقل از بحارالانوار، ج 43.
[2] سوره‏ی مائده، آیه‏ی 32.
[3] 1- بحارالأنوار، ج 40، ص 315، ح 91، و ج 101، ص 413، ح 22، به نقل از کتاب مقصد الراغب.
2- حلیة الابرار، ج 3، ص 37، ح 2.
3- فروع کافی، ج 7، ص 289، ح 2.
4- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام ص 100، ح 11.
5- مناقب ابن‏آشوب، ج 4، ص 11.
6- من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 23، ح 3252.
7- وسایل الشیعه، ج 29، ص 143، ح 1/ 35343.
[4] 1- ربیع الابرار، ج 5، ص 262، ح 154.
2- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 705، ح 3، ب 35، و ص 99، ح 8.
[5] 1- بحارالانوار، ج 40، ص 297، ح 70.
2- فروع کافی، ج 7، ص 207، ح 12.
3- وسایل الشیعه، ج 28، ص 170، ب 4 ح 2 /34480. و ص 168 ح 2 / 34474.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir