لباس روز عید

نوع اصطلاح :
عنوان :
لباس روز عید
یک روز عید، امام حسن و امام حسین علیه‏السلام که کودک بودند، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و اظهار داشتند:
یا جداه الیوم یوم العید و قد تزین اولاد العرب بألوان اللباس و لبسوا جدید الثیاب و لیس لنا ثوب جدید و قد توجهنا لجنابک عیدیتنا منک، و لا نرید سوی ثیاب نلبسها. [1] .
(ای جد بزرگوار! امروز روز عید است و اطفال عرب جامه‏های نو و رنگارنگ پوشیده‏اند و ما جامه‏ی نو نداریم و برای آن خدمت شما آمده‏ایم، تا عیدی خود را از شما دریافت کنیم، و جز لباسی که آن را بپوشیم، چیز دیگری نمی‏خواهیم.)
چون در منزل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لباسی متناسب آن دو بزرگوار نبود، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به فکر فرو رفت که تقاضایشان را چگونه پاسخ گوید؟. ناگاه حضرت جبرئیل نازل شد و گفت: ای رسول خدا، از فرزندانت بپرس چه رنگی را در لباس دوست دارند تا به اذن خدا فراهم شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رو به حسن کرد و فرمود: چه رنگی را دوست داری؟.
امام حسن علیه‏السلام پاسخ داد: اریدها خضراء (من رنگ سبز را دوست دارم)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به حسین علیه‏السلام کرد و فرمود: شما چه رنگی را دوست داری؟.
امام حسین علیه‏السلام جواب داد: یا جداه اریدها حمراء (من رنگ سرخ را دوست دارم.)
پس از درخواست و تعیین رنگ لباس، با دخالت جبرئیل و دعای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لباس‏ها فراهم شد. امام حسن علیه‏السلام لباس سبز و امام حسین علیه‏السلام لباس سرخ را پوشیدند و سرگرم بازی شدند.
جبرئیل که به رنگ لباس آن عزیزان نگاه کرد، گریست.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: برادرم جبرئیل! در روز عید که روز شادی است، چرا گریه می‏کنی؟.
جبرئیل پاسخ داد: (به یاد سرانجام این عزیزان افتادم، که حسن را با زهر مسموم می‏کنند و رنگ بدن او سبزگونه می‏شود. و امروز او رنگ سبز را برگزید. و حسین را با شمشیر شهید می‏کنند که در خون خود می‏غلطد که امروز رنگ سرخ را برای لباس خود انتخاب کرد.)
با شنیدن این خبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز گریست.
و در حدیث دیگری آمده است: امام رضا علیه‏السلام فرمود: عیدی آمد و امام حسن و امام حسین علیه‏السلام لباس نو نداشتند، به مادرشان فاطمه علیهاالسلام گفتند:
یا اماه قد تزینوا صبیان المدینة الا نحن فما لک لا تزینینا بشی‏ء من الثیاب فها نحن عرایا کما ترین. [2] .
(مادرجان، کودکان مدینه آراسته شده‏اند، جز ما. تو را چه می‏شود که ما را به چیزی از لباس نمی‏آرایی. هم اینک ما برهنه‏ایم، همچنان که می‏بینی.)
حضرت فاطمه علیهاالسلام به آنان فرمود: نور چشمان من! پیراهن‏های شما نزد خیاط است [3] ، انشاء الله تا شب آماده می‏شود.
وقتی شب فرا رسید، بچه‏ها دوباره از لباس عید پرسیدند، حضرت فاطمه علیهاالسلام به گریه افتاد و فرمود: هرگاه خیاط بیاید، شما را شادمان می‏کنم. چون شب عید فرارسید کسی بر درب کوبید. حضرت فاطمه علیهاالسلام پرسید: چه کسی درب را می‏کوبد؟.
صدا آمد که: خیاط هستم، لباس‏های حسنین را آوردم. وقتی فاطمه درب را گشود، دید مردی با هیبت و وقار دستاری را به او داد و گفت: این لباس عیدی حسنین است و رفت.
وقتی آن را گشودند دیدند، دو جامه و دو شلوار و دو ردا و دو عمامه و دو جفت کفش بچه‏گانه است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز عید به منزل فاطمه علیهاالسلام آمد و بچه‏ها را در لباس‏های نو و فاخری دید. فرمود: دخترم! خیاط را شناختی؟ گفت: نه. فرمود: آن رضوان، خازن بهشت بود، جبرییل مرا از این جریان آگاه ساخت.

پی نوشت ها:
[1] 1- بحارالأنوار، ج 44، ص 245، ح 45.
2- مدینة المعاجز، ج 3، ص 325، ح 73 / 911.
[2] 1- بحارالأنوار، ج 43، ص 289، ح 52.
2- مدینة المعاجز، ج 3، ص 323، ح 72 / 910.
[3] قابل ذکر است که این جمله، یک امر عرفی است که پیراهن نزد خیاط است، و چه بسا توریه باشد، که هرگز کذب از ناحیه‏ی حضرت زهرا علیهاالسلام تلقی نمی‏شود.
اصطلاح تصادفی
 
 

   به جهت ترویج فرهنگ اسلامی و معرفتی ، استفاده از کلیه ابزارها ، قالبها ، مقالات و محتویات چندرسانه ای (صدا و تصویر) به جز برای موارد تجاری بلامانع است .

    کپی برداری  و حذف کپی رایت از آواتارها، ابزارهای وبلاگی (کد و گرافیک) و قالبهای پایگاه جامع عاشورا شرعا حرام و قابل پیگرد قضایی است.

 Copyright © 2014 / 1393 Ashoora.ir