حمایت از یاران باوفا

نوع اصطلاح :
عنوان :
حمایت از یاران باوفا
در پی پذیرش صلح از طرف امام حسن علیه‏السلام معاویه به امام نوشت که همه‏ی گذشته‏ها را طبق درخواست تو فراموش می‏کنم، ولی سوگند خورده‏ام که هرگاه بر قیس بن سعد بن عباده (یکی از یاران باوفای امام علی علیه‏السلام و امام حسن علیه‏السلام) پیروز شوم، دست و زبانش را ببرم. امام حسن علیه‏السلام در پاسخ نوشت:
من هرگز تا هنگامی که تو در طلب قیس بن سعد یا هر کس دیگری به هر جرمی باشی، با تو بیعت نخواهم کرد، هر چند جرم کسی کوچک یا بزرگ باشد [1] .
و در حدیث دیگری آمده است که:
زیاد بن ابیه حکم بازداشت یکی از یاران امام حسن علیه‏السلام را صادر نموده بود. امام حسن علیه‏السلام برای زیاد نامه‏ای نوشت.
و کتب علیه‏السلام:
اما بعد؛ فقد علمت ما کنا أخذنا لأصحابنا و قد ذکر فلان أنک قد عرضت له، فاحب الا تعرض له الا بخیر [2] .
امام حسن علیه‏السلام نوشت:
(اما بعد از حمد و سپاس خداوند، تو می‏دانی که ما برای یاران‏مان از معاویه چه عهدی گرفته‏ایم. شخصی می‏گوید که؛ تو متعرض او شده‏ای. من دوست دارم که جز به نیکی با او برخورد نکنی.)
زیاد پاسخ تندی به امام حسن علیه‏السلام نوشت: امام علیه‏السلام نامه‏ی او را برای معاویه فرستاد، معاویه به زیاد امر کرد که دست از یار باوفای امام حسن علیه‏السلام بردارد.
و در حدیث دیگری آمده است: به امام حسن علیه‏السلام خبر رسید که زیاد به ابیه (والی کوفه) سعید بن سرح (که از شیعیان اهل بیت علیهم‏السلام بود) را به اتفاق برادر، فرزند و همسرش زندانی کرد و خانه‏اش را ویران نموده و مالش را مصادره کرد. امام علیه‏السلام به زیاد بن ابیه نامه‏ای نوشت:
کتب علیه‏السلام:
أما بعد؛ فانک عمدت الی رجل من المسلمین له ما لهم و علیه ما علیهم، فهدمت داره، و أخذت ماله، و حبست أهله و عیاله؛ فان أتاک کتابی هذا فابن له داره، واردد علیه عیاله و ماله و شفعنی فیه، فقد أجرته، والسلام.
... و کتب جواب کتابه کلمتین لا ثالثة لهما: من الحسن بن فاطمة الی زیاد بن سمیة، أما بعد، فان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: «الولد للفراش و للعاهر الحجر». والسلام [3] .
امام حسن علیه‏السلام نوشت:
(اما بعد از حمد و ستایش خداوند، تو به مردی از مسلمانان که همان حقوق مسلمانان را داراست و هر چه که به نفع آنها باشد، به نفع او نیز هست و هر چه که به زیان آنها باشد، به زیان او نیز هست متعرض شده و خانه‏اش را ویران کرده و مالش را ستانده و اهل و عیالش را زندانی کرده‏ای. پس وقتی این نامه‏ی من به تو رسید، خانه‏اش را برایش بساز و عیال و مالش را به او بازگردان و شفاعت مرا درباره‏ی او بپذیر که من او را پناه داده‏ام. با درود.
(زیاد بن ابیه پاسخ نامطلوبی به امام حسن علیه‏السلام داد. امام متن جواب او را برای معاویه فرستاد و معاویه نیز زیاد را نکوهش کرد و دستور داد فرمان امام حسن علیه‏السلام را اجرا نماید.) امام حسن علیه‏السلام در پاسخ نامه‏ی زیاد نامه‏ای نوشت که تنها دو کلمه داشت و سه کلمه نشد: از حسن بن فاطمه به زیاد بن سمیه! اما بعد، همانا که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فرزند از آن بستر است و نصیب زناکار سنگ. با درود.) [4] .

پی نوشت ها:
[1] نهایة الارب، ج 7، ص 15، در کتاب الفتوح (ابن‏اعثم کوفی) ج 4، ص 294، مضمون این حدیث موجود می‏باشد.
[2] 1- البیان و التبیین، ج 2، ص 212.
2- بحارالأنوار، ج 44، ص 92، ح 7.
3- شرح ابن‏ابی‏الحدید، ج 16، ص 18.
4- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 375، ح 3، و ص 378، ح 5.
5- نثر الدرر، ج 3، ص 21.
[3] 1- تاریخ دمشق (ابن‏منظور) ج 9، ص 86.
2- شرح ابن‏ابی‏الحدید، ج 16، ص 194.
3- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 376، ح 4.
[4] اشاره به انتصاب زیاد به ابوسفیان است.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir